﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:07.000
‫دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

00:00:08.000 --> 00:00:13.000
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال

00:00:17.000 --> 00:00:34.000
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال

00:00:40.332 --> 00:00:44.003
‫- هیچ خوابیدی؟
‫- تو پوست خودم نمی‌گنجم

00:00:44.670 --> 00:00:46.047
‫بگیر بخواب

00:00:46.130 --> 00:00:50.301
‫کالسکه خیلی تکون‌تکون می‌خوره,
‫مگه می‌شه خوابید!

00:01:19.497 --> 00:01:21.040
‫برام نامه بنویس

00:01:22.083 --> 00:01:25.336
‫نلی، مرغ‌ها رو ببر تو آلونک

00:01:27.338 --> 00:01:28.589
‫یالا

00:01:43.187 --> 00:01:44.396
‫لولو

00:02:01.038 --> 00:02:02.873
‫چه سفر دشواری

00:02:03.415 --> 00:02:05.876
‫ به وایمار که برسم
خوشحال می‌‌‌‌‌شم

00:02:09.630 --> 00:02:12.716
‫خواهران محبوب

00:02:12.800 --> 00:02:14.844
‫خانم‌ها عیبی نداره من یک نخ سیگار دود کنم؟

00:02:14.927 --> 00:02:17.138
‫نه، من خودم هم دوست دارم دود کنم

00:02:27.148 --> 00:02:30.651
‫در پاییز 1787 شارلت فن لنگفلدِ جوان

00:02:30.734 --> 00:02:33.154
‫به خدمت مادرخوانده خود ‫رسید

00:02:33.237 --> 00:02:36.574
‫او به مرکز دوک‌نشین
‫ساکسونی-وایمار فرستاده شد

00:02:36.657 --> 00:02:41.537
‫به این امید که عمه‌اش، شارلت
‫آلبرتاین ارنشتاین فن اشتاین

00:02:41.620 --> 00:02:43.539
‫از او ندیمه‌ای بسازد

00:02:43.622 --> 00:02:47.418
‫- بفرمایید؟
‫- شارلت فن لنگفلد, دعوت داشتم

00:02:47.501 --> 00:02:49.545
‫برو به سمت ورودی کناری

00:02:50.588 --> 00:02:52.047
‫مارشتالشتراز

00:02:52.840 --> 00:02:54.717
بار و بنه‌اش هم هست

00:02:54.800 --> 00:02:57.553
‫مُراد قلبی مادرش
‫این بود که او,,,

00:02:57.636 --> 00:03:01.765
‫جوانی نجیب‌زاده و
‫ثروت‌مند را برای خود بیابد

00:03:03.434 --> 00:03:06.103
‫شارلت را دختری می‌دانند مطیع

00:03:06.187 --> 00:03:10.691
‫که فقط آنچه را می‌گوید و به کار می‌بنند
‫که از او خواسته شده

00:03:15.362 --> 00:03:17.781
‫- پیراموس!
‫- اون پیراموسه!

00:03:17.865 --> 00:03:20.492
‫همون شیری که پرده خون‌آلود به دهن گرفته؟

00:03:21.535 --> 00:03:24.872
‫فراو فن اشتاین، ستاره‌ای درخشان
‫در عمارت دوک کارل آگست

00:03:24.955 --> 00:03:26.373
‫که از عزیمت سال گذشته‌ی,,,

00:03:26.457 --> 00:03:29.710
‫دوست خود، که شاعری نامدار بود، به ایتالیا
‫سخت بی‌تابی می‌کرد

00:03:37.968 --> 00:03:40.471
‫مدئا، داره بچه‌هاش رو می‌کُشه!

00:03:40.554 --> 00:03:42.932
‫مدئا بچه‌هاش رو می‌کشه

00:03:44.642 --> 00:03:47.937
‫نخست با فرزندخوانده‌ش سردی می‌نمود

00:03:50.689 --> 00:03:53.067
‫شارلت تمامی زمستان را به یادگیری
‫آداب برخورد با,,,

00:03:53.150 --> 00:03:57.196
‫جامعه ادبا، موسیقی، و جشن‌های
‫عمارت گذارند

00:04:00.074 --> 00:04:04.578
‫بهار که رسید، دعوت‌نامه‌های بسیاری داشت،
‫بیشترشان را پذیرفت

00:04:04.662 --> 00:04:07.998
‫بسیار رقصید و در گفتگوهایی لطیف
‫حضور یافت

00:04:08.082 --> 00:04:11.085
‫اما زندگی او را به کجا
‫و به سوی که می‌بُرد

00:04:11.168 --> 00:04:14.588
‫روز اولی که این‌جا آمده بود
‫دلش قرص‌تر از حالا بود

00:04:17.925 --> 00:04:20.594
‫لحن نامه‌هایش تغییر کرد

00:04:21.845 --> 00:04:27.101
‫احترام او نسبت به جامعه اشراف به خوارشماری،
‫و ملاحضه‌کاری‌اش به تنهایی بدل شد

00:04:27.184 --> 00:04:29.019
‫در بهار 1788

00:04:29.103 --> 00:04:33.691
‫تنها یک کاپتان مجرد اسکاتلندی مانده بود
‫که محبت خود را از هر سو نثار او می‌کرد

00:04:33.774 --> 00:04:36.610
‫کارلین عزیز و دلبندم

00:04:36.694 --> 00:04:40.864
‫باید حادثه‌ی خاکسپاری دروغین
‫فراو فن ورتهازن را برایت گزارش کنم

00:04:41.740 --> 00:04:47.705
‫همسر جوان آقای فن ورتهازن پیر،
‫عصرگاهی در جشنی، حال خوشی داشت

00:04:47.788 --> 00:04:53.127
ظهر روز بعد، خبر فوت
ناگهانی او به گوش ‫همسرش رسید

00:04:53.627 --> 00:04:57.464
‫پیرمرد شتابان به خانه رفت و همسرش را،
‫از قرار، برای جلوگیری سرایت بیماری

00:04:57.548 --> 00:04:59.800
‫پیشاپیش در تابوت یافت

00:05:00.926 --> 00:05:03.053
‫گریست، او را در همان تابوت بسته به
‫ معرض تماشا گذاشت

00:05:03.137 --> 00:05:05.222
‫و سه روز بعد دفنش کرد

00:05:06.056 --> 00:05:11.228
‫اما خواهر او متوجه شد
‫که مارکی فن برنباخ-نامی,,,

00:05:11.312 --> 00:05:14.732
‫که در این چند هفته آخر با فراو فن ورتهازن
‫بسیار عیاق می‌نمود

00:05:14.815 --> 00:05:19.069
‫به یکباره ناپدید گشته است، همانطور
‫که نیمی از جامه‌های زن جوان!

00:05:19.820 --> 00:05:25.534
‫وقتی که فرار این زوج فاش گشت
‫و گور را گشودند

00:05:25.617 --> 00:05:27.828
‫به جای زن، عروسکی بزرگ

00:05:31.415 --> 00:05:33.167
‫در آن یافت شد

00:05:34.001 --> 00:05:37.838
‫این حادثه در پشت پرده ستایش شده

00:05:37.921 --> 00:05:40.257
‫ذوقی بین المللی را به نمایش می‌گذارد

00:05:40.341 --> 00:05:44.595
‫افزون بر این‌ها، همچون
‫گنج بادآورده‌ای از ابتکارات است

00:05:44.678 --> 00:05:48.515
‫که به وقت ضرورت راه فرار از ازدواجی
‫ملالت‌بار را پیش پای انسان می‌گذارد

00:05:48.599 --> 00:05:50.434
‫متوجه شدید؟

00:05:50.976 --> 00:05:53.604
‫کسی راه رو بلده؟

00:05:54.938 --> 00:05:56.440
‫کسی صدام رو می‌‍شنوه؟

00:05:59.985 --> 00:06:02.029
‫من گم شدم, شما می‌دونید میدان بازار کجاست؟

00:06:02.112 --> 00:06:03.822
‫البته

00:06:04.448 --> 00:06:06.367
‫انتهای خیابان، بپیچید به چپ

00:06:07.117 --> 00:06:09.703
‫از کوچه‌ی تاریکی که به
‫سمت کلیساهای قدیمی می‌ره,,,

00:06:09.787 --> 00:06:11.789
‫چطور ممکنه؟

00:06:23.967 --> 00:06:26.220
‫من از این‌ راه اومدم

00:06:26.303 --> 00:06:28.263
‫و حالا این‌جا ام

00:06:28.806 --> 00:06:29.890
‫نه، اون‌طرف

00:06:30.557 --> 00:06:32.601
‫- کجا؟
‫- اون طرف

00:06:33.143 --> 00:06:35.646
‫نه، کنارش, اون‌جا,

00:06:38.357 --> 00:06:40.609
‫یعنی خانم‌ها هم بلدند نقشه بخونند؟

00:06:41.318 --> 00:06:45.239
‫یعنی به درک استراتژیک و اراده خلاقه‌ی
‫یک مرد نیازی نیست؟

00:06:45.322 --> 00:06:47.658
‫شبیه به اون چیزی برای جنگ به پا کردن لازمه؟

00:06:50.160 --> 00:06:51.161
‫درسته

00:06:51.829 --> 00:06:53.914
‫اشتباه می‌کنید،
‫ما این‌جا نیستیم

00:06:53.997 --> 00:06:56.458
‫شما هم اشتباه می‌کنید،
‫وگرنه گم نمی‌شدید

00:06:56.542 --> 00:06:59.503
‫درسته, تسلیم می‌شم و گوش می‌کنم

00:07:00.504 --> 00:07:02.965
‫اگر اشتباه کردید،
‫شما رو مقصر می‌دونم

00:07:03.048 --> 00:07:04.675
‫البته اگر تونستید راه برگشت رو پیدا کنید!

00:07:09.721 --> 00:07:13.851
‫بانو امر کردند که خانمِ فرزند‌خوانده
‫فورا در سالن حاضر بشن

00:07:15.352 --> 00:07:19.273
‫اگرچه به دلیل نَبودِ عمارتی
‫باغ‌دارِ اجاره‌ای در این شهر

00:07:19.356 --> 00:07:23.777
‫کل فصل رو در کنار یک دارالمجانین
‫به سر خواهیم برد

00:07:23.861 --> 00:07:27.781
‫فرزند عزیزم، باز هم دلیل نمی‌شه
‫طوری رفتار بکنی

00:07:27.865 --> 00:07:31.368
‫که رهگذرها خانه‌ی ما رو با
‫اون مرکز [دیوانگان] اشتباه بگیرند

00:07:31.452 --> 00:07:34.997
‫و البته که اگر بانوی بلند-مرتبه‌ای مثل تو
‫باهاشون مثل کلفت آشپزخونه حرف بزنه

00:07:35.080 --> 00:07:38.542
‫چنین اشتباهی هم خواهند کرد

00:07:38.625 --> 00:07:40.836
‫مهم‌تر از همه، لولو

00:07:40.919 --> 00:07:46.175
‫تا وقتی که مردی جلوی خانه ایستاده،
هیچوقت با مردی که پشت خونه ایستاده لاس نزن

00:07:46.258 --> 00:07:48.927
‫به کاپتان بگو تشریف بیارند

00:08:03.233 --> 00:08:07.988
‫امکانش هست که فراولین فن لنگفلد رو
‫برای گردشی در,,,

00:08:08.071 --> 00:08:13.243
‫بیشه‌ی "گُلز" بیرون ببریم؟

00:08:13.327 --> 00:08:15.078
‫"گْهُلز" کاپتان

00:08:15.829 --> 00:08:18.874
‫- گِهولز؟
‫- گْهلز

00:08:29.009 --> 00:08:31.345
‫بهار 1788، رودل‌اشتات

00:08:31.428 --> 00:08:35.224
‫به لطف لولوی عزیز، بابت رهنمودش
‫در باب صحنه‌سازی مرگ

00:08:35.307 --> 00:08:37.935
‫برای گُریز از ازدواجی ناخواسته

00:08:38.018 --> 00:08:40.896
‫اما زندگی با بلویتز آن‌قدرها هم
‫بد نیست

00:08:40.979 --> 00:08:45.275
‫دست‌کم، این آزادی را به من می‌دهد تا به
‫زودی برای دیدن تو راهی وایمار شوم

00:08:46.860 --> 00:08:50.197
‫به سوگند پنهانی‌مان خیلی فکر کردم، لولو

00:08:50.280 --> 00:08:55.118
‫همان سوگندی که پنج سال پیش در میان
‫همهمه‌ی آبشار شاف‌هاوزن بر زبان راندیم

00:08:59.540 --> 00:09:02.292
‫کارلین فن بلویتز (نام خانوادگی شوهر)
‫با زادنامِ فن لنگفلد

00:09:02.376 --> 00:09:05.879
‫به خواهرش نوشت که چطور
‫پنج سال قبل، یعنی در می 1783،

00:09:05.963 --> 00:09:08.215
‫و فقط بدین منظور که شارلت بشنود

00:09:08.298 --> 00:09:10.551
‫نقشه‌ی زندگی آینده‌اش را بر بالای آب‌ها
‫فریاد کرده است

00:09:11.468 --> 00:09:14.721
‫بله، او به ازدواج با
‫فردریش فن بلویتز تن می‌دهد

00:09:14.805 --> 00:09:18.642
‫تا شارلت و مادرش را از نظر
‫اقتصادی در حاشیه امنی قرار دهد

00:09:18.725 --> 00:09:23.105
‫اما همچنان بنای آن دارد که تحت یوغ
‫ازدواج اجباری زندگی مستقلی را پی بگیرد

00:09:23.188 --> 00:09:26.775
‫جشن‌هایی را ترتیب دهد و پذیرای
‫هنرمندان و شاعران بزرگ باشد

00:09:26.858 --> 00:09:29.653
‫مهم‌تر از همه اینکه، خواهرش هرگز
‫نباید او را تنها بگذارد

00:09:29.736 --> 00:09:32.656
‫به روح آب خروشان قسم بخور!

00:09:33.490 --> 00:09:37.828
‫قسم می‌خورم! به روح آب خروشان سوگند!

00:09:39.162 --> 00:09:42.249
‫فقط تو می‌دانی که بلویتز
‫را تنها با وجود تو در قلبم

00:09:42.332 --> 00:09:45.919
‫به عوان خواهر و مونس، پذیرا خواهم شد

00:09:46.670 --> 00:09:51.091
‫چنین کردم، اما از آن هنگام روح
‫من از فردوسِ عشق بیرون افتاده

00:09:52.175 --> 00:09:56.638
‫دلتنگ تو ام، هرروز و هرروز دلتنگ تو ام

00:09:57.431 --> 00:10:01.435
‫و مشتاق ام تا تو و مرد
‫انگلیسی سرخ‌پوش را ببینم

00:10:02.185 --> 00:10:03.770
‫پی‌نوشت:

00:10:03.854 --> 00:10:05.897
‫ببخشید, می‌دانم که مردی اسکاتلندی‌ست

00:10:07.858 --> 00:10:12.738
‫اما هنگامی که کارلین در وایمار به دیدار
‫خواهرش رفت، فاجعه پیشاپیش رخ نموده بود

00:10:34.718 --> 00:10:36.637
‫کمی پُرس و جو کردم

00:10:36.720 --> 00:10:40.849
‫آقای هِرُن دیروز به برلین رفته

00:10:40.932 --> 00:10:44.227
‫می‌خواد به هند بره و زندگی قهرمانه‌اش رو
‫به مثابه یک سرباز پی بگیره

00:10:44.311 --> 00:10:48.273
‫در نامه خداحافظیش همه‌چیز رو
‫با طول و تفضیل توضیح داده بود

00:10:50.651 --> 00:10:53.987
‫- آدم باورش نمی‌شه!
‫- باید باورش بشه

00:10:54.071 --> 00:10:56.740
‫اگر باور نکنه، اون‌وقت باید
‫به دیگر حدسیات میدون بده

00:10:56.823 --> 00:11:00.702
‫لولو، حقیقت اینه که، جناب آقای اسکاتلندی
‫شما رو قال گذاشته

00:11:00.786 --> 00:11:03.664
‫شاید برات شعرهای انگلیسی قشنگ‌قشنگ
‫نوشته باشه

00:11:03.747 --> 00:11:07.459
‫یا بخواهد موقعی که برگشت
‫باهات دیدار بکنه، اما,,,

00:11:11.171 --> 00:11:13.256
‫کجا می‌ری، فرزندم؟

00:11:14.424 --> 00:11:17.636
‫پوزش می‌خوام, اجازه بدید برم، عمه جان

00:11:18.595 --> 00:11:21.598
‫باید دمی با خودم خلوت کنم، لین

00:11:24.351 --> 00:11:27.396
‫شارلت هنوز هم قدر خودش رو نمی‌دونه

00:11:27.479 --> 00:11:32.693
‫در دلبری از جامعه و عموم
‫هیچ بلندپرواز نیست

00:11:32.776 --> 00:11:36.238
‫این امر تحسین‌برانگیزیه،
‫اما خیلی نویدبخش نیست

00:11:36.321 --> 00:11:38.949
‫شاید لازم باشه که یک نفر تشویقش کنه

00:11:39.032 --> 00:11:40.534
‫آره

00:11:40.617 --> 00:11:42.744
‫این دختر حرف‌های زیادی برای گفتن داره

00:11:44.663 --> 00:11:47.040
‫درسته، سخنور چنان قابلی نیست

00:11:47.124 --> 00:11:49.209
‫بذله‌گویی برگ برنده‌ش نیست

00:11:49.292 --> 00:11:51.962
‫اما کردارش,,, خودش رو دست کم می‌گیره

00:12:06.518 --> 00:12:10.772
‫شماها اشتباه فکر می‌کنید,
‫من به خاطر کاپتان ناراحت نیستم

00:12:10.856 --> 00:12:13.567
‫- پس چی؟
‫- فقط خیلی خجل شدم

00:12:13.650 --> 00:12:18.155
‫مامان من رو فرستاد این‌جا،
‫اون‌همه لباس برای من خریدید

00:12:18.238 --> 00:12:21.908
‫شوهرت هم خرید، مثلا قرار بود
‫یک شوهر سرسنگین پیدا کنم

00:12:21.992 --> 00:12:24.911
‫اما حالا از پس نگه‌ داشتن
‫یک سرباز انگلیسی هم برنمی‌آم

00:12:26.997 --> 00:12:30.167
‫- یعنی او رو دوست نداشتی؟
‫- نه

00:12:30.250 --> 00:12:33.086
‫به خداوندی خدا، نه

00:12:33.170 --> 00:12:35.589
‫اما خب، زنش می‌شدم

00:12:35.672 --> 00:12:41.261
‫اگر رایم رو می‌زدید که «باهاش ازدواج
‫کن، بهتر از این نصیبت نمی‌شه» راضی می‌شدم

00:12:41.344 --> 00:12:43.513
‫ما هیچوقت همچین کاری نمی‌کنیم

00:12:43.597 --> 00:12:47.851
‫باید یکی رو بیابی که دوستش داری,
‫یک کسی که خوشحالت کنه

00:12:48.351 --> 00:12:51.772
‫- گمون نکنم من جنم عشق ورزیدن رو داشته باشم
‫- چرا؟

00:12:53.523 --> 00:12:57.527
‫فقط دعا می‌کنم شوهری نصیبم شه
‫که کمی شبیه پدرمون باشه

00:12:57.611 --> 00:12:59.446
‫عزیز من

00:12:59.529 --> 00:13:01.990
‫پدرمون مردی بود مستمند و علیل,
‫زمین‌گیر بود

00:13:02.073 --> 00:13:05.994
‫[عوضش] مهربون بود و قشنگ حرف می‌زد,,,
‫درباره همه‌چیز

00:13:06.077 --> 00:13:07.704
‫مردم، طبیعت,,,

00:13:07.788 --> 00:13:10.457
‫نه مثل آدم‌های شرور دادگاه

00:13:10.540 --> 00:13:14.586
‫که همه‌چیز رو قضاوت می‌کنند
‫و هر کلمه رو می‌سنجند

00:13:16.254 --> 00:13:20.133
‫تا حالا در وایمار مرد مجردی رو ندیدی که
‫ازش خوشت بیاد؟

00:13:33.480 --> 00:13:35.315
‫در روز بازگشت به خانه

00:13:35.398 --> 00:13:38.360
‫کارلین نامه‌ای را روی میز خواهرش یافت
‫مربوط به دو هفته‌ی پیش

00:13:38.443 --> 00:13:40.403
‫از طرف آقای فردریش شیلر-نامی

00:13:40.487 --> 00:13:44.991
‫که به شارلت گفته بود، پس از
‫دیدار نخستین‌شان پای پنجره

00:13:45.075 --> 00:13:50.205
‫چند مرتبه‌ای سراغ او را گرفته،
‫و می‌داند که او کی‌ست

00:13:50.288 --> 00:13:55.085
‫و برای دیدار دوباره
‫چشم‌به‌راه گوشه‌ی چشمی است

00:13:58.004 --> 00:14:00.590
‫کارلین بدون درنگ پاسخی
‫برای او نوشت

00:14:09.015 --> 00:14:12.853
‫آقای فردریش شیلر، وایمار، آم فرانپلن

00:14:15.772 --> 00:14:18.358
اقای شیلر عزیز، شما مرا نمی‌شناسید

00:14:18.441 --> 00:14:22.362
‫اما من یادداشتی را که برای خواهرم فرستادید
‫روی میز یافتم

00:14:22.445 --> 00:14:24.906
‫و به خود اجازه دادم تا آن را بخوانم

00:14:25.782 --> 00:14:30.871
‫به نظر من هر دوی شما با هم خواهید ساخت

00:14:30.954 --> 00:14:33.039
‫اندکی نگران خواهر کوچکم هستم

00:14:33.123 --> 00:14:35.292
‫می‌توانی کمی از او مراقب کنی؟

00:14:35.375 --> 00:14:37.794
‫فراو فن اشتاین،
‫رخصت می‌خواهم,,,

00:14:37.878 --> 00:14:41.131
‫تا فراولین لنگفند را، همراه دختران جوان،
‫و البته در موافقت با شروط شما

00:14:41.214 --> 00:14:42.883
‫به گردش عصرگاهی ببرم

00:14:42.966 --> 00:14:45.719
‫به او نگو که من برایت نامه‌ای نوشتم

00:14:45.802 --> 00:14:50.390
‫اما اگر خواستی می‌توانی در رودل‌اشتات
‫با ما دیدار کنی

00:14:50.473 --> 00:14:52.893
‫مادرمان، که کنار من
‫و شوهرم زندگی می‌کند

00:14:52.976 --> 00:14:57.147
‫از دیدن شاعری نامی چون شما،
‫که نمایشنامه‌ی "دزدان"ش

00:14:57.230 --> 00:15:01.568
‫او را اندکی نیز بدنام ساخته، مشعوف خواهد شد

00:15:01.651 --> 00:15:03.987
‫رودل‌اشتات به فاصله سفری یک روزه
‫در جنوب این ناحیه واقع شده است

00:15:04.070 --> 00:15:07.073
‫و دوک‌نشینی کوچک و باصفاست

00:15:07.157 --> 00:15:09.117
‫می‌توانید به آن‌‍جا بیایید و
‫باخود شور و حالی بیاورید

00:15:09.200 --> 00:15:11.244
‫منبت‌کاریه،چاپ برجسته

00:15:11.328 --> 00:15:14.414
‫اجازه می‌ده کنتراست بیشتر
‫و فضاهای تیره‌ بزرگ‌تر بشن

00:15:16.666 --> 00:15:21.129
‫شارلت، به این حروف
‫نگاه کن، دیدوئه، مال فرانسه‌ست

00:15:21.212 --> 00:15:23.006
‫خیلی شفافه

00:15:26.760 --> 00:15:28.219
‫نگاه کن

00:15:30.013 --> 00:15:32.015
‫انقلابی به پا کرد, شفافیتش
‫باعث می‌شه راحت‌تر خونده بشه

00:15:32.766 --> 00:15:34.976
‫بعد از چاپ این‌شکلی می‌شه

00:15:36.102 --> 00:15:40.607
‫خیال کن یک روز همه سواددار می‌شدند،
‫می‌فهمیدند و کتاب می‌خریدند

00:15:40.690 --> 00:15:41.691
‫و دست‌شون به کتاب می‌رسید

00:15:41.775 --> 00:15:44.653
‫اون روز که بیاد کتاب‌ها در دسترس
‫همه قرار می‌گیرند

00:15:44.736 --> 00:15:46.780
‫ایده‌ها همگانی می‌شدن

00:15:47.447 --> 00:15:49.491
‫حتی فکرش رو هم که
‫می‌کنم از خود بی‌خود می‌شم!

00:15:50.408 --> 00:15:55.038
‫به گمونم بشریت از طریق دانش و
‫سیاحت در زیبایی راستین متحول خواهد شد!

00:15:55.121 --> 00:15:59.542
‫ما، شارلت، من و تو، در طی
‫عمرمون شاهد دنیای جدیدی خواهیم بود

00:15:59.626 --> 00:16:03.713
‫کُتت پاره شده، این‌جاش هم هست

00:16:03.797 --> 00:16:05.632
‫بده‌ش به من تا رفوش کنم

00:16:07.050 --> 00:16:10.470
‫دفعه دیگه می‌آرمش

00:16:12.430 --> 00:16:13.556
‫بدرود

00:16:21.606 --> 00:16:23.692
‫- خانم کارتون دارن
‫- چی شده؟

00:16:23.775 --> 00:16:26.569
‫یک نامه از ایتالیا رسیده، از طرف گُته

00:16:26.653 --> 00:16:27.988
‫"آقای فن گُته"

00:16:28.071 --> 00:16:30.532
‫- کی؟
‫- امروز بعد از ظهر که بیرون بودید

00:16:43.128 --> 00:16:45.046
‫دیگه برنمی‌گرده

00:16:45.839 --> 00:16:47.757
‫دیگه برنمی‌گرده پیش من

00:16:52.679 --> 00:16:55.056
‫بیرون, بیرون!

00:17:03.440 --> 00:17:06.192
‫شاید همین تجارب بود
‫که این احساس را در شارلت به وجود آورد

00:17:06.276 --> 00:17:09.863
‫که ایثار و دل‌شکستگی
‫در بزرگ‌ترین دلدادگی‌ها گنجیده اند

00:17:09.946 --> 00:17:14.242
‫و اینکه عشقی ناکام، فرد دل‌شکسته
‫را با هاله‌ای از زیبایی می‌آراید

00:17:15.160 --> 00:17:18.538
‫او همیشه مادرخوانده‌اش را دوست نمی‌داشت

00:17:18.621 --> 00:17:23.293
‫اما او را بابت مشقاتی که از برای دوست
‫برجسته‌ش، گته، به جان خریده بود می‌ستود

00:17:23.376 --> 00:17:26.921
‫اینک موسیقی تراژدی را می‌شنید

00:17:27.005 --> 00:17:30.759
‫این است تراژدی عشق، تراژدی ازدواج

00:17:30.842 --> 00:17:32.469
‫که انگار به او می‌گفت

00:17:32.552 --> 00:17:37.515
‫تو برای احساسات شگرفی از این
‫دست ساخته نشده ای، شارلت فن لنگفلد کوچک

00:17:44.564 --> 00:17:47.567
‫تابستان 1788، رودل‌اشتات

00:17:55.742 --> 00:17:57.786
‫کِی می‌رسه؟

00:17:57.869 --> 00:18:01.164
‫فردا بعد از ظهر، اگر کالسکه
‫وقت‌شناس باشه

00:18:01.247 --> 00:18:05.502
‫- کجا ساکن می‌شه؟
‫- لولو یک اتاق در ولکشدت براش کرایه کرده

00:18:05.585 --> 00:18:09.130
‫وقتی که به دیدنمون بیاد،
‫هرروز آمدنش رو از اون دوردورها می‌بینیم

00:18:10.590 --> 00:18:12.509
‫چه گردش دلپذیری

00:18:15.178 --> 00:18:18.848
‫هرچقدر که دست‌مون تنگ‌تر می‌شه

00:18:18.932 --> 00:18:22.185
‫اسم و رسم‌مون بیشتر گل می‌کنه

00:18:24.270 --> 00:18:28.108
‫عزیزم، درباره موضوع شیلر
‫چیز جدیدی به خاطرت رسیده؟

00:18:28.191 --> 00:18:29.192
‫آره

00:18:29.275 --> 00:18:33.947
‫به واسطه‌ی نمایشنامه انقلابی
‫معروفش درباره "دزدان" شورشی

00:18:34.030 --> 00:18:35.657
‫آوازه‌ش از خودش جلو زده،
‫اون هم به ناحق

00:18:35.740 --> 00:18:36.991
‫ناحق؟

00:18:37.075 --> 00:18:40.120
‫یک مرد جوانه با تب و تاب فزاینده، درست

00:18:40.203 --> 00:18:44.290
‫اما جای نگرانی نیست،
‫شاعره و بسیار هم متشخص

00:18:44.374 --> 00:18:46.960
‫روزی دو مرتبه بندازیدش تو [رود] زاله
‫تا از تب و تاب بیفته

00:18:47.043 --> 00:18:50.004
‫و حواس‌تون باشه چرخ [بحث] تاریخی-سیاسی رو
‫به چرخش نندازه

00:18:50.088 --> 00:18:52.632
‫که اون‌موقع دیگه هیچکس جلودارمون نیست

00:18:52.715 --> 00:18:56.553
‫اما در عوض خوش‌رفتارترین عزیزکرده‌ی
‫دخترانته

00:19:09.065 --> 00:19:10.692
‫چی شده؟

00:19:11.568 --> 00:19:15.864
‫ممکنه توقع زیادی از ما داشته باشه,
‫اگه حوصله‌ش سررفت چی؟

00:19:15.947 --> 00:19:20.076
‫نگران نباش, بگذارید برسه تا ببینیم چی می‌شه

00:19:20.743 --> 00:19:25.373
‫به‌ش می‌آد صبح به صبح برامون نامه بنویسه
‫و بگه کی منتظرش باشیم

00:19:25.456 --> 00:19:27.584
‫می‌خواد تا ظهر کار کنه

00:19:27.667 --> 00:19:32.380
‫پس باید اوایل بعد از ظهر منتظرش
‫باشیم و راه رفتنش رو کنار رودخانه بپاییم

00:19:34.299 --> 00:19:38.595
‫ببینیم چقدر طول می‌کشه
‫از دم پل تا این‌جا بیاد

00:19:38.678 --> 00:19:39.762
‫از حالا شروع شد

00:19:40.263 --> 00:19:43.016
‫خیلی کُنده,
‫شیلر یک‌جور دیگه راه می‌ره

00:19:43.099 --> 00:19:45.185
‫خیلی خوب، یک قدری از زمان
‫می‌کاهیم

00:19:45.268 --> 00:19:48.605
‫همچین که دیدیم داره می‌‌آد
‫چند تا کتاب جدید می‌گذاریم روی میز

00:19:48.688 --> 00:19:49.856
‫و اون‌طرف

00:19:49.939 --> 00:19:51.191
‫هرروز کتاب‌های متفاوت

00:19:51.274 --> 00:19:54.027
‫اگر هوا خوب بود،
‫می‌نشینیم تو باغ و می‌نوشیم

00:19:54.110 --> 00:19:56.362
‫مامان گفته بریم جلوی خونه پیشوازش

00:19:56.446 --> 00:20:00.200
‫- چرا؟
‫- آخه از خونه خود‌ش خجالت می‌کشه

00:20:00.283 --> 00:20:02.202
‫خونه‌ی ما بوی شوهرم رو می‌ده

00:20:04.287 --> 00:20:05.788
‫نگاه کن، الان باید کنار پل باشه

00:20:05.872 --> 00:20:07.707
‫کلی وقت داری تا کلاه‌گیس بگذاری

00:20:07.790 --> 00:20:10.710
‫- من که اصلا کلاه‌گیس نمی‌گذارم
‫- یا گونه‌های سرخت رو نیشگون بگیری

00:20:13.338 --> 00:20:15.632
‫اون‌وقت الان باید کجا باشه؟

00:20:15.715 --> 00:20:18.384
‫- کنار نیمکت
‫- می‌تونه ببیندمون

00:20:18.468 --> 00:20:20.136
‫از پای پنجره برو کنار

00:20:23.473 --> 00:20:25.934
‫- نباید بفهمه منتظر بودیم!
‫- نه

00:20:26.017 --> 00:20:30.063
‫نهایتا پشتت رو بکن سمتش, از دیدنش
‫خوشحال ایم، اما قرار نیست بال‌بال بزنیم

00:20:30.146 --> 00:20:32.398
‫زن‌ها نباید مثل شیر ترشیده خودشون
‫رو به کسی عرضه کنند، خب؟

00:20:32.482 --> 00:20:33.900
‫لاته؟

00:20:39.739 --> 00:20:41.908
‫ببخشید، شما رو با کسی اشتباه گرفتم

00:20:41.991 --> 00:20:44.744
‫این‌قدر ترش‌رو نباشید، آقای شیلر

00:20:44.827 --> 00:20:46.162
‫تشریف آورد

00:20:46.246 --> 00:20:48.456
‫اما لولو این‌جاست، نه لاته

00:20:48.539 --> 00:20:50.833
‫- یک روز زود تشریف آوردید!
‫- می‌دونم

00:20:50.917 --> 00:20:52.835
‫این‌قدر بدعنق نباش

00:21:07.850 --> 00:21:09.352
‫ممنون

00:21:09.435 --> 00:21:12.522
‫اتاق ولکشدت چطوره؟ خوبه؟

00:21:12.605 --> 00:21:15.024
‫بله, گرچه یک روز زود آمدم

00:21:15.108 --> 00:21:17.694
‫آدم‌های نازنینی ان، قهوه هم نوشیدم

00:21:17.777 --> 00:21:19.946
‫عجیبه که تاریخ‌ها رو اشتباه کردم

00:21:20.029 --> 00:21:21.906
‫بله، عجیبه

00:21:25.243 --> 00:21:27.787
‫حالا باید شما رو به مادرمون معرفی کنیم

00:21:28.454 --> 00:21:31.958
‫مخصوصا که دقت رنگ‌ها فوق العاده‌ست

00:21:32.959 --> 00:21:34.627
‫این اولین جلد از,,,

00:21:34.711 --> 00:21:38.256
‫نوشته‌های جنگل‌پروری
‫مرحوم هر فن لنگفلده

00:21:38.756 --> 00:21:40.300
‫فی الحال پیش-نسخه‌اش چاپ شده

00:21:40.383 --> 00:21:42.802
‫نمونه چاپی رو اصلاح کردیم

00:21:42.885 --> 00:21:46.014
‫و کار مقابله با دست‌نوشته‌های اصلی هم
‫صورت گرفت

00:21:46.097 --> 00:21:47.849
‫این دست‌خط پدرتونه؟

00:21:49.392 --> 00:21:50.393
‫بسیار پُرشوره!

00:21:50.476 --> 00:21:54.147
‫نیمی از تن همسرم بعد از سکته
‫فلج شد

00:21:55.398 --> 00:21:59.902
‫بعد از اون به ناچار با دست چپ می‌نوشت

00:21:59.986 --> 00:22:02.113
‫این شورمندی از اون‌جا می‌آد

00:22:03.239 --> 00:22:05.950
‫گاهی نمی‌شه این خرچنگ‌قورباغه‌ها رو خواند

00:22:06.909 --> 00:22:11.831
‫عزیزم، مسئله خانوادگیه, خواهش می‌کنم

00:22:20.590 --> 00:22:22.342
‫شما در خونه روبرویی ساکنید، خانم؟

00:22:22.425 --> 00:22:25.345
‫نه, اما در منزل دامادم
‫پذیرای مهمانان هستم

00:22:25.428 --> 00:22:28.431
‫او این‌جا نیست, برلینه

00:22:28.514 --> 00:22:31.184
‫از بعد از فوت همسرم، یعنی بیش
‫از ده سال پیش

00:22:31.267 --> 00:22:34.854
‫میانه‌روی راه خودش رو
‫به زندگی ما گشود

00:22:34.937 --> 00:22:36.689
‫آقای فن بلویتز ثروت‌منده؟

00:22:36.773 --> 00:22:38.941
‫از خانواده ثروت‌مندی می‌آد

00:22:39.025 --> 00:22:43.029
‫و الان هم به عنوان خزانه‌دار شاهزاده
‫شوارزبورگ از موقعیت خوبی برخورداره

00:22:43.112 --> 00:22:45.573
‫و به همین زودی‌ها عضو
‫هیئت رایزنان سلطنتی می‌شه

00:22:45.656 --> 00:22:48.785
‫و بله، از اون‌جایی که ممکنه
‫ظنِّی به دل راه بدید

00:22:49.327 --> 00:22:54.707
‫نمی‌شه گفت که موقعیت فوق‌العاده‌ی ایشون،
‫در ازدواج او و دخترم خللی به وجود آورده

00:23:00.797 --> 00:23:05.468
‫بله، بسیار شفیقه، اما
‫نه سلیقه داره و نه پول

00:23:05.551 --> 00:23:07.470
‫مثل گداهاست

00:23:07.970 --> 00:23:12.725
‫لولو، من نفرستادمت عمارت وایمار
‫که برای خودت یک شاعر آسمون‌جل پیدا کنی

00:23:13.226 --> 00:23:16.229
‫- یه کم از خواهرت یاد بگیر
‫- لازم نکرده

00:23:16.312 --> 00:23:18.564
‫مردک آس و پاسه

00:23:19.524 --> 00:23:22.944
‫شاید دندون طمعش رو تیز کرده که
‫این‌جا چیزی به‌ش بماسه

00:23:23.027 --> 00:23:26.072
‫نکنه عمدا همچین خیالی
‫به سرش انداختی، شارلت؟

00:23:26.155 --> 00:23:30.034
‫من نیازی ندارم دروغ ببافم تا
‫طعمه دندون‌گیری بشم، مامان

00:23:31.035 --> 00:23:34.622
‫دیگه عالم و آدم می‌دونن که ما
‫از تو بشقاب طلا غذا نمی‌خوریم

00:23:35.665 --> 00:23:39.665
‫شفقت آقای شیلر، که من اجازه دارم
‫ازش بهره‌مند بشم، حسابگرانه نیست [و دِلیه]

00:23:42.338 --> 00:23:46.426
‫او شاعر بزرگیه و من افتخار می‌کنم
‫که پیش‌مون می‌مونه

00:23:46.509 --> 00:23:49.011
‫و به چشم دوست نگاهش می‌کنم

00:23:50.680 --> 00:23:53.015
‫ببخشید، عزیزم

00:23:53.099 --> 00:23:57.645
‫فراموش کردم زخم روحت چقدر تازه‌ست

00:23:58.187 --> 00:24:01.649
‫- مامان، ایشون فرانسوی حرف می‌زنه
‫- بله، فرانسوی حرف می‌زنم

00:24:02.358 --> 00:24:04.819
‫چرا که فرانسوی,,,

00:24:07.697 --> 00:24:09.365
‫زبانِ [عصر] روشنگریه

00:24:11.784 --> 00:24:14.787
‫«نور با به دنیا بیاور»
‫حرف دوران نوین همینه

00:24:14.871 --> 00:24:17.290
‫بزرگ‌ترین دستاورد روشنگری

00:24:17.373 --> 00:24:21.127
بهره‌برداری رایگان طبیعت
و منابع حیات‌بخش اونه

00:24:21.210 --> 00:24:23.337
‫از این منظر، همسر شما، به عنوان
‫جنگل‌بانِ شاهزاده

00:24:23.421 --> 00:24:25.673
‫مشعل این فرایند به حساب می‌آن

00:24:25.756 --> 00:24:28.634
‫او با چشمانی شُسته، به
مواهب طبیعت نگریست

00:24:28.718 --> 00:24:31.512
‫شهرت کُنت فن لنگفلد با
‫پادشاه پروس پهلو می‌زنه

00:24:31.596 --> 00:24:37.185
‫همسر من کُنت نبود و نیازی هم
‫به چرب‌زبانی نیست

00:24:38.060 --> 00:24:42.523
‫دوست دارم آینده دخترم رو
‫بس درخشان ببینم، آقای شیلر

00:24:43.566 --> 00:24:45.693
‫بله، قابل درکه

00:24:45.776 --> 00:24:48.154
‫وقتی که همسرم مُرد

00:24:48.237 --> 00:24:51.699
‫شارلت هرروز ازم می‌پرسید، هشت سالش هم
‫بیشتر نبود

00:24:51.782 --> 00:24:54.076
‫که «مامان، الان دیگه فقیر شدیم؟»

00:24:54.160 --> 00:24:59.248
‫من هم می‌گفتم «یعنی بین قفر یک آدم
‫معمولی و خودمون فرقی نمی‌گذاری؟»

00:25:00.082 --> 00:25:05.254
‫هروقت فقط یکی از دوازده دست سرویس نهارخوری
‫26-تکه‌مون باقی مونده بود یعنی فقیر شدیم

00:25:05.338 --> 00:25:08.341
‫هروقت که مجبور شدیم
‫تو خونه‌ای زندگی کنیم که هرکدوم‌مون

00:25:08.424 --> 00:25:11.844
‫فقط یک اتاق داشتیم و تنها
‫سه خدمت‌کار، یعنی فقیر شدیم»

00:25:11.928 --> 00:25:14.263
‫همچین حرفی به‌ش زدم

00:25:14.347 --> 00:25:15.932
‫حالا چطور؟

00:25:16.599 --> 00:25:19.018
‫حالا چی برامون مونده؟

00:25:19.101 --> 00:25:20.895
‫خانه‌ی پشتی

00:25:21.771 --> 00:25:26.901
‫آقای شیلر، دخترهای من لایق
‫یک زندگی آسوده ان

00:25:35.493 --> 00:25:37.286
‫ایتالیا

00:25:38.955 --> 00:25:40.081
‫بله

00:25:43.709 --> 00:25:45.461
‫اون‌جاست

00:25:46.379 --> 00:25:47.797
‫من که اون‌جا نخواهم رفت

00:25:53.177 --> 00:25:55.096
‫داره برمی‌گرده

00:25:56.305 --> 00:26:00.810
‫وقتی که فراو فن اشتاین رو در وایمار
‫ترک کردم، آخرین نامه او از مِران رسیده بود

00:26:12.530 --> 00:26:16.993
‫هرروز بعدازظهر دو خواهر، من رو تا
‫بیرون شهر، بالای پلِ روی رود زاله، می‌بردند

00:26:17.076 --> 00:26:20.663
‫و بعد از اون هم، برای باقی عصر، به منزل‌شون

00:26:20.746 --> 00:26:23.499
‫و به دو ایزدبانوی رود می‌مانستند,,,

00:26:23.583 --> 00:26:27.336
‫در آستانه‌ی دروازه بهشتی که
‫روزی به سوی من نیز گشوده می‌شد

00:26:29.714 --> 00:26:34.510
‫روی خودمون اسم‌های رمزی گذاشتیم،
‫به قول فرانسوی‌ها، اسامی جنگی

00:26:34.594 --> 00:26:37.513
‫شارلت "خرد" بود و کارلین هم "سوز"

00:26:41.892 --> 00:26:47.023
‫ببحشید، ویلهلم، می‌دونم که به‌ت قول دادم
‫اگر برام یک زن با جهاز 12000 تالری پیدا کنی

00:26:47.106 --> 00:26:51.611
‫یک تراژدی و چند تا شعر پیش من داری

00:26:51.694 --> 00:26:53.613
‫اما حالا شادمان ام و گیج

00:26:53.696 --> 00:26:56.115
‫این دو خواهر نیز پولی ندارند

00:26:56.198 --> 00:26:57.950
‫اما همچنان، تابستان و این رودخانه,,,

00:26:58.034 --> 00:27:00.870
‫اگر بدون شاهکار [هنری]،
‫اما با دو شعله درون قلبم بازگردم

00:27:00.953 --> 00:27:03.664
‫مرا خواهی بخشید؟

00:27:15.217 --> 00:27:16.344
‫هاپو!

00:27:19.221 --> 00:27:21.390
‫- کمک! کمک!
‫- داره غرق می‌شه!

00:27:21.474 --> 00:27:23.851
‫- کمک!
‫- خدایا، داره غرق می‌شه

00:27:23.934 --> 00:27:25.645
‫- کجا؟
‫- کمک!

00:27:27.271 --> 00:27:28.522
‫داره غرق می‌شه

00:27:32.443 --> 00:27:33.819
‫- شنا بلده؟
‫- کمک

00:27:33.903 --> 00:27:35.154
‫شنا بلدی؟

00:27:36.822 --> 00:27:37.907
‫نه

00:27:38.908 --> 00:27:40.493
‫یالا

00:27:50.169 --> 00:27:52.963
‫بیا این‌جا، بیا پیش من

00:28:07.978 --> 00:28:09.772
‫- شیلر!
‫- ایدا!

00:28:13.150 --> 00:28:14.735
‫بچه!

00:28:16.362 --> 00:28:17.905
‫دارمت!

00:28:18.447 --> 00:28:20.282
‫- از این‌ور!
‫- بچه رو بگیر!

00:28:20.366 --> 00:28:22.868
‫- بگیرش!
‫- دستش رو بگیر!

00:28:24.995 --> 00:28:27.123
‫فریتز، من اینجا ام!

00:28:27.206 --> 00:28:28.749
‫فریتز!

00:28:32.795 --> 00:28:33.879
‫گرفتمت!

00:28:36.465 --> 00:28:37.883
‫ادامه بده!

00:28:44.724 --> 00:28:46.392
‫ایدا!

00:28:48.978 --> 00:28:50.563
‫ایدا ماری!

00:28:57.737 --> 00:29:00.489
‫می‌بریمت خونه، جفت‌مون باهم

00:29:03.659 --> 00:29:05.995
‫باید لباس‌هات رو دربیاری

00:29:06.078 --> 00:29:08.789
‫- من خوب ام
‫- باید گرم بشی

00:29:11.208 --> 00:29:13.836
‫مسخره‌بازی درنیار، خودت رو به کشتن می‌دی

00:29:34.231 --> 00:29:36.108
‫گرم نگه‌ش دار

00:30:25.449 --> 00:30:28.160
‫"//" یعنی شیلر

00:30:28.244 --> 00:30:32.248
‫از اجرای خیرخواهانه "مثلث"،
که تو باشی، قدردانی می‌کنه

00:30:32.331 --> 00:30:34.041
‫و "دایره"، تو هستی

00:30:34.124 --> 00:30:38.504
‫درسته, "در 27م ماه گذشته"

00:30:38.587 --> 00:30:42.508
‫که یعنی دیروز, تمام تاریخ‌ها، به
اضافه یک ماه و منهای دو روز، هستند

00:30:42.591 --> 00:30:44.385
‫امروز 30مه

00:30:44.468 --> 00:30:48.180
‫و او از اجرای خیرخواهانه
‫ما قدردانی می‌کنه

00:30:48.264 --> 00:30:52.101
‫- دوباره دو ممیز (//)
‫- یعنی او

00:30:52.184 --> 00:30:54.103
‫امید به تکرار این اجرا داره,

00:30:54.186 --> 00:30:56.856
‫اما هنرمندان تور هنری را
‫به بعد موکول کرده اند

00:30:56.939 --> 00:30:59.608
‫و به نظر می‌رسد که
‫نمایش مجدد نیاز به شکیبایی دارد,

00:31:24.174 --> 00:31:25.926
‫دایره‌ها، مثلث‌ها

00:31:26.552 --> 00:31:28.304
‫رمزیه

00:31:28.387 --> 00:31:30.890
‫برای رمزگشایی به نامه‌های بیشتری
‫نیاز داریم

00:31:30.973 --> 00:31:33.601
‫مشکلی نیست, روزی دو تا از این‌ها
‫به دست‌شون می‌رسه

00:31:33.684 --> 00:31:36.896
‫سعی می‌کنم نمادها رو به یاد بسپرم
‫تا نامه بعدی برسه

00:31:36.979 --> 00:31:40.065
‫شاید دخترهات تا اون‌‌موقع رمز رو تغییر بدند

00:31:40.149 --> 00:31:43.235
‫این مزخرفات چیه؟
‫نکنه همه دیوانه شدند؟

00:31:43.319 --> 00:31:45.571
‫حرارت، خانم، مراقب باشید

00:31:45.654 --> 00:31:47.323
‫- مزخرفات
‫- نباید بو ببرند

00:31:58.667 --> 00:32:01.253
‫"// عزیز,,,

00:32:02.671 --> 00:32:05.174
‫اجرا در آن وقت,,,"

00:32:05.257 --> 00:32:06.967
‫یعنی امروز

00:32:07.051 --> 00:32:10.512
‫"به بعد موکول شده,,,

00:32:10.596 --> 00:32:13.766
‫چرا که قشون به سنگرها بازگشته بودند

00:32:13.849 --> 00:32:16.936
‫بازیگران,,,"
‫یک دایره و یک مثلث بکش,,,

00:32:17.019 --> 00:32:19.313
‫که یعنی ما دو تا

00:32:19.396 --> 00:32:23.609
‫"برای اجرای مجدد مجبور
‫به یافتن مکانی تازه شدند"

00:32:30.074 --> 00:32:31.825
‫این هم از ما

00:32:31.909 --> 00:32:34.286
‫اکنون هر سه آن‌ها یکی می‌شدند

00:32:34.370 --> 00:32:39.708
‫و همانگونه که مادلن دو سکودری وصف
‫کرد، سه شیوه‌ی دستیابی را مرور می‌کردند

00:32:39.792 --> 00:32:42.795
‫اون‌قدری جون داری که با جفت ما کنار بیایی؟

00:32:42.878 --> 00:32:44.296
‫مزاحمت که نیستیم؟

00:32:44.380 --> 00:32:47.508
‫ما که تازه رسیدیم، چطور مزاحمش شدیم؟

00:32:51.095 --> 00:32:53.472
‫نخست: آیرونی

00:32:53.555 --> 00:32:56.809
‫دوم: بازشناسی احساسات واقعی

00:32:56.892 --> 00:33:00.020
‫سوم: صداقت پایان‌ناپذیر

00:33:00.896 --> 00:33:04.274
‫مظنون، پس از نجات جان
یک نفر، لرز سختی داره

00:33:04.358 --> 00:33:05.317
‫<i>یک</i>

00:33:05.401 --> 00:33:06.986
‫عجب فرصت مناسبی

00:33:07.069 --> 00:33:09.196
‫سرجوخه، بازش کن

00:33:09.279 --> 00:33:11.490
‫متهم باید دست به دعا بشه

00:33:11.573 --> 00:33:15.369
‫تا این‌جا به چیزی ورای از متون فاضلانه،
‫مثلا نامه‌های عاشقانه معطر

00:33:15.452 --> 00:33:18.372
‫دست پیدا نکنیم

00:33:21.834 --> 00:33:24.420
‫شورش هلند

00:33:24.503 --> 00:33:26.839
‫بعد از اینکه برگشتی به باغ،
‫این رو هم برامون می‌خونی؟

00:33:26.922 --> 00:33:28.257
‫حتما

00:33:28.757 --> 00:33:31.885
‫این‌جا هوا خفه‌ست,
‫بگذار پنجره رو باز کنم

00:33:33.262 --> 00:33:36.682
‫این چی چیه؟
‫مادام فن کالب؟

00:33:36.765 --> 00:33:38.183
‫<i>دو</i>

00:33:38.267 --> 00:33:40.060
‫مگه او متاهل نیست؟
‫اشتباه می‌کنم؟

00:33:40.144 --> 00:33:43.272
‫- متاهله
‫- زن آقای فن کالبه دیگه؟

00:33:44.773 --> 00:33:46.066
‫که این‌طور

00:33:47.443 --> 00:33:49.445
‫"ارباب ارجنمد جواب,,,"

00:33:50.529 --> 00:33:53.032
‫لولا، بیا، تو این‌یکی رو بخون

00:33:57.453 --> 00:34:00.414
‫در نگاه اول که نشانی
‫از سبک‌سری نیست

00:34:02.166 --> 00:34:04.418
‫درباره ادبیاته

00:34:06.045 --> 00:34:07.880
‫مال تو چطور؟

00:34:10.007 --> 00:34:12.342
‫بریم سراغ  بعدی

00:34:14.887 --> 00:34:16.263
‫این خوبه؟

00:34:16.346 --> 00:34:17.639
‫لولو

00:34:18.474 --> 00:34:20.267
‫مادام فن کالب به نامه‌ای استناد کرده

00:34:20.350 --> 00:34:23.479
‫که تو، آقای شیلر، از قرار معلوم
‫به دوستت کُرنر نوشتی

00:34:23.562 --> 00:34:25.814
‫در ادامه نقل قولی کرده:

00:34:26.398 --> 00:34:29.151
‫«تو زنی می‌خواهی وظیفه‌شناس,,,»

00:34:29.234 --> 00:34:34.156
‫و بعد «در پیوند ابدی نباید
‫هیچ اشتیاقی را دخیل کرد»

00:34:34.239 --> 00:34:38.744
‫کُرنر بچه‌ی خوبیه,
‫مرتب به من انگ سستی می‌زد

00:34:38.827 --> 00:34:40.245
‫می‌خواستم خیالش رو راحت کنم

00:34:40.329 --> 00:34:42.081
‫فراو فن کالب از کجا خبردار شده؟

00:34:42.164 --> 00:34:45.459
‫وقتی که این نامه رو برای کُرنر می‌نوشتم،
‫او هم حاضر بود

00:34:45.542 --> 00:34:48.295
‫- حاضر بود؟
‫- حسابی به‌م متلک گفت

00:34:48.378 --> 00:34:51.131
‫دقیقا چه جنس رابطه‌ای با فراو فن کالب داری؟

00:34:51.215 --> 00:34:52.800
‫انگ؟ یالا ببینم

00:34:53.342 --> 00:34:56.678
‫- شوهرش از من به نیکی یاد می‌کنه
‫- به خاطر روی هم ریختن با زنش؟

00:34:56.762 --> 00:34:59.431
‫دوست داره زنش رو در انجمن‌های
‫برجسته ببینه

00:34:59.515 --> 00:35:01.350
‫درسته

00:35:01.433 --> 00:35:04.812
‫در دادگاه می‌گن که هر فن کالب بر
‫دوستی همسرش با شیلر صحه می‌گذاره

00:35:04.895 --> 00:35:06.605
‫دوستی؟

00:35:06.688 --> 00:35:10.692
‫اما این تاییدیه ضمنی در دردگاه
‫از سنگینی این بی‌نزاکتی کم نمی‌کنه

00:35:10.776 --> 00:35:12.945
‫من هم بخشودگی نخواستم

00:35:13.779 --> 00:35:17.825
‫و به دادگاه وایمار هم اهمیتی نمی‌دم,
‫از دنیای من به دوره

00:35:17.908 --> 00:35:21.787
‫آیرونی، دلبری،
‫من برای این کارها زیادی ساده ام

00:35:21.870 --> 00:35:25.707
‫ساده نیستی, روراستی, این‌ها با هم فرق دارن

00:35:26.208 --> 00:35:27.376
‫<i>سوم</i>

00:35:29.044 --> 00:35:32.631
‫لولو، من که باور نمی‌کنم تو هوای رقیق
‫وایمار رو دوست داشته باشی

00:35:32.714 --> 00:35:35.134
‫حتی اگر اون‌جا آشنا شده باشیم

00:35:35.717 --> 00:35:39.638
‫یعنی می‌گی هر اونچه به جانِ
‫ما، به طبع و طبیعت ما می‌نشینه

00:35:39.721 --> 00:35:41.890
‫مثل یک ملودی زیبا نیست؟

00:35:41.974 --> 00:35:45.686
‫و این نیاز مادی نیست که ما رو
‫به دنیای نُت‌های فالش می‌کشونه؟

00:35:45.769 --> 00:35:49.273
‫دروغ‌ها، نقش بازی کردن
‫غیرطبیعی در دادگاه,,,

00:35:49.773 --> 00:35:51.650
‫آدم در چنین جامعه‌ای خفه می‌شه

00:35:51.733 --> 00:35:56.405
‫طولی نمی‌کشه تا دیگه نفهمیم چه احساسی داریم
‫و چه می‌خواهیم

00:35:57.948 --> 00:36:00.242
‫آثار پشیمانی درش بروز کرد!

00:36:01.451 --> 00:36:04.913
‫آدمی مثل من، حداقل انتظاراتش
‫رو از زندگی برآورده می‌کنه

00:36:05.664 --> 00:36:09.543
‫کارلین، شارلت،
‫من هر دوی شما رو دوست دارم

00:36:11.253 --> 00:36:13.839
‫و نمی‌تونم ترک کردن شما رو
‫متصور بشم

00:36:13.922 --> 00:36:15.591
‫ببخشید

00:37:00.219 --> 00:37:01.720
‫بفرمایید

00:37:03.889 --> 00:37:05.224
‫عصر به خیر

00:37:07.226 --> 00:37:09.102
‫کارلین

00:37:11.980 --> 00:37:13.148
‫مامان

00:37:16.568 --> 00:37:20.322
‫باید حرف بزنیم, همین حالا

00:37:24.243 --> 00:37:28.288
‫تو همین‌جا بمون, بعدا حرف می‌زنیم,
‫بجنب، کارلین

00:37:33.001 --> 00:37:38.006
‫حالا دیگه مردی که پله‌هاش رو چنان
‫روشن می‌کنه که استخوان‌های آدم بشکنه هم,,,

00:37:38.090 --> 00:37:39.967
‫برای من نامه می‌نویسه

00:37:40.050 --> 00:37:42.302
‫بس کن، درد می‌گیره

00:37:43.512 --> 00:37:45.138
‫چی شده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:37:45.222 --> 00:37:48.475
‫- خانم افتادند؟
‫- آره, اما نیازی به تو نیست, بیرون، بیرون

00:37:57.359 --> 00:38:01.321
‫تو برلین به گوشش رسیده،
‫خدا می‌دونه راسته یا نه

00:38:01.405 --> 00:38:04.950
‫اما خیالی نیست، آقای شیلر خونه‌ی ما مهمونه

00:38:05.033 --> 00:38:09.288
‫و حالا هم که او نیست، حال و هوای این‌جا
‫خوشه

00:38:09.371 --> 00:38:11.707
‫از من خواسته تا به‌ت یادآوری کنم

00:38:11.790 --> 00:38:14.293
‫که حواست هم به تاهل و هم به آبروت باشه

00:38:14.376 --> 00:38:17.629
‫- چرا به خودم ننوشته؟
‫- فرانسوی حرف بزن، کارلین

00:38:18.880 --> 00:38:22.384
‫دلم نمی‌خواد این حرف‌ها بیفته تو دهن
‫خدمت‌کارها!

00:38:22.467 --> 00:38:23.927
‫پنجره رو ببند

00:38:27.431 --> 00:38:30.309
‫چه بازی‌های بچگانه‌ای که درنمی‌آری!

00:38:30.392 --> 00:38:33.812
‫نامه‌های رمزی،
‫و اون نمایش مسخره با روبنده,,,

00:38:33.895 --> 00:38:37.899
‫که دو روز پیش در خونه‌ی
‫موسیو شیلر در ولکشدت به‌ پا کردید

00:38:38.900 --> 00:38:42.070
‫فضاحت عمومیی که هفته پیش
‫سر اون بچه‌ و رودخانه راه انداختید

00:38:42.154 --> 00:38:45.657
‫که به گوش هر کس و ناکسی در
‫رودل‌اشتات رسید، حتی خانواده‌ی شاهزاده

00:38:45.741 --> 00:38:48.994
‫چه کار باید می‌کردیم؟
‫می‌گذاشتیم بچه غرق بشه؟

00:38:49.077 --> 00:38:51.872
‫- موسیو شیلر!
‫- موسیو شیلر!

00:38:51.955 --> 00:38:54.708
‫این موسیو شیلر خیلی,,,

00:38:56.585 --> 00:38:57.586
‫بله؟

00:38:58.086 --> 00:39:03.008
‫کارلین، ازدواج تو با فردریش فن بلویتز بود
‫که ما رو نجات داد

00:39:03.091 --> 00:39:08.180
‫ما، یعنی من و خواهرت، هیچوقت
‫فراموش نمی‌کنیم, می‌دونم به‌ت سخت گذشته

00:39:08.263 --> 00:39:11.516
‫چون این ازدواج نه از سر
‫عشق، که از سر نیاز مادی بود

00:39:12.517 --> 00:39:14.519
‫من خودم دختر جوان خوشبختی بودم

00:39:14.603 --> 00:39:16.730
‫چون اجازه داشتم از سر
‫عشق با پدرت ازدواج کنم

00:39:16.813 --> 00:39:19.066
‫من هیچی از پول سرم نمی‌شه

00:39:20.275 --> 00:39:22.194
‫اما می‌گن یکسری از ازدواج‌های مادی

00:39:22.277 --> 00:39:24.404
‫از ازدواج‌های
‫عاشقانه هم بهتر درآمدند

00:39:24.488 --> 00:39:27.908
‫البته درباره‌ی تو، شوربختانه این‌طور نشد

00:39:27.991 --> 00:39:31.787
‫من و خواهرت تا ابد مدیون تو هستیم

00:39:32.496 --> 00:39:33.955
‫نه، من,,,

00:39:34.039 --> 00:39:36.458
‫اگه بخوای کف تالارتون رو با زانوی لخت
‫می‌شوریم و می‌سابیم

00:39:38.543 --> 00:39:43.382
‫به‌ت بدهکاریم!
‫اما ازدواجت رو به خطر ننداز

00:39:45.842 --> 00:39:49.721
‫وگرنه هر سه نفرمون به گدایی می‌افتیم!

00:39:50.514 --> 00:39:51.765
‫نه

00:39:58.980 --> 00:40:01.817
‫می‌دونم از این ازدواج دلخوری

00:40:02.317 --> 00:40:05.487
‫شوهرت یک فیل اهریمنیه

00:40:06.238 --> 00:40:07.989
‫و مطلقا از زن‌ها چیزی نمی‌دونه

00:40:09.408 --> 00:40:11.827
‫افزون بر این، یک دو جین بچه هم می‌خواد

00:40:11.910 --> 00:40:16.164
‫اما همه‌ش به خاطر اینه که در غیر این صورت
‫از ارث پدری محروم می‌شه

00:40:16.248 --> 00:40:18.667
‫هم بله هم نه

00:40:18.750 --> 00:40:21.753
‫فقط این نیست،
‫من رو به ستوه می‌آره

00:40:28.718 --> 00:40:30.470
‫اما طلاق

00:40:31.346 --> 00:40:36.143
‫اگر که به‌ش فکر کرده باشی،
‫مطلقا جای چک و چونه نداره

00:40:37.227 --> 00:40:41.523
‫خواهرت در وایمار سخت خوار و خفیف شد

00:40:42.023 --> 00:40:46.820
‫دوباره کار دستش نده,
‫نگذار به شیلر نزدیک‌ بشه

00:40:48.530 --> 00:40:53.368
‫به هنگام عاشقی، چیره گشتن بر مشکلات
‫اهمیت زیادی دارد

00:40:54.453 --> 00:40:58.623
‫دو خواهر و آن مرد جوان، به مانند
‫سه ضلع یک مثلث بودند

00:40:58.707 --> 00:41:00.459
‫فرستادن نامه‌های رمزی را
‫ادامه دادند

00:41:00.542 --> 00:41:03.628
‫و روز به روز بیشتر به خراب‌کارها
‫شباهت یافتند

00:41:03.712 --> 00:41:07.215
‫نزد ایشان، آقای فن بلویتزِ غایب، حکم دشمنی
‫نامرئی را داشت

00:41:07.299 --> 00:41:09.843
‫که سر و کله‌اش به زودی پیدا می‌شد

00:41:09.926 --> 00:41:16.224
‫شیلر که روزی دو نامه برای خواهران می‌فرستاد
‫مسرورانه هر دو دستش را به کار می‌گرفت

00:41:16.308 --> 00:41:20.520
‫او که از ایجاد هرگونه رقابت میان آن‌ها
‫جلوگیری می‌کرد

00:41:20.604 --> 00:41:23.398
‫همان خطوط را برای هر دو می‌فرستاد

00:41:23.482 --> 00:41:27.027
‫می‌نوشت که آن‌ها موجودی را
‫برگزیده اند

00:41:27.110 --> 00:41:31.907
‫که سلامتی‌اش هر بهار و پاییز با خطر
‫جدی روبرو می‌شود

00:41:33.658 --> 00:41:39.080
‫و اینکه حالا از لحاظ طبی، از آب،
‫یعنی عنصر ایزدبانوان رودخانه، پرهیز دارد

00:41:39.164 --> 00:41:42.042
‫و همان‌طور که مستحضر اند، نمی‌تواند شنا کند

00:41:42.125 --> 00:41:46.588
‫و اینکه ظرف دو روز بهبود می‌یابد و در
‫همان توطئه‌سرا، چشم‌انتظار آن دو خواهد بود

00:41:48.006 --> 00:41:49.341
‫بیایید

00:41:49.925 --> 00:41:51.009
‫بیایید

00:41:51.092 --> 00:41:54.012
شارلت، وایمار که بودیم اون
‫طرح حروف دیدو رو یادته؟

00:41:54.095 --> 00:41:56.515
‫این حروف بدترکیب آلمانی رو ببین

00:41:56.598 --> 00:41:58.934
‫چاپ فرانسوی خیلی پیشرفته‌تره

00:41:59.601 --> 00:42:02.229
‫ما هنوز تو دوران جنگ سی‌ساله موندیم!

00:42:05.607 --> 00:42:07.359
‫اخباری رسید

00:42:07.442 --> 00:42:09.736
‫احتمال آن می‌رفت که دو خواهر
‫و مادرشان وارث ارثیه چشمگیر,,,

00:42:09.819 --> 00:42:15.951
‫یک تاجر بسیار متمول باتاویایی شوند
‫که از دنیا رفته بود

00:42:17.369 --> 00:42:20.121
‫مردی که نه تنها یک تاجر بسیار کامیاب

00:42:20.205 --> 00:42:24.834
‫که از متخصصان برجسته
‫مطالعات درباره میمون‌های جنگل بود

00:42:25.502 --> 00:42:29.548
‫کارلین و شارلت برای
‫پول مد نظر نقشه‌ها کشیدند

00:42:29.631 --> 00:42:33.969
‫و بنا را بر یک زندگی خوش سه نفر
‫به همراهی شیلر گذاشتند

00:42:38.515 --> 00:42:42.060
‫یک روز من هم یک کتاب می‌نویسم،
‫درباره عشقی که میون ما سه نفر بود

00:42:42.143 --> 00:42:45.689
‫و اسمش رو می‌گذارم "زیر آبشار"

00:42:55.198 --> 00:42:57.742
‫لولو، باید یک نقشه بکشیم

00:42:57.826 --> 00:42:59.911
‫ارثیه باتاویا رو به مادر می‌سپریم

00:42:59.995 --> 00:43:03.582
‫به شرطی که ازش برای ساختن یک
‫خونه جدید استفاده کنه

00:43:03.665 --> 00:43:05.625
‫وایمار بهترین جاست,
‫خودش هم دوست داره همه‌ش اون‌جا باشه

00:43:05.709 --> 00:43:07.502
‫- تنهایی؟
‫- شاید همراه کنبل

00:43:07.586 --> 00:43:08.587
‫آخه از او خوشش نمی‌آد

00:43:08.670 --> 00:43:10.589
‫اما فقط به خاطر اینکه او,,,

00:43:10.672 --> 00:43:14.467
‫الان اون‌جا چخبره؟
‫یعنی چه؟

00:43:14.551 --> 00:43:16.177
‫نظرش با این عوض می‌شه

00:43:18.680 --> 00:43:20.849
‫تا وقتی که [مادر] خونه‌ی پشتی
‫رو خالی کنه

00:43:20.932 --> 00:43:24.352
‫بعد تو می‌آیی پیش من و
‫شیلر هم هروقت که بخواد پیش‌مونه

00:43:24.436 --> 00:43:27.105
‫وضعیت من با فراو فن اشتاین چی؟

00:43:27.188 --> 00:43:29.733
‫گته ممکنه هروقتی برگرده

00:43:30.775 --> 00:43:32.861
‫جوری تکون خوردم و متاثر شدم
‫که به عمرم نشده بودم

00:43:34.404 --> 00:43:37.282
‫دوستش دارم، همون‌جور که تو داری

00:43:39.409 --> 00:43:42.829
‫بغلم کن، نگذار برم،
‫از وایمار بیزارم

00:43:47.375 --> 00:43:49.628
‫چطور جمع-شدن-هامون رو
‫توجیه کنیم؟

00:43:49.711 --> 00:43:53.298
‫شوهرت با یک آزاداندیش، یا یک رقابت
‫مردانه کنار نمی‌آد

00:43:53.381 --> 00:43:56.509
‫باید بلویتز رو قانع کنیم
‫که [شیلر] رقیبش نیست

00:43:57.636 --> 00:44:00.513
‫و اینکه شیلر یکی از ما رو برگزیده

00:44:03.391 --> 00:44:04.809
‫من از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

00:44:04.893 --> 00:44:08.063
‫شما دو نفر ازدواج کنید تا عشق سه نفرمون
‫رو نجات بدید

00:44:09.272 --> 00:44:11.149
‫مامان همچین اجازه‌ای می‌ده؟

00:44:14.569 --> 00:44:16.988
‫جالبه، اما,,,

00:44:24.245 --> 00:44:25.747
‫بیا

00:44:25.830 --> 00:44:27.749
‫- تیزه
‫- آره، اما بوی خوبی داره

00:44:42.597 --> 00:44:44.432
‫خانم، به خودتون مسلط باشید

00:44:48.645 --> 00:44:52.774
‫ما این‌جا بزرگ شدیم,
‫پدرم که مُرد مجبور شدیم بفروشیم

00:44:53.441 --> 00:44:56.903
‫چند سال پیش مالک جدید ورشکسته شد
‫و رفت

00:44:56.986 --> 00:44:59.280
‫بهار بود که خانه خاکستر شد

00:44:59.364 --> 00:45:02.117
‫خبرش رو شنیدیم،
‫اما به چشم ندیده بودیم

00:45:05.787 --> 00:45:11.543
‫مامان، با ارثیه باتاویایی می‌تونی
‫این‌جا رو بخری و بازسازی کنی

00:45:11.626 --> 00:45:14.879
‫- اون‌وقت کی توش زندگی کنه؟
‫- خودت

00:45:14.963 --> 00:45:18.091
‫من؟ تنهایی؟

00:45:28.560 --> 00:45:29.811
‫اون‌جا

00:45:30.562 --> 00:45:32.313
‫بیایید، بیایید این‌جا

00:45:35.984 --> 00:45:37.777
‫فایده نداره, پُر از بوته‌ست

00:45:37.861 --> 00:45:40.739
‫برگردید, برمی‌گردیم اون‌جا,

00:45:41.489 --> 00:45:42.741
‫همین‌جا خوبه

00:45:42.824 --> 00:45:46.745
‫من راستی راستی دلبسته‌ی کنبل ام,
‫اما اصلا احساسات نداره

00:45:46.828 --> 00:45:51.499
‫یعنی اگر بخوام به زور 10 تا گیلاس شراب
‫به بستر خودم بیارمش یاد همین می‌افتم

00:45:52.709 --> 00:45:55.462
‫مادام، ببخشید ها، اما ایشون
‫برای شما زیادی پیره

00:45:58.590 --> 00:46:00.675
‫شوهرم هم خیلی از خودم بزرگ‌تر بود

00:46:00.759 --> 00:46:04.596
‫اما خب به قول معروف مرد خیلی خوبی بودند,
‫باهوش و بامزه

00:46:16.274 --> 00:46:17.692
‫پیانو اون‌جا بود

00:46:22.238 --> 00:46:24.282
‫تابلوی پاپا این‌جا

00:46:30.413 --> 00:46:32.332
‫اتاق ما طبقه بالا بود

00:46:35.794 --> 00:46:37.712
‫میز نهارخوری این‌‍جا نبود؟

00:46:39.798 --> 00:46:43.635
‫شیلر، تو هم فکر می‌کنی خانم‌ها مایل اند
‫پشت به خانه بنشینند؟

00:46:43.718 --> 00:46:45.553
‫بله، قطعا پشت به خانه

00:46:59.651 --> 00:47:02.028
‫می‌دونم چه نقشه‌ای دارید

00:47:03.279 --> 00:47:06.825
‫می‌خواهید از شر من و ارثیه
‫راحت بشید

00:47:19.838 --> 00:47:21.297
‫ <i>Motschekiebchen,</i>
‫[پینه‌دوز]

00:47:22.924 --> 00:47:24.384
‫ببخشید؟

00:47:24.467 --> 00:47:26.761
‫<i>Motschekiebchen,</i>
‫این‌جا این‌جوری صداشون می‌کنند

00:47:27.262 --> 00:47:29.347
‫- <i>Motschekiebchen,</i>
‫- پینه‌دوز

00:47:29.430 --> 00:47:31.891
‫- <i>Motschekiebchen,</i>
‫- پینه‌دوز

00:47:36.771 --> 00:47:42.026
‫هوا که این‌جوری می‌شد مامانم همیشه
‫می‌گفت که «سوئدی‌ها دارن می‌آن»

00:47:42.110 --> 00:47:43.736
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

00:47:43.820 --> 00:47:45.780
‫جالبه

00:47:45.864 --> 00:47:48.116
‫مردم گرفتار همچین چیزی بودن

00:47:48.199 --> 00:47:52.287
‫سوئدی‌ها و یورش‌هاشون
‫که با آتش سنگین شروع می‌شد

00:47:52.370 --> 00:47:54.956
‫چه دورانی بود، جنگ سی‌ساله

00:47:55.039 --> 00:47:58.251
‫بعد از "شورش در هلند"
‫درباره‌ش می‌نویسم

00:47:58.334 --> 00:48:01.087
‫اما خیلی تنبل شدم،
‫حالا حالا کار داره

00:48:01.170 --> 00:48:03.381
‫تنبل نبودی، حواست جای دیگه بود

00:48:03.464 --> 00:48:04.716
‫و خب بیمار هم بود

00:48:04.799 --> 00:48:08.720
‫اون‌قدر بیمار که باید روزی دو تا نامه
‫برای هرکدوم‌تون می‌نوشت

00:48:08.803 --> 00:48:11.055
‫حالا بگو ببینم، جناب شیلر،
‫کی قراره برای ما,,,

00:48:11.139 --> 00:48:14.976
‫معنای دو ممیز و مثلث و
‫دایره رو روشنگری بکنی؟

00:48:16.853 --> 00:48:20.565
‫اسامی؟ کسانی که می‌شناسیم؟
‫با دلواپسی منتظر راه چاره ایم

00:48:20.648 --> 00:48:25.737
‫کنبل، ما خبرچین‌های دادگاه نیستیم
‫که نقشه بچینیم و قایم-باشک بازی کنیم

00:48:25.820 --> 00:48:29.407
‫در خانواده ما دل و زبان همه یکیه
‫و چیزی از کسی پوشیده نیست

00:48:29.490 --> 00:48:32.201
‫فقط باید یاد گرفت که چطور
‫از دل هم باخبر بشیم

00:48:32.827 --> 00:48:35.330
‫حالا داریم دَمی در کنار خانه قدیمی‌مون
‫خوش می‌گذرونیم

00:48:35.413 --> 00:48:40.627
‫اگرچه غم‌انگیزه، اما همین نزدیکی به کودکی
‫و پدرمون دلگرم‌کننده‌ست

00:48:41.586 --> 00:48:44.297
‫لطفا مهربان باشید و این عیش رو
‫ضایع نکنید

00:48:45.381 --> 00:48:50.453
‫آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

00:48:51.054 --> 00:48:53.848
‫شباهنگام

00:48:53.932 --> 00:48:59.604
‫<i>- وقتی که ناقوس‌ها زنگ آسودگی می‌زنند
‫- آه، شباهنگام چه احساس خوبی دارم

00:49:14.035 --> 00:49:16.496
‫یادته؟ اون بالا اتاق بازی‌مون بود

00:49:16.579 --> 00:49:19.332
‫یک دایه هم داشتیم,
‫مامان، اسمش چی بود؟

00:49:19.415 --> 00:49:20.875
‫- فردریش
‫- درسته

00:49:20.959 --> 00:49:24.170
‫انداختیمش تو گنجه و فراموشش کردیم

00:49:26.089 --> 00:49:27.882
‫شما خونه خوبی داشتید، شیلر؟

00:49:29.884 --> 00:49:31.386
‫کوچک بود

00:49:31.469 --> 00:49:35.640
‫اون‌قدری فرصت برات نمی‌گذاشت
‫که بخوای به فکر خوشحالی بیفتی

00:49:35.723 --> 00:49:38.226
‫نگاه که می‌کنم، اون‌وقت‌ها احساس می‌کردم
‫که جای خوبیه

00:49:38.309 --> 00:49:41.187
‫عجبیه، نگاه که می‌کنم،
‫قدیم‌ها انگار همه چی خوب بود

00:49:42.313 --> 00:49:45.984
‫انگار که آدم برای استعداد عجیبی
‫در گول زدن خودش داره

00:49:46.067 --> 00:49:50.196
‫گاهی مغلوب این میل می‌شم
‫که برگردم وورتمبرگ

00:49:50.279 --> 00:49:52.699
‫از منعی که دوک علیه‌م گذاشته
‫خیلی می‌گذره

00:49:52.782 --> 00:49:54.534
‫دقیقا چند وقت شده؟

00:49:55.618 --> 00:49:58.454
‫شش سال پیش مجبور شدم
‫از زادگاهم فرار کنم

00:50:01.124 --> 00:50:05.086
‫بابت سوالم پوزش می‌خوام،
‫عجب بی‌ملاحظه ام

00:50:06.129 --> 00:50:09.007
‫بوی آشفتگی می‌آد

00:50:09.090 --> 00:50:13.094
‫آره، تابستون داره رخت برمی‌بنده
‫و به ما می‌گه

00:50:13.177 --> 00:50:15.221
‫«از من به خوبی یاد کنید»

00:50:17.098 --> 00:50:19.767
‫شارلت؟ شارلت فن لنگفلد؟

00:50:20.351 --> 00:50:21.519
‫بله؟

00:50:25.815 --> 00:50:28.276
‫یک پیام از میلادی براتون رسیده

00:50:42.832 --> 00:50:45.793
‫من فورا می‌رم کُخبرگ، تا به فراو فن اشتاین
‫بپیوندم

00:50:45.877 --> 00:50:48.796
‫گُته برگشته و گفته که
‫فردا می‌رسه

00:50:49.964 --> 00:50:51.215
‫گته برگشته؟

00:50:51.299 --> 00:50:54.218
‫- اصرار کن تا اواخر آگست برگرده
‫- پس تکلیف کلاه‌ها چی می‌شه؟

00:50:54.302 --> 00:50:59.348
‫- اواخر تابستون بهترین موقعه
‫- کلاه‌ها و چمدون قرمز به دست‌تون رسیده؟

00:51:01.476 --> 00:51:04.562
‫هدیه رو برای مادم فن
‫اشتاین بسته‌بندی کردید؟

00:51:04.645 --> 00:51:06.481
‫بسته‌بندی کردید؟

00:51:07.815 --> 00:51:10.943
‫و لباس‌های مجلسی، لباس‌های مجلسی شارلت,,,

00:51:12.153 --> 00:51:14.906
‫- شْونکه، مطمئنی؟
‫- بله، خانم، مطمئن ام

00:51:21.370 --> 00:51:22.622
‫من رو ببخش

00:51:22.705 --> 00:51:26.125
‫- بسته‌بندی کردی؟
‫- بله خانم، کلاه‌ها رو بسته‌بندی کردم

00:51:27.835 --> 00:51:30.463
‫به‌م اعتماد کن، همه‌چی
‫طبق نقشه‌مون از کار درمی‌آد

00:51:30.546 --> 00:51:34.133
‫- خانم
‫- آدم ممکنه فراموش بکنه,,,

00:51:37.011 --> 00:51:40.098
‫- ای پدر ما که در آسمان‌هایی
‫- به همسرت سلام برسون

00:51:40.181 --> 00:51:41.974
‫- کی‌ می‌رسه؟
‫- فردا بعد از ظهر

00:52:04.038 --> 00:52:06.124
‫آماده که شدی، شمع‌ها رو خاموش کن و
‫برو بخواب

00:52:06.207 --> 00:52:07.667
‫چشم خانم

00:52:09.919 --> 00:52:11.462
‫تو هم همین‌طور, شب خوش

00:52:21.055 --> 00:52:23.850
‫برو بخواب، ویلهلم,
‫کاری باهات ندارم

00:52:24.809 --> 00:52:26.853
‫شمع رو هم با خودت ببر

00:52:31.065 --> 00:52:32.567
‫شب خوش

00:52:41.576 --> 00:52:44.579
‫- برم خونه؟
‫- الان دیگه خیلی دیره

00:52:46.998 --> 00:52:50.334
‫لطفا چیزی رو که گذاشتم روی میز بخون

00:52:50.418 --> 00:52:52.837
‫مقدمه‌ی رمان خودمه

00:52:52.920 --> 00:52:55.089
‫دوست دارم رک باشی و راست

00:53:14.442 --> 00:53:17.069
‫کمی نوشیدنی درست می‌کنم
‫تا راست‌تر هم بشی

00:53:17.153 --> 00:53:20.865
‫دستورش مال مادرمه،
‫که اون هم از مادرش به ارث برده و الی آخر,,,

00:53:24.285 --> 00:53:27.413
‫هرکس از این بنوشه، راستی رو بدون لکنت
‫بیان می‌کنه

00:54:01.822 --> 00:54:05.159
‫ابتدا مادرم می‌خواست دستور
‫رو در وصیت‌نامه‌ش بنویسه

00:54:05.826 --> 00:54:09.747
‫اما طی یک چُرت عصرگاهی از دهنش پرید،
‫و من هم نوشتمش

00:54:09.830 --> 00:54:14.001
‫هیچ چیز خاصی هم درش نیست،
‫فقط بحث اندازه‌ست

00:54:15.002 --> 00:54:17.421
‫تو با این راز چه خواهی کرد؟

00:54:17.505 --> 00:54:21.968
‫- می‌سپاریش به بچه‌هات؟
‫- من بچه‌ای نخواهم داشت، خودم حس می‌کنم

00:54:22.051 --> 00:54:25.972
‫اما اگر قرار بود تو داشته باشی،
‫فریتز، می‌سپردم‌شون به اون‌ها

00:54:26.055 --> 00:54:29.100
‫- البته اگه بچه‌های خوبی باشن
‫- بچه‌ها,,,

00:54:29.183 --> 00:54:30.768
‫تا حالا به‌شون فکر نکردم

00:54:30.851 --> 00:54:32.436
‫دوست دارم فریتز صدات کنم

00:54:32.520 --> 00:54:36.691
‫اسم شوهرم فردریشه،
‫امشب دوست ندارم اسم او رو به زبون بیارم

00:54:45.741 --> 00:54:48.327
‫حالا بگو ببینم به نظرت چطوره؟

00:54:51.789 --> 00:54:54.125
‫شگفت‌آوره،
‫ساده اما عمیق

00:54:54.208 --> 00:54:57.670
‫تنها ایرادات، یکسری جزئیات ریزه که
‫با خط ناخوانا یادداشت کردم

00:54:57.753 --> 00:55:01.132
‫نثر محشری داری، کارلین,
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

00:55:01.215 --> 00:55:02.842
‫رُک و راست

00:55:05.261 --> 00:55:08.973
‫نباید خیلی به این تعریف و تمجید فکر کنم

00:55:33.247 --> 00:55:38.711
‫برو وایمار پیش شارلت,
‫ازش خواستگاری کن، این‌جوری خوشبخت می‌شی

00:55:41.922 --> 00:55:44.133
‫پس مثلث‌مون چی می‌شه؟

00:55:47.094 --> 00:55:52.141
‫به لولو گفتم خواهرم رو از دست نمی‌دم،
‫و یک برادر هم به دست می‌آرم

00:55:53.267 --> 00:55:55.269
‫پس خودمون چی؟

00:55:57.688 --> 00:55:59.648
‫من از تو دست نمی‌کشم

00:56:00.483 --> 00:56:02.234
‫و به قدردانی از تعریف و تمجدیدت

00:56:02.318 --> 00:56:05.696
‫امشب می‌خوام به دوستیمون ژرفای بیشتری
‫ببخشم

00:56:06.530 --> 00:56:08.240
‫اما,,,

00:56:40.815 --> 00:56:44.568
‫لباسم رو درنمی‌آرم,
‫شوهرم هر آن ممکنه سربرسه

00:56:44.652 --> 00:56:48.906
‫اگر گفته که بعد از ظهر این‌جاست،
‫حتما صبح می‌رسه

00:56:48.989 --> 00:56:50.491
‫همیشه کارش همینه

00:57:00.042 --> 00:57:02.336
‫خیلی خوب, بله؟

00:57:02.420 --> 00:57:08.134
‫بجنبید، خانم, مادرتون امروز
‫همسرتون رو در کالسکه-سرا دیده

00:57:08.217 --> 00:57:10.928
‫این رو پنهانی برای من فرستاده

00:57:11.011 --> 00:57:14.682
‫- یعنی به چیزی مشکوک شده؟
‫- مادرتون گفتند که کدر به نظر می‌رسید

00:57:14.765 --> 00:57:15.766
‫نه

00:57:25.025 --> 00:57:27.653
‫کدر؟
‫آخه این کلمه رو از کجاش درآورده!

00:57:34.743 --> 00:57:36.704
‫نگاه کن, نگاه کن,,,

00:57:37.705 --> 00:57:39.415
ماییم

00:57:55.431 --> 00:57:58.350
‫- دارم دردت می‌آرم؟
‫- نه، نه

00:58:00.394 --> 00:58:03.731
‫خیلی کیف می‌ده

00:58:32.676 --> 00:58:35.804
‫ولش کن، می‌گذره

00:58:57.368 --> 00:59:01.372
‫عشق من، حالا رهام کن
‫تا بتونی برگردی

00:59:01.455 --> 00:59:02.540
‫کِی؟

00:59:03.624 --> 00:59:05.209
‫کِی؟

00:59:18.889 --> 00:59:20.724
‫- همسرم کجاست؟
‫- خوابیدند

00:59:20.808 --> 00:59:22.726
‫صبر کن، می‌رم پهلوش

00:59:22.810 --> 00:59:25.896
‫در خانه پشتی در اتاق خواهرشون خوابیدند

00:59:25.980 --> 00:59:28.774
‫یعنی این‌قدر دلتنگ شارلته؟

01:00:10.190 --> 01:00:13.360
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

01:00:13.444 --> 01:00:17.698
‫و عصر امروز به یک نهار دیرهنگام
‫دعوت شده ام، از طرف رنگمان

01:00:17.781 --> 01:00:19.450
‫که این‌جا به مداوای من می‌پرداخت

01:00:19.533 --> 01:00:22.786
‫اما بعد، دزدانه سوی تو می‌آیم

01:00:24.872 --> 01:00:29.126
‫نه، التماست می‌کنم که امروز و چند روز دیگر
‫از خانه‌ی ما دور بمانی

01:00:29.209 --> 01:00:32.630
‫اما یکشنبه بعد این‌جا دعوتی، چون آن‌موقع

01:00:32.713 --> 01:00:36.967
‫اگر همه‌ی نشانه‌ها را درست بخوانم،
‫با مردی دیدار خواهی کرد

01:00:37.051 --> 01:00:39.970
‫که تا الان از تو کناره می‌گرفت»

01:00:58.405 --> 01:01:02.368
‫- گمونم گفت «دنیا»
‫- نه، گفت «پهنا»

01:01:03.077 --> 01:01:04.995
‫باید یک لب‌خوان استخدام کنی

01:01:13.837 --> 01:01:17.091
‫شیلر طوری فراک می‌پوشه
‫انگار از رو یک تپه کود پیداش کرده

01:01:18.258 --> 01:01:21.804
‫- گرچه ارزون هم نبود
‫- اما دست-دوم بود

01:01:22.346 --> 01:01:23.931
‫یعنی یک‌دونه جدید براش بخرم؟

01:01:24.014 --> 01:01:27.518
‫شعرا، هر لباسی هم که تن‌شون کنی،
‫باز هم شبیه گداهان

01:01:27.601 --> 01:01:31.397
‫سر کیسه رو کمی شل کن,
‫هرچی نباشه، نابغه ان

01:01:39.613 --> 01:01:41.573
‫شاهزاده!

01:01:47.955 --> 01:01:51.792
‫این دو نفر از برجسته‌ترین
‫افراد دوران ما اند

01:01:51.875 --> 01:01:54.545
‫آن هنگام که دو شاعر
‫برای نخستین بار دیدار کردند

01:01:54.628 --> 01:01:57.881
‫آفتاب نمناک اواخر تابستان
‫روی رود زاله می‌درخشید

01:01:57.965 --> 01:02:00.050
‫شیلر اگرچه می‌لرزید

01:02:00.134 --> 01:02:03.554
‫و گوته پُرگویی می‌کرد تا
‫یخی را که میان‌شان بود آب کند

01:02:03.637 --> 01:02:09.143
‫او که جوان‌تر بود می‌انگشات که
‫مقابل چهره‌ای سنگی ایستاده

01:02:13.856 --> 01:02:17.151
‫شارلت، که همراه با فراو فن اشتاین
‫برای یک روز به رودل‌اشتات آمده بود

01:02:17.234 --> 01:02:21.155
‫خواهرش را با گفتن «بهترین روز عمرش هم نبود»
‫ترک کرد

01:02:21.238 --> 01:02:26.243
‫بعد از این، باید مراقبش باشیم و
‫وقتی که تنهاست دستش رو بگیریم

01:02:26.326 --> 01:02:28.245
‫کارلین موافقت کرد

01:02:28.328 --> 01:02:31.415
‫همان بعد از ظهر
‫گُته به دلیل امر مهمی

01:02:31.498 --> 01:02:34.460
‫به همراهی
‫کنبل و مادام اشتاین راهی وایمار شد

01:02:48.849 --> 01:02:51.143
‫پس حال و هوایی به جا ماند

01:02:51.226 --> 01:02:56.106
‫که احساس طردشدگی و عدم-طردشدگی را
‫در شیلر نهادینه می‌کرد

01:02:56.190 --> 01:02:58.650
‫گستاخی دادگاه‌های تفتیش عقاید

01:02:58.734 --> 01:03:02.529
‫تنها از نامردمی‌های هنگام
‫اجرای احکام عقب می‌ماند

01:03:03.906 --> 01:03:09.620
‫با درآمیختن امر دهشتناک و مضحک، دلرحمی را
‫زیر ریشخندگیری و خوارشماری مدفون کردند

01:03:09.703 --> 01:03:12.456
‫مجرم تحت اصول خاصی به سوی اعدام‌گاه خود
‫هدایت می‌شد

01:03:12.539 --> 01:03:15.167
‫و درفشی سرخ راه را به او می‌نمایاند

01:03:15.250 --> 01:03:17.711
‫در تمام این فرایند، زنگ
‫ناقوس‌ها به گوش می‌رسید

01:03:17.795 --> 01:03:20.464
‫نخست، کشیش با لباده‌اش می‌آمد

01:03:20.547 --> 01:03:25.969
‫و به دنبال او، گناهکار در جامه‌ای
‫زرد که به دیوهای سیاه منقش گشته بود

01:03:26.762 --> 01:03:29.515
‫و بر سرش نیز کلاهی کاغذی داشت

01:03:29.598 --> 01:03:33.393
‫پُشت به قربانی:
‫شمایل عیسی بر صلیب

01:03:33.477 --> 01:03:36.396
‫و او دیگر انتظار رستگاری نداشت

01:03:36.480 --> 01:03:41.485
‫جسم فانی او در آتش [هیزم‌ها]
‫و روح جاودانش در آتش دوزخ می‌سوخت

01:03:41.568 --> 01:03:43.946
‫در حالی که گویچه‌ای
‫دهانش را بسته بود

01:03:49.076 --> 01:03:51.662
‫آدم می‌انگشات جنازه‌ای‌ست
‫که راه به گور می‌برد

01:03:51.745 --> 01:03:57.251
‫اما مردی بود زنده که شکنجیدنش به نحوی
‫تکان‌دهنده اسباب سرگرمی مردمان می‌شد»

01:03:58.502 --> 01:03:59.920
‫پوزش می‌خوام، همین‌جا می‌‍ایستم

01:04:01.755 --> 01:04:06.927
‫حالا ما رو با شرح جزئیات این اعدام
‫در دوران تفتیش عقاید میخکوب می‌کنید؟

01:04:07.928 --> 01:04:09.805
‫نه، از محضرتون عذر می‌خوام

01:04:13.433 --> 01:04:15.811
‫سخت متاثر شدم

01:04:18.272 --> 01:04:20.732
‫زبان شما نیرومنده و روشن

01:04:26.780 --> 01:04:28.240
‫کتاب رو از کجا باید سفارش داد؟

01:04:29.616 --> 01:04:31.201
‫پوزش می‌خوام

01:04:31.285 --> 01:04:33.871
‫کتاب پاییز در وایمار درمی‌آد

01:04:35.664 --> 01:04:39.084
‫چرا در ینا یا برلین مشغول تدریس نمی‌شید؟

01:04:39.167 --> 01:04:41.795
‫هیچکس در آلمان وصف
‫تاریخ رو مثل شما نمی‌گه

01:04:41.879 --> 01:04:44.882
‫دست‌کم، من که تا به حال چنین چیزی نخوندم

01:04:44.965 --> 01:04:46.800
‫مو به مو درسته

01:04:49.678 --> 01:04:51.054
‫راستش در ینا درخواست دادم

01:04:51.138 --> 01:04:55.601
‫این کتاب، یا تا حدی پژوهش درباره‌ش،
‫پایه و اساس نمایشنامه "دُن کارلُس" من بود

01:04:57.311 --> 01:05:03.150
‫هنرش حتی غول وایماریِ ما رو هم می‌ترسونه,
‫برای همین چنین شتابان از این‌جا رفت

01:05:04.902 --> 01:05:08.447
‫آقای وُلزُگِن عزیزم،
‫نمی‌خواد این‌قدر برای دوستت بازارگرمی کنی

01:05:09.865 --> 01:05:12.034
‫[پیشاپیش] من رو افسون کرده

01:05:16.038 --> 01:05:19.249
‫پوزش من رو می‌پذیرید؟
‫امروز زبانم از سخن گفتن قاصره

01:05:19.333 --> 01:05:22.294
‫دلم نمی‌خواد اسباب رنجش شما بشم

01:05:39.394 --> 01:05:41.939
‫خب، ادب سرش نمی‌شه

01:05:42.022 --> 01:05:45.943
‫- یعنی من این‌قدر ملال‌آورم؟
‫- نه, بقیه‌مون ملال‌آوریم

01:05:46.026 --> 01:05:48.779
‫شما مراتب تحسین خودتون رو
‫نثار ایشون کردی,

01:05:48.862 --> 01:05:50.072
‫ممنون

01:05:50.697 --> 01:05:53.325
‫اما من واقعا مفتون نوشته‌ش شدم

01:06:17.307 --> 01:06:20.227
‫برم ببینم مبادا دندون‌درد دوست‌مون
‫سبب سقوطش از پله‌ها شده باشه

01:06:24.272 --> 01:06:25.482
‫فردریش

01:06:34.825 --> 01:06:35.993
‫متاسفم

01:06:40.080 --> 01:06:43.417
‫«فراموش نکنی به "مثلث"
‫در وایمار پیشنهاد بدهی»

01:06:43.500 --> 01:06:45.877
‫«سباسگزار ابدی، "دایره"»

01:07:25.876 --> 01:07:29.379
‫شیلر، با بازگشت به
‫زندگی شاعرانه‌اش در وایمار

01:07:29.463 --> 01:07:33.383
‫آماج سرزنش دوستان دلواپسش شد

01:07:33.467 --> 01:07:35.427
‫به ویژه، کرنر وفادار

01:07:35.510 --> 01:07:39.431
‫اندرز من اینه که رابطه‌ت
‫رو با مادام فن کالب تمام نکنی

01:07:39.514 --> 01:07:43.060
‫می‌خوام رو دو پای خودم
‫بایستم و این‌قدر داد و قال نکنم

01:07:43.143 --> 01:07:45.729
‫چیزی که نیاز داری وقت
‫آزاده، خالی از نگرانی

01:07:45.812 --> 01:07:47.898
‫و فن کالب هم دقیقا همین
‫رو برات تامین می‌کنه

01:07:47.981 --> 01:07:52.903
‫مشخصه که نمی‌تونم این اندرز رو اساس
‫تصمیماتم برای چگونه رفتار کردن قرار بدم

01:07:54.237 --> 01:07:55.822
‫تو هیچوقت اون دو خواهر رو ندیدی

01:07:55.906 --> 01:07:59.076
‫تمام تلخی زندگی من در یک دلیل خلاصه شده:
‫تنها بودنم

01:07:59.159 --> 01:08:01.453
‫خیال می‌کردم برای عشق و عاشقی نازیبنده ام

01:08:01.536 --> 01:08:05.165
‫اما این تابستون برای اولین
‫بار به این نازیبندگی شک کردم

01:08:05.248 --> 01:08:06.583
‫چرا که خوشحال بودم

01:08:10.337 --> 01:08:11.838
‫بیا این‌جا

01:08:22.182 --> 01:08:26.311
‫برای همین تنها و در پیشگاه خدا ازت می‌پرسم

01:08:26.394 --> 01:08:30.482
‫که برای درآمدن به همسری من
‫کوچک‌ترین تمایلی داری؟

01:08:32.567 --> 01:08:33.777
‫بله

01:08:39.699 --> 01:08:40.784
‫نه

01:08:45.956 --> 01:08:47.666
‫چی شده؟

01:08:51.711 --> 01:08:53.547
‫دوستم می‌داری؟

01:08:54.297 --> 01:08:55.882
‫مگه همین رو نگفتم؟

01:08:57.592 --> 01:08:59.886
‫شارلت، بله، حقیقت داره

01:09:00.804 --> 01:09:02.889
‫اما از عشق اینهمه می‌رنجی؟

01:09:05.559 --> 01:09:08.562
‫- موضوع ارثیه‌ای‌ست که از باتاویا رسیده
‫- چطور مگه؟

01:09:09.813 --> 01:09:12.149
‫مانع ابراز عشق من به تو می‌شه

01:09:12.232 --> 01:09:13.567
‫چرا؟

01:09:13.650 --> 01:09:16.486
‫چون مرتب می‌شنوم که نقشه‌های تازه‌ای
‫درباره‌ش کشیده می‌شه

01:09:16.570 --> 01:09:20.031
‫و به اون گدای درونم، احساس
‫شکارچی میراث دست می‌ده

01:09:24.578 --> 01:09:27.581
‫عشق من به تو، بی‌اختیار و واقعیه

01:09:28.999 --> 01:09:35.005
‫می‌تونی به من تکیه کنی، همچون
‫درختی که هرروز قوی و سبز به چشم می‌آد

01:09:35.088 --> 01:09:36.631
‫برای توئه

01:09:39.342 --> 01:09:41.761
‫هیچوقت خیال نکن که به من آسیب می‌زنی

01:09:42.929 --> 01:09:44.890
‫کنار من باش و آزاد

01:09:46.266 --> 01:09:48.602
‫کنار من باش هرجور که دوست داری

01:09:51.438 --> 01:09:54.357
‫شارلت من, باز شروع شد:

01:09:54.441 --> 01:09:57.402
‫فروتنی و خِرد

01:10:00.113 --> 01:10:04.284
‫- به همراهی خودمان، و گواهی خداوند,,,
‫- بله؟

01:10:04.367 --> 01:10:06.077
‫[اینک] ما نامزد هستیم

01:10:14.878 --> 01:10:19.424
‫این راز ماست, به‌ت اطمینان می‌دم
‫که مواقت مادرم رو جلب کنم

01:10:19.507 --> 01:10:23.094
‫من هم به هیچکس نمی‌گم، حتی به دوستان

01:10:23.178 --> 01:10:25.096
‫اما یک نفر هست که باید بدونه

01:10:27.015 --> 01:10:29.768
‫«لین عزیزم، ما تنهای تنها بودیم»

01:10:29.851 --> 01:10:33.271
‫اطمینان حاصل کردم که هیچ خدمت‌کاری
‫غافلگیرمان نکند

01:10:33.355 --> 01:10:36.942
‫مادام همچنان در کُخبرگ بود،
‫و هیچکس به راز ما پی نبرد

01:10:37.025 --> 01:10:40.737
‫تو، لین عزیز من،
‫تنها کسی هستی که خبر دارد

01:10:40.820 --> 01:10:44.157
‫با افتخار به تو می‌گویم که
‫هیچ‌گونه لودگی از ما سر نزد

01:10:44.241 --> 01:10:46.826
‫اما دیدن مردی بر-زانو-نشسته
‫عجیب است

01:10:46.910 --> 01:10:49.579
‫باید به او می‌پیوستم،
‫تا مبادا مضحک جلوه کند

01:10:51.039 --> 01:10:55.877
‫بسیار خوشحال ام، به زودی می‌آیم و سپس
‫جشنی سه-نفره خواهیم گرفت

01:10:56.544 --> 01:11:01.549
‫اما فعلا راز را مسکوت بدار تا چیزی درز نکند
‫و لقلقه‌ی زبان هر کس و ناکسی نشود

01:11:09.182 --> 01:11:12.102
‫«می‌خواهی با مامان درباره
‫ازدواجمان حرف بزنی؟»

01:11:12.185 --> 01:11:14.521
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟

01:11:18.024 --> 01:11:21.111
‫از وقتی که از وایمار برگشته
‫هنوز نتونستم باهاش حرف بزنم

01:11:21.194 --> 01:11:23.613
‫چشم‌هاش درد می‌کرد و اوقاتش تلخ بود

01:11:23.697 --> 01:11:25.949
‫می‌خواست با کنبل بره

01:11:26.032 --> 01:11:29.619
‫اما راه‌ها آب‌گرفته بودند
‫و هیچ کالسکه‌ای نبود

01:11:29.703 --> 01:11:31.871
‫برای همین رنجید

01:11:31.955 --> 01:11:35.458
‫من و فریتز هرروز همدیگر رو می‌بینیم،
‫و خیلی به هم محبت داریم

01:11:35.542 --> 01:11:38.586
‫کی با مامان حرف می‌زنی؟
‫کی می‌آیی؟

01:11:42.716 --> 01:11:46.970
‫لولو، سوگند ما برای در میون
‫گذاشتن همه‌چیز باهم هنوز سر جاشه؟

01:11:47.762 --> 01:11:53.143
‫- من با تو در میون می‌گذارم و تو با من؟
‫- سوگند ما کنار آبشار راین همین بود

01:11:53.226 --> 01:11:56.604
‫اما به قوتِ خودش باقیه؟
‫سوگند که نمی‌شکنی؟

01:11:57.105 --> 01:12:00.734
‫به گمانت فریتز برای مامان قابل قبوله؟

01:12:00.817 --> 01:12:05.322
‫استادی قریب الوقوعش در ینا
‫حالا آشکارا مورد بحث قرار گرفته

01:12:05.405 --> 01:12:09.659
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او رو در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

01:12:09.743 --> 01:12:13.413
‫فعلا به‌ش نمی‌گم, چون که هنوز در ینا
‫صاحب شغل رسمی نشده

01:12:15.749 --> 01:12:17.500
‫داستان ارثیه باتاویا رو هم که می‌دونی

01:12:17.584 --> 01:12:22.130
‫برای وُکلا بیشتر صرف می‌کنه تا خودش

01:12:24.132 --> 01:12:25.550
‫آرام

01:12:25.633 --> 01:12:28.261
‫عجب فضاحتی

01:12:28.970 --> 01:12:30.430
‫کارُلین

01:12:30.513 --> 01:12:32.057
‫خوشبختی

01:12:32.766 --> 01:12:33.975
‫فریتز

01:12:34.476 --> 01:12:35.727
‫عشق

01:12:42.942 --> 01:12:45.570
‫بگو ببینم، فریتز، بین ما چه اتفاقی افتاد؟

01:12:45.653 --> 01:12:47.739
‫یک چیزی هست، می‌تونم احساسش کنم

01:12:47.822 --> 01:12:50.116
‫من تابِ تحملِ ابرهای درهم‌پیچیده رو ندارم

01:12:50.200 --> 01:12:53.036
‫میان ما فقط آسمان آبی باید,

01:12:53.119 --> 01:12:56.539
‫کارُلین عزیز، بابت شارلت خوشحال شدم

01:12:56.623 --> 01:13:00.627
‫اما خواهان آنم که زودتر، دوباره
‫با تو دیدار کنم، حرف بزنم و بخندم

01:13:00.710 --> 01:13:03.797
‫محمدیان به هنگام نماز رو به مکه می‌ایستند

01:13:03.880 --> 01:13:09.969
‫من هم میز جدیدی خواهم خرید تا رو به
‫رودل‌اشتات باشم، قبله‌ی ایمان و پیامبر من

01:13:10.804 --> 01:13:13.056
‫اما تا جایی که به تابستان بعد مربوط است

01:13:13.139 --> 01:13:17.227
‫به عنوان استاد که ینا برم،
‫دیگر اختیار اوقات خودم رو نخواهم داشت

01:13:17.310 --> 01:13:18.728
‫بعد به سراغ تو می‌آیم

01:13:18.812 --> 01:13:24.401
‫اگر خدا بخواهد، با هردوی شمایم،
‫و خودم را میان آغوشتان می‌افکنم

01:13:37.872 --> 01:13:40.583
‫برای تابستان بعد، بچه نمی‌خوای؟

01:13:40.667 --> 01:13:42.502
‫«دیگر پاسخ ندادی، لین

01:13:42.585 --> 01:13:45.588
‫به گمانت شیلر در چشم مامان شایسته است؟

01:13:45.672 --> 01:13:50.343
‫اینک آشکار است که او به ینا می‌رود,
‫در این باره برای تو نوشته است

01:13:50.927 --> 01:13:56.182
‫ممکن است که این اندک امنیت اقتصادی
‫او را در چشم مادر شایسته جلوه دهد؟

01:13:56.266 --> 01:13:59.519
‫کسی که از نامزدی ما خبردار نشده است؟

01:14:02.397 --> 01:14:05.859
‫پاسخ بده، عزیزترینم، پاسخ بده

01:14:05.942 --> 01:14:09.946
‫الآنه نمی‌توانم به مادر بگویم,
‫درد چشمش وخیم‌تر شده است,

01:14:10.029 --> 01:14:12.699
‫صرف از نظر از آفتاب [بی‌رمق] پاییز،
‫کرکره‌هایش را می‌بندد

01:14:12.782 --> 01:14:14.701
‫و هرگاه که کنبل نباشد، پریشان می‌شود

01:14:14.784 --> 01:14:16.661
‫فی الحال نمی‌توانم از او بپرسم

01:14:17.620 --> 01:14:21.332
‫احساس می‌کنم که آبستن ام، بلویتز,
‫دارم دیوانه می‌شم

01:15:15.094 --> 01:15:17.889
‫شارلت عزیز، به چی فکر می‌کنی؟

01:15:17.972 --> 01:15:21.684
‫یه اولین بار که شیلر از پای پنجره‌م گذشت,

01:15:25.104 --> 01:15:28.024
‫- زمانی که درختان هنوز سبز بودند
‫- بله

01:15:28.942 --> 01:15:32.820
‫و ژندگی کُت او از پشت پیدا بود

01:15:41.621 --> 01:15:44.040
‫ما پنهانی نامزد کردیم

01:15:47.460 --> 01:15:49.712
‫- از کِی؟
‫- سپتامبر

01:15:49.796 --> 01:15:53.299
‫وقتی که شما کُخبرگ بودید
‫و من جلوتر برگشتم

01:15:53.383 --> 01:15:56.427
‫در تالار دیدار کردیم و ابراز عشق

01:15:57.804 --> 01:15:59.722
‫با او ازدواج خواهم کرد

01:16:03.726 --> 01:16:07.981
‫خدایا! این آسمان‌جل و تو!

01:16:10.316 --> 01:16:12.318
‫دیگه نمی‌خواهی داستان رو مسکوت نگه داری؟

01:16:12.402 --> 01:16:13.611
‫چرا

01:16:13.695 --> 01:16:16.072
‫پس چرا به من گفتی؟

01:16:19.325 --> 01:16:22.412
‫حالا که بری خانه،
‫اون‌جا دیدار می‌کنید؟

01:16:22.495 --> 01:16:23.913
‫او هم می‌آد؟

01:16:23.997 --> 01:16:27.333
‫نه، در ینا دیدار می‌کنیم،
‫هروقت که خودش رو معرفی کرد

01:16:28.334 --> 01:16:31.546
‫که این‌طور,
‫پس بالاخره داره به مقام استادی می‌رسه

01:16:33.172 --> 01:16:36.259
‫خب، پس کی قراره شما رو از مادر عزیز
‫خواستگاری کنه؟

01:16:36.342 --> 01:16:39.345
‫قرار بود خواهرم او رو بپزه، اما,,,

01:16:39.429 --> 01:16:43.474
‫ظاهرا همه‌چیز رفته روی هوا، هان؟

01:16:43.558 --> 01:16:46.686
‫خواهرت به نظر کمی دمدمی می‌آد

01:16:46.769 --> 01:16:49.147
‫از دمدمی‌مزاج بودنش گفته بود

01:16:49.230 --> 01:16:51.774
‫من خواهرم رو دوست دارم, تحسینش,,,

01:16:51.858 --> 01:16:53.526
‫موسیو چطور؟

01:16:53.610 --> 01:16:55.820
‫شخص شیلر؟

01:16:57.697 --> 01:16:59.282
‫گمونم حق با تو باشه، لولو

01:17:01.701 --> 01:17:03.870
‫دیگه رازی در کار نیست

01:17:03.953 --> 01:17:05.622
‫یا گُربه رو دم حجله بُکش
‫و ماجرا رو علنی کن

01:17:05.705 --> 01:17:08.374
‫یا اینکه سنگِ روی یَخت
‫می‌کنه، همین جناب شیلر!

01:17:12.045 --> 01:17:15.256
‫ذهن‌های برجسته [شیره] جان آدم رو می‌مکند

01:17:27.101 --> 01:17:30.980
‫فرزند عزیزم، این مرد از
‫عوام الناسه و آه در بساط نداره

01:17:31.064 --> 01:17:33.399
‫مامان هم همین رو می‌گه،
‫اما پس عشق چی میشه؟

01:17:33.483 --> 01:17:38.029
‫معنای عشق؟
‫برای یک هنرمند؟ یعنی یک بانوی مذکر؟

01:17:40.406 --> 01:17:44.661
‫تا جایی که من می‌دونم، خانم‌های
‫دیگری هم در این شهر هستند که,,,

01:17:44.744 --> 01:17:48.081
‫ادعا کنند شیرینی‌خورده‌ی شیلر
‫اند و این ادعا رو علنی هم می‌کنند

01:18:03.930 --> 01:18:06.432
‫[انگشتان من] به قدر کافی
‫نرم و لطیف نبودند؟

01:18:08.518 --> 01:18:10.103
‫باید بِبُرمشون؟

01:18:12.105 --> 01:18:17.402
‫- کار دست خودت نده، تاب ندارم
‫- اما همه‌چیز تموم شده، این‌همه سال,,,

01:18:17.485 --> 01:18:20.196
‫کسی نمی‌تونه پیوند چند ساله‌ی ما رو
‫خراب کنه, این گنجیه که باید ازش بهره ببریم!

01:18:20.279 --> 01:18:21.614
‫فریتز!

01:18:21.698 --> 01:18:26.536
‫چرا به من نگفتی نامزد کردی تا من
‫پیش از بقیه بدونم؟

01:18:26.619 --> 01:18:28.538
‫- توهین‌آمیزه!
‫- خب راز بود

01:18:28.621 --> 01:18:30.331
‫راز؟

01:18:30.998 --> 01:18:33.918
‫- شوخیه دیگه؟
‫- از قرار معلوم، در وایمار، بله

01:18:35.169 --> 01:18:39.799
‫هرجور که می‌تونی من رو خوار و خفیف کن,
‫بابتش یک مستمری مادام العمر به‌ت می‌دم

01:18:40.466 --> 01:18:44.554
‫شوهرم هم حسادت‌های کوچولو و
‫چاپلوسی‌هاش رو فراموش می‌کنه

01:18:45.972 --> 01:18:48.474
‫این‌همه سال باهم بودن

01:18:48.558 --> 01:18:52.603
‫نباید تمام بشه,
‫اول در مانهایم، حالا هم این‌جا

01:18:53.312 --> 01:18:55.857
‫به خاطر من بود که این‌جا آمدی،
‫فراموش نکن

01:18:56.482 --> 01:18:59.235
‫من آمدم این‌جا چون تبعید شده بودم
‫و نمی‌دونستم کجا برم

01:18:59.318 --> 01:19:02.113
‫فایده نداره, ازدواج تو، وابستگی من،
‫نمی‌شه ادامه پیدا کنه

01:19:02.196 --> 01:19:03.156
‫می‌شه!

01:19:06.868 --> 01:19:10.413
‫یک سال دیگه هم با من بمون،
‫بعدش خودم رو می‌کُشم

01:19:11.164 --> 01:19:15.585
‫تعهد می‌کنم! بعدش آزاد می‌شی
‫و میراث من هم به تو می‌رسه

01:19:17.336 --> 01:19:19.464
‫جدی که نمی‌گی!

01:19:20.840 --> 01:19:22.675
‫مکتوبش می‌کنیم

01:19:23.176 --> 01:19:27.638
‫فقط یادت باشه که شاعر چی می‌گه

01:19:28.848 --> 01:19:32.393
‫خاکروبه می‌گوید «من نیز انسان ام»

01:19:32.894 --> 01:19:35.646
‫جهان می‌گوید «من هم روح ام»

01:20:23.903 --> 01:20:27.490
‫«دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

01:20:27.573 --> 01:20:30.660
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

01:20:30.743 --> 01:20:33.412
‫او پول مردم را بدون حقشناسی می‌گیرد

01:20:33.496 --> 01:20:38.501
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را بیرون
‫از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

01:20:38.584 --> 01:20:40.503
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

01:20:40.586 --> 01:20:45.925
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

01:20:46.008 --> 01:20:50.304
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کند

01:21:38.477 --> 01:21:39.604
‫شارلت؟

01:21:41.480 --> 01:21:43.733
‫دست‌هات می‌لرزند

01:21:43.816 --> 01:21:46.068
‫چرا نمی‌آیی بالا؟
‫هوای این‌جا وحشتناکه

01:21:46.152 --> 01:21:50.406
‫نه، نمی‌تونم بیام اتاقت,
‫خطرناکه

01:21:50.489 --> 01:21:52.158
‫نامه‌ای به دستم رسید

01:22:06.714 --> 01:22:08.424
‫«یک دوست»

01:22:22.271 --> 01:22:24.815
‫فورا رسیدگی می‌کنم

01:22:40.456 --> 01:22:43.960
‫دلسوزانه تو را از نیمه‌ی
‫تاریک شیلر بیم می‌دهم

01:22:44.043 --> 01:22:46.212
‫او سست‌پیمان است
‫و در خانه‌های بدنام سرک می‌کشد

01:22:46.295 --> 01:22:48.631
‫از مردم بدون حق‌شناسی پول می‌ستاند

01:22:48.714 --> 01:22:51.467
‫او البسه‌ی شوهر معشوقه‌ی خود را
‫بیرون از خانه می‌پوشد و حتی گرو می‌گذارد

01:22:51.550 --> 01:22:53.052
‫البته نمی‌گویم که [لباس‌ها را] می‌دزدد

01:22:53.135 --> 01:22:57.014
‫در کنار نبوغش که جان انسان را
‫متاثر می‌کند، و در کنار شکنندگی‌اش

01:22:57.098 --> 01:23:01.060
‫دچار نوعی ولنگاری اساسی است
‫که آدمی را بیزار می‌کن

01:23:01.560 --> 01:23:03.813
‫این رو تو نوشتی؟

01:23:22.915 --> 01:23:28.504
‫دانش و شناخت تو از سبک نوشتاری من
‫باید به‌ت گواهی بده که کار من نیست

01:23:28.587 --> 01:23:33.259
‫"ولنگاری" واژه‌ای نیست که من ازش استفاده
‫کنم, می‌باید چنین اسمی روی خودم بگذارم

01:23:33.342 --> 01:23:38.472
‫به هر حال، طی رابطه‌مون،
‫معارف اخلاقی زیادی رو زیر پا گذاشتم

01:23:39.432 --> 01:23:40.891
‫جسما و احساسا

01:23:40.975 --> 01:23:46.022
‫پس احمقانه‌ست که برای قضاوت
‫کسی از واژه "ولنگاری" استفاده کنم

01:23:46.105 --> 01:23:51.152
‫اما باید اقرار کنم که نویسنده، خوب
‫از این رابطه به ضرر من استفاده کرده

01:23:51.861 --> 01:23:56.449
‫تو می‌خواهی باور کنی که من نوشتم،
‫پس می‌تونی پیوند دوستی‌مون رو بشکنی

01:23:56.532 --> 01:24:00.703
‫اصلا برای سر و سامون دادن به زندگیت
‫باید هم چنین باوری داشته باشی

01:24:00.786 --> 01:24:03.372
‫حتی اگه به قیمت نابود شدن زندگی من تموم بشه

01:24:09.462 --> 01:24:11.714
‫می‌خوام نامه‌هات رو پس بدم

01:24:22.349 --> 01:24:25.061
‫و می‌دونم که بابت کسب مقام استادی
‫باید قدردان چه کسی باشم

01:24:25.144 --> 01:24:28.814
‫تو روی نفوذ من بیش از اندازه حساب کردی

01:24:29.482 --> 01:24:31.317
‫خیلی‌های دیگه هم در این امر دخیل بودند

01:24:31.400 --> 01:24:34.278
‫دالبرگ، فرماندار ارفورت و ماینز

01:24:34.361 --> 01:24:35.654
‫او رو از قبل می‌شناسی

01:24:35.738 --> 01:24:40.576
‫و حتی شخص رایزن سلطنتی،
‫که در رودل‌اشتات

01:24:40.659 --> 01:24:42.661
‫و آخر از همه، جناب دوک

01:24:43.913 --> 01:24:46.791
‫کار نیک شما بر آخرین گام من به سوی
‫یک زندگی مستقل رو,,,

01:24:46.874 --> 01:24:49.335
‫به عنوان یک نویسنده و
‫شخصیت علمی استوار می‌کنه

01:24:49.418 --> 01:24:51.670
‫تا آخر دنیا مدیون این لطف شما خواهم بود

01:25:12.441 --> 01:25:14.860
‫«لین، از دست خودم یکه خوردم

01:25:14.944 --> 01:25:18.531
‫چطور تونستم به چنین نمایش خفت‌باری تن بدم؟

01:25:19.740 --> 01:25:21.659
‫دایم فکر می‌کنم به خاطر تو هم بوده
‫که مرتکب این کار شدم

01:25:22.451 --> 01:25:25.955
‫احساس پلیدی می‌کنم,
‫همه‌چیز را برایت می‌گویم,

01:25:27.039 --> 01:25:28.290
‫لین؟

01:25:32.294 --> 01:25:34.505
‫و آبستن هم نیستم، شکر خدا

01:25:38.300 --> 01:25:40.302
‫خوش آمدید

01:25:40.386 --> 01:25:43.806
‫«بعد از تمام گفتگوها و دیدارها در ینا,,,

01:25:43.889 --> 01:25:46.308
‫می‌توانم بگویم که

01:25:46.392 --> 01:25:52.439
‫سال آینده، فروتنانه و مفتخرانه به
‫کسوت استادی تاریخ خواهم رسید

01:25:53.649 --> 01:25:59.238
‫اولین خطابه‌ام را از ساعت 11 صبح امروز
‫در سر مرور می‌کنم

01:25:59.321 --> 01:26:02.825
‫و پیوسته به عصرگاهمان در خانه‌ی لنگفلد
‫می‌اندیشم

01:26:02.908 --> 01:26:05.995
‫که، گُرگ و میش را تماشاکنان، به من گفتی
‫«سوئدی‌ها دارن می‌آن»

01:26:06.078 --> 01:26:08.330
‫من گفتم ها

01:26:08.414 --> 01:26:10.541
‫نه، راست می‌گی, تو گفتی

01:26:10.624 --> 01:26:13.919
‫- به چی لبخند می‌زنی؟
‫- لبخند زدم؟

01:26:14.003 --> 01:26:18.841
‫- کل امروز لبخند به لب داشتی
‫- شرمنده ام، تمامش می‌کنم

01:26:18.924 --> 01:26:21.886
‫«سلام گرم مرا به مادر عزیز برسان

01:26:21.969 --> 01:26:27.016
‫او را نشسته در سالن، و با عینکی تیره‌
‫پیش چشم می‌آورم

01:26:27.099 --> 01:26:31.604
‫که او را از نور زمستانی محافظت می‌کند، و
‫به تو که این نامه را می‌خوانی گوش سپرده است

01:26:32.438 --> 01:26:38.027
‫و هنگامی که این را می‌شنود،
‫از او می‌خواهم که یک بار سر تکان دهد

01:26:38.110 --> 01:26:41.697
‫خودش خواهد دانست که چرا، و چه
‫چیز را متبرک خواهد کرد، درست می‌گویم؟

01:26:41.780 --> 01:26:44.742
‫سپس همه‌چیز درست می‌شود،
‫لولوی خرد من»

01:27:17.191 --> 01:27:19.235
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

01:27:19.318 --> 01:27:22.571
‫آیا می‌پذیری که شارلت آنتوانت فن لنگفلد

01:27:22.655 --> 01:27:29.078
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

01:27:29.161 --> 01:27:31.080
‫به همسری‌ات درآید؟

01:27:31.163 --> 01:27:34.500
‫سپس جواب بده «بله، به یاری خداوند»

01:27:34.583 --> 01:27:37.419
‫بله، به یاری خداوند

01:27:37.503 --> 01:27:40.923
‫شارلت آنتوانت فن لنگفلد

01:27:41.006 --> 01:27:44.593
‫آیا می‌پذیری که یوهان کریستف فردریش شیلر

01:27:44.677 --> 01:27:47.846
‫از امروز و تا روزی که مرگ جدایتان کند

01:27:47.930 --> 01:27:52.434
‫به همسری‌ات درآید؟

01:27:52.518 --> 01:27:54.103
‫بله

01:27:54.186 --> 01:27:56.355
‫بله، به یاری خداوند

01:28:02.111 --> 01:28:05.364
‫باشد که آدمی، آنچه را که
‫خداوند به هم پیوسته، نگُسَلد

01:28:06.073 --> 01:28:09.034
‫از آنجایی که
‫یوهان کریستف فردریش شیلر

01:28:09.118 --> 01:28:11.287
‫و شارلت آنتوانت فن لنگفلد

01:28:11.370 --> 01:28:14.873
‫به زندگی دائمی، در کنار هم،
‫و در قالب ازدواج رضایت داده اند

01:28:14.957 --> 01:28:18.168
‫و در پیشگاه این همراه، بر این امر
‫گواهی داده اند

01:28:18.252 --> 01:28:22.006
‫ایشان را زن و شوهر اعلام می‌کنم

01:28:22.089 --> 01:28:26.176
‫به نام پدر، پسر و روح القدس

01:28:26.260 --> 01:28:27.803
‫آمین

01:28:36.478 --> 01:28:37.730
‫هورا!

01:28:54.747 --> 01:28:57.666
‫بهار 1789، ینا

01:28:58.250 --> 01:28:59.501
‫بخش میانی رو دوباره انجام بده

01:28:59.585 --> 01:29:02.379
‫- دیشب چقدر خوابیدی؟
‫- پنج ساعت

01:29:02.463 --> 01:29:04.089
‫- چقدر کم!
‫- اما عمیق!

01:29:04.173 --> 01:29:06.842
‫راست می‌گه، مگه می‌تونستم بیدارش کنم

01:29:08.510 --> 01:29:10.929
‫نشانه‌ی رایجیه: خواب عمیق پیش از سپیده‌دم

01:29:11.013 --> 01:29:13.182
‫دهنت رو باز کن، زبان بیرون

01:29:13.265 --> 01:29:15.392
‫هنوز روبراه نشدی، مرد

01:29:15.476 --> 01:29:19.271
‫- یادم نمی‌آدم هیچوقت روبراه بوده باشم
‫- دوباره دم و بازدم

01:29:19.355 --> 01:29:21.106
‫پس عوضش کن

01:29:25.819 --> 01:29:27.529
‫شلوارت رو دربیار

01:29:28.447 --> 01:29:29.865
‫سرفه کن

01:29:29.948 --> 01:29:33.077
‫بیا بریم این‌جا, می‌آیی؟

01:29:33.160 --> 01:29:35.621
‫- برنمی‌گردیم؟
‫- یالا

01:29:39.458 --> 01:29:43.128
‫- ورود خانم‌های زیر 50 سال ممنوع
‫- به همین خیال باش!

01:29:43.212 --> 01:29:47.299
‫حتما خانم‌ها اطلاع دارند که ورود زنان
‫در تمامی ساختمان‌های دانشگاهی قدغنه؟

01:29:47.383 --> 01:29:49.551
‫چی؟ می‌خواهی این‌جا هم
‫چنین رسمی بگذاری؟

01:29:49.635 --> 01:29:52.888
‫این‌جا یک مهمانخانه آبرومنده, فقط
‫زوج‌های متاهل حق اقامت در این‌جا رو دارند

01:29:52.971 --> 01:29:55.057
‫- آقا برهنه تشریف دارند
‫- بله

01:29:55.140 --> 01:29:58.644
‫مستحضر باشید: ما برای ممنوعیت
‫حضور بانوان در حین خطابه کاملا آماده ایم!

01:30:00.187 --> 01:30:04.733
‫شیلر، خبردار شدی که هفته‌ی پیش،
‫روزنامه‌ی برلین خبر مرگت رو داده؟

01:30:04.817 --> 01:30:06.068
‫بفرما

01:30:06.151 --> 01:30:08.112
‫مگه این‌جوری حالش خوب بشه

01:30:08.195 --> 01:30:11.573
‫ینا, عزیزِ تمامی الهگان آلمانی، عضو
‫شورای سلطنتی، جناب شیلر، در این‌جا مُرد»

01:30:11.657 --> 01:30:13.450
‫کمی ناخوش بودم

01:30:13.534 --> 01:30:15.828
‫دکتر حسابی به زحمت افتاد

01:30:15.911 --> 01:30:16.954
‫ممنون

01:30:17.037 --> 01:30:19.123
‫ممنون که استاد ما رو نجات دادید

01:30:19.206 --> 01:30:20.290
‫خواهر زن عزیز

01:30:20.374 --> 01:30:23.585
‫به همین خاطر، یک انجمن شعر دانمارکی می‌خواد
‫یک مقرری سالیانه برای من در نظر بگیره

01:30:23.669 --> 01:30:25.587
‫نامه‌ش روی میزه

01:30:25.671 --> 01:30:28.132
‫- مقرری؟ چقدری هست؟
‫- یادم نمی‌آد

01:30:28.215 --> 01:30:30.092
‫اما همینه که مهمه

01:30:30.175 --> 01:30:32.803
‫حالا لطفا ما رو تنها بگذارید

01:30:32.886 --> 01:30:34.763
‫بفرمایید, یک ساعت بیشتر نمونده

01:30:34.847 --> 01:30:37.766
‫بله، بفرمایید,
‫فرار که نمی‌کنم

01:30:38.684 --> 01:30:41.979
‫- برو ردیف جلو بنشین
‫- زود روبراه شو، خب؟

01:30:42.688 --> 01:30:43.981
‫یالا

01:30:52.698 --> 01:30:53.991
‫از دست بلویتز فرار کردم

01:30:54.074 --> 01:30:56.452
‫می‌خواست تو برج رودل‌اشتات زندانی‌م کنه

01:30:56.535 --> 01:30:58.871
‫اما لحظه‌ی آخر فرار کردم

01:30:58.954 --> 01:31:00.664
‫تبریک می‌گم

01:31:27.733 --> 01:31:29.818
‫دنبال چه می‌گردی؟

01:31:31.069 --> 01:31:35.324
‫خطابه‌ی نخستین شیلر «تاریخ
‫جهان و ضرورت مطالعه‌ی آن»

01:31:35.407 --> 01:31:39.620
‫به طبقه دوم منتقل شد,
‫یک سالن سخنرانی دیگه اون‌جا هست

01:32:28.961 --> 01:32:33.590
‫تاریخ جهانی چیست و
‫چرا باید آن را مطالعه کرد؟

01:32:35.342 --> 01:32:39.805
‫مایه شادمانی و لذت
‫است، کاوش در رشته‌ای که

01:32:39.888 --> 01:32:44.226
‫اندیشمندان بینا را از
‫سرفصل‌های مطالعاتی بسیار

01:32:44.309 --> 01:32:47.062
‫مردان کوشا را از
‫نمونه‌های شگفت‌انگیز عالم

01:32:47.145 --> 01:32:48.772
‫فیلسوفان را از مفاهیم درخور

01:32:48.855 --> 01:32:53.402
‫و همگان را از سرچشمه‌های غنی شریف‌ترین لذات
‫برخوردار می‌کند

01:32:53.986 --> 01:32:56.905
‫سراسرِ رشته‌ی تاریخ عمومی

01:32:56.989 --> 01:33:00.409
‫و جلوه‌ی جوانان شایسته‌ی بسیاری که

01:33:00.492 --> 01:33:03.287
‫عطش شرافتمندانه‌شان برای دانش،
‫ایشان را در این محفل گرد هم آورده

01:33:03.370 --> 01:33:07.249
‫آن‌ها هم در حالی که جمعی از نوابغ
‫عصر پیش رو را در میان خود دارند

01:33:07.332 --> 01:33:08.792
‫این امر خطیر را نزد من
‫به لذتی بدل می‌کند

01:33:08.875 --> 01:33:10.627
‫گوش کنید! گوش کنید!

01:33:10.711 --> 01:33:13.589
‫این هدیه‌ای‌ست پُربها،
‫که پیشکش شما خواهم کرد

01:33:13.672 --> 01:33:16.633
‫آیا هدیه‌ای ارزشمندتر از حقیقت یافت می‌شود؟

01:33:32.899 --> 01:33:36.695
‫پهنه‌ی تاریخ وسیع و حاصل‌خیز است

01:33:36.778 --> 01:33:39.531
‫و قلمرو آن تمام دنیای اخلاقیات را
‫در بر می‌گیرد

01:33:39.615 --> 01:33:42.284
‫تاریخ پیوسته با آدمی سخن می‌گوید

01:33:53.211 --> 01:33:54.880
‫«سوئدی‌ها در راه اند»

01:33:55.422 --> 01:33:59.468
مردم عوام تا نسل‌ها
‫غروب خورشید را بدین سان خوش‌آمد گفته اند

01:33:59.551 --> 01:34:02.721
‫آنگاه که ربان سرخ زیبایش
‫را بر پهنه افق می‌گسترانید

01:34:03.263 --> 01:34:05.724
‫«سوئدی‌ها در راه اند»
‫تصویری مخوف

01:34:05.807 --> 01:34:10.187
‫چون شیاری، وحشت تاریخ را،
‫این بار در باب جنگ سی ساله،

01:34:10.270 --> 01:34:14.983
‫در خاطر بشر، رویاهایش، و
‫زبانش، دانسته یا نادانسه، داغ زده است

01:34:15.067 --> 01:34:20.364
‫اما تمام اعصار گذشته در پی به
‫بار آوردن عصری انسانی‌تر، چون عصر ما بودند

01:34:20.447 --> 01:34:23.367
‫بی آن که خود بدانند،
‫یا به آن دست یافته باشند

01:34:23.450 --> 01:34:27.037
‫عصر ما گنجینه‌ای‌ست که
‫ذهن و نبوغ، استدلال و عمل

01:34:27.120 --> 01:34:30.457
‫آن را پس از گذشت زمانی
‫بس دراز، به ثمر آورده اند

01:34:31.458 --> 01:34:34.920
‫و تنها تاریخ است که قدردانی از
‫این ارزش‌ها را به ما تعلیم می‌دهد

01:34:35.003 --> 01:34:37.881
‫عادت و تسخیرشدگی به سادگی می‌توانند
‫ما را از این قدرشناسی محروم کنند

01:34:37.964 --> 01:34:41.677
‫ارزش‌هایی نفیس، آلوده به
‫خون بهترین و شریف‌ترین‌ افراد

01:34:41.760 --> 01:34:45.389
‫که به قیمت رنج و مشقت
‫نسل‌های بسیار، به دست آمده اند

01:34:47.474 --> 01:34:50.936
‫موقعیت‌ یکایک ما، در جامعه مدنی،
‫هرقدر هم متفاوت باشد

01:34:51.603 --> 01:34:54.940
‫قدم نهادن در راه خدمت است
‫که راه به جاودانگی می‌برد

01:34:55.023 --> 01:34:58.610
‫جاودانگی راستین، یعنی همانجا که
‫کردارها به حیات خود ادامه می‌دهند

01:34:59.277 --> 01:35:02.447
‫اگرچه بر روی نام بانی‌ آن‌ها
‫غبار فراموشی نشسته باشد

01:35:38.817 --> 01:35:40.569
‫پوزش می‌خوام

01:35:44.197 --> 01:35:47.159
‫بجنب، کلاهت رو بگذار سرت، پیرمرد

01:35:53.373 --> 01:35:55.500
‫لولو، بیا با ما برقص

01:36:02.758 --> 01:36:04.801
‫چرا نمی‌رقصید؟

01:36:14.352 --> 01:36:17.105
‫می‌دونی همین حالا به همسرم چی گفتم؟

01:36:17.189 --> 01:36:21.735
‫«دیدن زوجی به خوشبختی شما واقعا عجیبه»

01:36:23.361 --> 01:36:24.529
‫ممنون

01:36:31.620 --> 01:36:35.624
‫14 جولای 1789،
‫1,000 کیلومتر دورتر از توبینگن، در پاریس

01:36:35.707 --> 01:36:38.627
‫باستیل دچار توفان شد

01:36:38.710 --> 01:36:41.880
‫میراث بشریت، خواستِ حقیقت، اخلاقیات و آزادی

01:36:41.963 --> 01:36:43.465
‫که شیلر از آن سخن می‌گفت

01:36:43.548 --> 01:36:47.344
‫در این روز صحفه‌ای
‫نو و قهرمانانه را گشود

01:36:52.307 --> 01:36:56.269
‫اما برای انجام چنین کاری، نخست
‫دنیای کهن می‌بایست معدوم می‌شد

01:37:34.266 --> 01:37:36.643
‫دامنم، دامنم

01:37:39.437 --> 01:37:41.273
‫برو بالا

01:37:44.109 --> 01:37:46.528
‫- ای وای، کلاهم
‫- این هم از مال من

01:37:46.611 --> 01:37:48.238
‫این هم مال من

01:37:48.321 --> 01:37:49.698
‫ممنونم، آقایون!

01:37:53.994 --> 01:37:56.204
‫یکی‌مون دزدکی بره سراغش

01:37:56.288 --> 01:37:58.874
‫یکی‌مون بره سراغش، متوجه نمی‌شه

01:37:58.957 --> 01:38:01.918
‫و فردا به‌ش می‌گیم که چه کسی
‫شب رو پهلوی او بوده

01:38:08.466 --> 01:38:09.968
‫چی شده؟

01:38:13.179 --> 01:38:16.641
‫هر دومون منتظرت بودیم، هرکدوم
‫به شیوه خودمون

01:38:17.309 --> 01:38:19.603
‫من می‌خواستم پُلی بین شما باشم

01:38:21.646 --> 01:38:24.733
‫جفت‌مون در یک خانه زندگی می‌کنیم،
‫اما نه در حکم زن و شوهر

01:38:25.317 --> 01:38:27.569
‫بلکه مثل خواهر و برادر زندگی می‌کنیم

01:38:28.820 --> 01:38:30.071
‫چرا؟

01:38:32.198 --> 01:38:35.493
‫من هیچوقت نمی‌تونم دلدار مردی باشم
‫که تو این‌همه دوستش داری

01:38:37.329 --> 01:38:40.165
‫تو برای من و مامان خیلی کارها کردی

01:38:41.791 --> 01:38:45.086
‫به خاطر تو هم که شده،
‫حاضرم در خفا زندگی کنم

01:38:48.340 --> 01:38:51.301
‫اما مگه تو او رو نمی‌خوای؟
‫نمی‌خوای با تو باشه؟

01:38:58.558 --> 01:39:00.894
‫چرا که نه، خیال کردم,,,

01:39:36.429 --> 01:39:37.722
‫مادام

01:39:39.057 --> 01:39:40.225
‫ممنون

01:39:44.854 --> 01:39:47.482
‫فردا عصر با کالسکه می‌آم دنبالت

01:39:47.565 --> 01:39:48.900
‫باشه، همین کار رو بکن

01:40:35.405 --> 01:40:38.158
‫«تا مدتی دیدار نخواهیم کرد، خواهر عزیزم

01:40:38.241 --> 01:40:41.911
‫حلقه‌ی پدر که مادر به من
‫سپرده بود از حالا برای توست

01:40:41.995 --> 01:40:44.581
‫تو بهترین انسان دنیایی

01:40:44.664 --> 01:40:47.417
‫اما شما باید در کنار هم راه خود را
‫بیابید

01:40:47.500 --> 01:40:49.836
‫دیگر سد راه شما نخواهم بود

01:40:49.919 --> 01:40:53.048
‫عهد سنگدلانه‌ای که بسته
‫بودیم، پوچ و بی‌ارزش بود

01:40:53.131 --> 01:40:57.844
‫من کوته‌بین، خودخواه و بی‌تفاوت بودم,
‫اگر می‌توانی مرا ببخش

01:40:57.927 --> 01:41:00.346
‫با عشق، کارلین»

01:41:08.354 --> 01:41:09.647
‫لین!

01:41:12.150 --> 01:41:14.360
‫لین، با من بمون!

01:41:14.444 --> 01:41:15.695
‫لین!

01:41:44.682 --> 01:41:46.392
‫چهار سال بعد

01:41:47.519 --> 01:41:50.021
چاپخانه کُتا

01:42:01.825 --> 01:42:03.785
‫بیا گمان کنیم که این‌گونه بوده است:

01:42:03.868 --> 01:42:06.412
‫در یک روز تابستانی در سال 1793

01:42:06.496 --> 01:42:10.625
‫شیلر دگربار خواهر-زنش
‫کارلین را ملاقات می‌کند

01:42:10.708 --> 01:42:13.253
‫بیا تا نشونت بدم قالب چطور درست می‌شه

01:42:16.381 --> 01:42:19.592
‫در این هنگام پیشرفت‌های چاپ
‫برای او توضیح داده می‌شد

01:42:19.676 --> 01:42:24.430
‫روال کار، حرارت دادن کوره‌ای صفحه‌بندی‌ها،
‫با استفاده از قالب‌های گچی بود

01:42:24.514 --> 01:42:29.352
‫که سپس قابلیت انبار شدن، و چاپ نسخه‌های
‫بیشمار در زمان دلخواه را فراهم می‌آورد

01:42:29.435 --> 01:42:33.148
‫جزواتی که انقلاب پاریس رو برانگیخت,,,

01:42:33.231 --> 01:42:35.441
‫چنان که دستگاه چاپ غژغژ می‌کرد

01:42:35.525 --> 01:42:40.029
‫شیلر، برای لحظه‌ای کوتاه، صدای
‫او را در میان صدای چاپگرها شنید

01:42:41.447 --> 01:42:44.200
‫اما در ابتدا گمان کرد
‫که دچار اوهام گشته است

01:42:44.284 --> 01:42:48.997
‫هزاران هزار نسخه که در
‫انقلاب پاریس الهام‌بخش واقع شدند

01:42:49.080 --> 01:42:52.709
‫که اگر به خاطر اختراع کلیشه [چاپ] نبود
مطلقا رخ می‌‌داد

01:42:52.792 --> 01:42:56.713
‫اما هنگامی که او را به عینه دید،
‫سخت یکه خورد

01:42:56.796 --> 01:42:59.924
‫اصلا تو خونِ آقای کُتاست,
‫می‌برمت پیشش

01:43:02.635 --> 01:43:05.013
‫ایشون آقای اسلیگره,
‫معرفی شده بودند

01:43:05.096 --> 01:43:11.060
‫برای نخستین بار، خوشحال بود
‫که باید در ووتمبرگ ناشناس بماند

01:43:11.144 --> 01:43:13.688
‫چرا که با توجه به منعی که دوک، سالها قبل
‫برای او مقرر کرده بود

01:43:13.771 --> 01:43:17.400
‫هیچکس در آن لحظه نباید
‫به احساسات او پی می‌برد

01:43:17.901 --> 01:43:20.361
‫بازگشت به خانه چطوره؟

01:43:20.445 --> 01:43:23.031
‫بعد از چهار هفته تازه
‫دارم احساس آشنایی می‌‌کنم

01:43:23.114 --> 01:43:24.949
‫خوب شد که برگشتی

01:43:27.952 --> 01:43:30.705
‫چه لباس زیبایی، از کجا رسیده؟

01:43:30.788 --> 01:43:32.874
‫مال همسر عزیزمه,
‫به قول خودش، ابریشم چینیه

01:43:32.957 --> 01:43:35.793
‫لباس مبدلمه,
‫ف,ش رو داخلش دوخته

01:43:36.461 --> 01:43:39.547
‫- احوال همسرت چطوره؟
‫- از گرما نالانه

01:43:39.631 --> 01:43:41.925
‫هفت ماهی می‌شه که رفته,
‫دکتر می‌گه حالش خوبه

01:43:42.008 --> 01:43:44.844
‫به‌ش اعتماد دارم,
‫خواهرهای کوچکم رو هم او به دنیا آورده

01:43:44.928 --> 01:43:47.305
‫اومدیم لودویسبرگ دیدنش

01:43:49.474 --> 01:43:53.394
‫پوزش می‌خوام، کُتا، ما تازه
‫رسیدیم، نمی‌دونستیم که,,,

01:44:01.277 --> 01:44:02.654
‫اون مرد کی بود؟

01:44:02.737 --> 01:44:05.531
‫جدی که نمی‌گی؟ دالبرگ

01:44:05.615 --> 01:44:08.785
‫مگه او در مانهایم و وایمار ولینعمتت نبود؟

01:44:08.868 --> 01:44:12.789
‫- خدایا، به هر حال باید عذرخواهی کنم
‫- صبر کن, او هم تو رو به جا نیاورد

01:44:12.872 --> 01:44:15.583
‫برای من کارستون کردی

01:44:15.667 --> 01:44:20.129
‫همگی طبق خواست تو عمل کردند
‫و برای ژورنال مطلب نوشتند

01:44:20.713 --> 01:44:22.090
‫شلگل

01:44:22.173 --> 01:44:23.383
‫فیشته

01:44:24.217 --> 01:44:25.677
‫هومبُلت

01:44:26.844 --> 01:44:28.179
‫هردر

01:44:28.263 --> 01:44:29.806
‫وُلتمان

01:44:31.849 --> 01:44:32.976
‫و گُته

01:44:33.059 --> 01:44:35.687
‫می‌دونم، خودم هم خیلی خوشحال شدم

01:44:36.646 --> 01:44:41.234
‫شروع فوق‌العاده‌ای برای روزنامه‌ی "دی
‫هُرِن" ماست, چه شور و حالی که به پا بکنه!

01:44:41.317 --> 01:44:43.236
‫آینده‌ی آلمانه

01:44:43.319 --> 01:44:44.779
‫همه‌شون نقشی رو عهده‌دار شدند

01:44:44.862 --> 01:44:48.116
‫چون که احساس می‌کنند روح بشریت
‫داره به اسارت بلوای فعلی درمی‌آد

01:44:48.199 --> 01:44:50.785
‫و فقط جستجوی زیبایی می‌تونه
‫به ما رهایی بده

01:44:50.868 --> 01:44:52.578
‫خبری از بحث سیاسی نیست

01:44:52.662 --> 01:44:55.498
‫فقط زیبایی‌شناسی و تاریخ،
‫هنر و فلسفه

01:44:56.040 --> 01:44:57.875
‫همونجوری که باید باشه

01:44:59.210 --> 01:45:01.337
‫ببخشید که باز مزاحم شدم

01:45:01.421 --> 01:45:03.423
‫هر دالبرگ، ببخشید که نشناختمت

01:45:03.506 --> 01:45:06.259
‫آقای شیلر، شما کجا این‌جا کجا؟

01:45:06.342 --> 01:45:07.635
‫شیلر عزیزم

01:45:07.719 --> 01:45:10.388
‫- چه مدت در توبینگن می‌مونی؟
‫- فقط امشب

01:45:10.471 --> 01:45:12.640
‫من عجله دارم، می‌شه صحبت‌‍تون رو قطع کنم؟

01:45:12.724 --> 01:45:14.934
‫- البته
‫- ممنون

01:45:15.018 --> 01:45:19.731
‫کُتا، مایل ام چند تا از قطعاتی
‫رو که به دستم رسیده به تو بسپارم

01:45:22.692 --> 01:45:24.569
‫چی داری می‌خونی؟

01:45:28.740 --> 01:45:31.200
‫من رو نمی‌شناسی، لین؟

01:45:31.284 --> 01:45:34.787
‫از کجا باید بشناسمت؟
‫با اینهمه دنگ و فنگ، نه سلامی نه علیکی,,,

01:45:35.580 --> 01:45:37.999
‫باید ناشناس می‌آمدم

01:45:38.082 --> 01:45:40.668
‫دوک پارسال منع حضورم رو یک
‫سال تمدید کرده، می‌دونی که,,,

01:45:40.752 --> 01:45:42.754
‫دوک سخت ناخوشه

01:45:45.423 --> 01:45:48.843
‫نمی‌دونستم اومدی ووتمبرگ,
‫شارلت چیزی نگفته بود

01:45:48.926 --> 01:45:51.929
‫خبر نداره, همین‌طور مامان

01:45:55.725 --> 01:46:00.730
‫دوک حیلی ناخوشه، حتما که نه از منع
‫چیزی به یاد داره نه از شکل و قیافه تو

01:46:00.813 --> 01:46:04.984
‫شک دارم,
‫تا نفس آخر از من بیزار

01:46:05.068 --> 01:46:09.364
‫این‌قدر خودت رو جدی نگیر,
‫زمین بدون تو هم می‌چرخه

01:46:10.156 --> 01:46:11.616
‫بی‌گمان

01:46:14.660 --> 01:46:16.871
‫پس یک بار دیگر دیدار کردیم

01:46:16.954 --> 01:46:20.666
‫من در تبعید، و تو در خانه

01:46:21.501 --> 01:46:23.544
‫حال شوهرت چطوره؟

01:46:23.628 --> 01:46:27.548
‫بلویتز؟ می‌خواد از شرّم راحت بشه,
‫نه، من ام که می‌خوام از دستش خلاص بشم

01:46:27.632 --> 01:46:30.009
‫اما کسی رو پیدا نمی‌کنم که
‫هوام رو داشته باشه

01:46:30.093 --> 01:46:31.511
‫دالبرگ

01:46:32.470 --> 01:46:36.641
‫هوای همدیگر رو داریم,
‫او هم به همراهی با من می‌باله

01:46:36.724 --> 01:46:38.309
‫فعلا

01:46:40.353 --> 01:46:41.979
‫چی از من پرسیدی؟

01:46:43.314 --> 01:46:47.235
‫- پرسیدم چی می‌خونی
‫- "کْلیلی" به قلم مادلن دو سکودری

01:46:48.861 --> 01:46:50.780
‫- شنیدی؟
‫- نه

01:46:50.863 --> 01:46:54.409
‫هیچوقت از ادبیات فاخر خانم‌ها خوشم نیومد

01:46:56.452 --> 01:46:59.497
‫یک نقشه داره به اسم "قلمروی عشق"

01:47:05.211 --> 01:47:09.924
‫در امتداد رودی که به دریای خطرها
‫می‌ریزه، چند تا روستا هم هست

01:47:10.007 --> 01:47:11.926
‫اسم‌هایی دارند از قبیل

01:47:12.009 --> 01:47:16.264
‫"نامه عاشقانه"، "بی‌تابی"، "لذایذ مشترک"

01:47:16.347 --> 01:47:18.224
‫"اشتیاق"

01:47:18.307 --> 01:47:22.687
‫"پیام پنهانی"، "بی‌ملاحظگی"،
‫"بی‌وفایی"، "تنهایی"

01:47:23.855 --> 01:47:26.691
‫همچنین "دریاچه بی‌تفاوتی"

01:47:27.733 --> 01:47:32.905
‫پشت دریای خطرات، "کشور ناشناخته" قرار گرفته

01:47:37.034 --> 01:47:39.454
‫مادلن دو سکودری اشراف‌زاده‌ای بود
‫اهل بریتانی

01:47:39.537 --> 01:47:42.999
‫که 150 سال پیش در پاریس
‫حسابی معروف شد

01:47:43.082 --> 01:47:46.210
‫عشاق زیادی هم داشت، اما فقط
‫با کار کردن راضی می‌شد

01:47:47.879 --> 01:47:52.675
‫او حامی "قلمرو عشق"ـی بود
‫که درش شور و شوق همواره کمرنگ اند

01:47:52.758 --> 01:47:56.387
‫و در عوض عواطف
‫عمیق حکمرانی می‌کنند

01:48:08.357 --> 01:48:13.613
‫فقط همین یک بار, بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد

01:48:13.696 --> 01:48:18.951
‫<i>فقط همین یک بار, بگذار قلبت
‫پناهگاه و تنت حافظ من باشد</i>

01:48:19.035 --> 01:48:20.870
‫- <i>برای آخرین بار</i>
‫- اما چرا؟

01:48:20.953 --> 01:48:24.123
‫مرا بابت خواسته‌ام ببخش,
‫دیگر ازش دم نخواهم زد

01:48:24.207 --> 01:48:26.792
‫- چرا برای آخرین بار؟
‫- <i>قول می‌دهم</i>

01:48:27.793 --> 01:48:29.253
‫<i>قول می‌دهم</i>

01:48:55.279 --> 01:48:58.741
‫دی هُرِن، ژورنال ماهانه

01:49:00.618 --> 01:49:02.036
‫اطلاعیه

01:49:02.119 --> 01:49:04.038
‫اطلاعیه

01:49:07.500 --> 01:49:11.963
‫کارل یوگن، دوک سربلند ووتمبرگ

01:49:12.672 --> 01:49:14.632
‫جان سپرد

01:49:22.807 --> 01:49:23.808
‫چی؟

01:49:23.891 --> 01:49:25.309
‫دوک مُرده

01:49:25.393 --> 01:49:26.769
‫شارلت

01:49:29.814 --> 01:49:31.148
‫ارادت‌مندم، استاد

01:49:34.485 --> 01:49:35.486
‫خیلی ممنون

01:49:38.239 --> 01:49:40.491
‫حالا دیگه نمی‌خواد پنهانی زندگی کنم

01:49:40.575 --> 01:49:41.576
‫شیلره

01:49:42.451 --> 01:49:44.537
‫من آمدم خانه!

01:49:48.124 --> 01:49:50.293
‫می‌گه داره یک رمان می‌نویسه

01:49:50.376 --> 01:49:52.044
‫ازت کمک می‌خوام

01:49:52.128 --> 01:49:54.422
‫رمان, انگار همین‌جوریه که هرکسی یکی بنویسه

01:49:54.505 --> 01:49:57.925
‫و می‌خواد ناشناس منتشرش کنه،
‫این یعنی خودش رو باور نداره

01:49:58.009 --> 01:50:02.597
‫این هم شیوه‌ی مادام فن بلویتز برای رها شدن
‫از دست شوهرشه

01:50:02.680 --> 01:50:05.224
‫برای هنر نویسندگی احترام زیادی قائله

01:50:05.308 --> 01:50:07.560
‫خودت یک بار گفتی مستعده

01:50:07.643 --> 01:50:11.105
‫اون در رابطه با داستان‌های کوتاه بود,
‫ملاحضات مختصر و مفید

01:50:11.188 --> 01:50:12.898
‫رمان خیلی فرق داره

01:50:12.982 --> 01:50:16.360
‫در هر صورت، دوست دارم نزدیک خودم باشه,
‫خیلی کمک‌مون می‌کنه

01:50:16.444 --> 01:50:21.115
‫اگه برای [زاییدن] رمانش من رو به چشم
‫قابله نگاه می‌کنه چرا به خودم نامه نداده؟

01:50:23.200 --> 01:50:26.162
‫فقط می‌خواد از این آشوبی که
‫دامن زندگیش رو گرفته در امان باشه

01:50:26.245 --> 01:50:27.538
‫برنامه‌ی طلاق,,,

01:50:29.540 --> 01:50:31.959
‫رابطه‌ی تقریبا عیان با دالبرگ در مانهایم,,,

01:50:32.043 --> 01:50:33.628
‫یک عشق تازه این‌جا، اون‌جا

01:50:33.711 --> 01:50:37.131
‫- شوهرش نباید بو ببره
‫- وگرنه به طلاق تن نمی‌ده

01:50:40.593 --> 01:50:42.637
‫نخیر، من به این‌جا آمدنش راضی نیستم

01:50:43.512 --> 01:50:47.058
‫- چقدر بالاتر؟
‫- طبقه چهارم یا پنجم

01:50:49.602 --> 01:50:52.063
‫- شما؟
‫- خواهر من هستند

01:50:53.230 --> 01:50:55.816
‫- چه کاری از من ساخته‌ست؟
‫- قابله در راهه

01:50:55.900 --> 01:50:58.361
‫برای زایمان، آب داغ می‌خواهیم و حوله

01:50:58.444 --> 01:51:00.404
‫در اتاق کار هست

01:51:01.197 --> 01:51:04.075
‫لطفا بیدارش نکن، تمام شب
‫مشغول کار بود

01:51:07.953 --> 01:51:09.455
‫بجنبید!

01:51:21.592 --> 01:51:25.221
‫- خیلی می‌ترسم
‫- خیلی آروم، دَم

01:51:25.304 --> 01:51:27.515
‫حالا بازدم

01:51:27.598 --> 01:51:29.225
‫لولو، باید جیغ بزنی

01:51:29.308 --> 01:51:33.062
‫آره، جیغ بزن، وگرنه
‫گونه‌هات رو نیشگون می‌گیرم

01:51:50.162 --> 01:51:51.872
‫لولو، نفس بکش، تندتر

01:51:53.624 --> 01:51:54.959
‫نفس بکش

01:51:58.796 --> 01:51:59.964
‫هنوز می‌تونی ببینی؟

01:52:02.508 --> 01:52:04.301
‫- بفرمایید
‫- اوضاع چطوره؟

01:52:13.018 --> 01:52:14.895
‫موفق شدیم

01:52:16.814 --> 01:52:17.982
‫همینه

01:52:20.359 --> 01:52:23.654
‫همین‌جوری، درسته

01:52:25.906 --> 01:52:27.867
‫چه همسری دارید!

01:52:27.950 --> 01:52:30.161
‫و همسرتون چه خواهری داره!

01:52:47.636 --> 01:52:51.223
‫نمی‌خواهی خبر فرزندت در ژورنال چاپ بشه؟

01:52:51.807 --> 01:52:53.768
‫چرا که نه؟ فکر خوبیه

01:52:58.856 --> 01:53:00.608
‫در 14م سپتامبر

01:53:00.691 --> 01:53:03.152
‫در 14م سپتامبر، 1793

01:53:03.235 --> 01:53:06.739
‫پس از چهار سال پیوند زناشویی،
‫شارلت و فردریش صاحب اولین پسرشان شدند

01:53:06.822 --> 01:53:09.408
‫کارل فردریش لودویگ شیلر

01:53:09.492 --> 01:53:13.829
‫چنان که کارلین بی‌درنگ پی برد، آن روز،
‫نظر به تقویم [انقلابی] نوین فرانسوی

01:53:13.913 --> 01:53:18.125
‫روز 22 از ماه فروکتیدُر  در دومین سالِ
‫جمهوری بود

01:53:18.209 --> 01:53:22.296
‫- باید بجنبیم، آقای عزیز
‫- کالسکه خیلی سرده

01:53:22.379 --> 01:53:24.799
‫باید از رسیدن برگچه‌ها به توبینگن
‫مطمئن بشم

01:53:24.882 --> 01:53:28.469
‫بهترین روز زندگی رو برای من رقم زدی

01:53:28.552 --> 01:53:30.721
‫به‌ش یک‌کم پول دیگه هم دادم

01:53:34.725 --> 01:53:38.604
‫پول مال دالبرگه،
‫بلویتز خبردار نمی‌شه

01:53:39.730 --> 01:53:42.817
‫لولو، من دیگه برنمی‌گردم پیش او،
‫نمی‌تونم

01:53:42.900 --> 01:53:45.319
‫حرمت بین ما شکسته

01:53:45.402 --> 01:53:50.241
‫سالها می‌شه که دیگه زوج نیستیم،
‫اما تن به طلاق نمی‌ده

01:53:52.576 --> 01:53:56.163
‫می‌ده، صبور باش

01:53:56.247 --> 01:53:58.082
‫فعلا پیش ما بمون

01:54:11.971 --> 01:54:13.889
‫تیراژ رو دو برابر کردیم

01:54:13.973 --> 01:54:15.850
‫مردم از تو دست‌مون می‌قاپن!

01:54:15.933 --> 01:54:18.102
‫حتی از شماره اول هم بهتر می‌شه

01:54:19.937 --> 01:54:25.359
‫خداوندا، او را سالم و سلامت
‫به هردوی ما بازگردان

01:54:25.442 --> 01:54:28.863
‫- به هر سه‌ی ما
‫- آره، به هر سه نفرمون

01:54:28.946 --> 01:54:30.030
‫آمین

01:54:52.303 --> 01:54:53.721
‫<i>اما چرا؟</i>

01:54:54.430 --> 01:54:56.223
‫<i>برای آخرین بار؟</i>

01:55:26.670 --> 01:55:29.423
‫می‌دونی چیه؟
‫انگار که قد کشیدی

01:55:29.506 --> 01:55:31.342
‫خیلی مغروره

01:55:31.842 --> 01:55:33.344
‫و باید هم باشه

01:55:34.011 --> 01:55:37.514
‫پسربچه شیرینیه

01:55:40.517 --> 01:55:42.770
‫با چای چطوری؟

01:55:42.853 --> 01:55:46.315
‫راستی که باید از مادر-زنت کمی پول بگیری

01:55:46.398 --> 01:55:47.441
‫چرا؟

01:55:47.524 --> 01:55:51.946
‫چون که جفت دخترهاش حالا
‫با تو زندگی می‌کنند

01:55:52.029 --> 01:55:55.115
‫تو نون‌شون رو می‌دی، مگه نه؟

01:55:55.199 --> 01:55:56.533
‫یعنی,,,

01:55:57.743 --> 01:55:59.787
‫نباید همچین چیزی می‌گفتم؟

01:55:59.870 --> 01:56:04.124
‫اون‌یکی که هرروز این‌جا ول می‌چرخه،
‫دست به سیاه و سفید هم نمی‌زنه

01:56:04.208 --> 01:56:06.126
‫مامان، زشته، یعنی چه!

01:56:06.210 --> 01:56:07.336
‫بگذارید یک چیزی بگم

01:56:07.419 --> 01:56:11.548
‫کارلین از وقتی اومده این‌جا سه [سکه] تالر
‫خرج کرده

01:56:13.592 --> 01:56:15.594
‫خب این پول رو از کجا آورده؟

01:56:15.678 --> 01:56:17.888
‫محققا از شوهرش که نگرفته

01:56:21.350 --> 01:56:22.893
‫نهار آماده‌ست

01:56:24.395 --> 01:56:27.564
‫درخواست برای معافیت از خانه‌داری تا
‫چند ساعتی افاقه می‌کنه

01:56:27.648 --> 01:56:29.650
‫همراه ما غذا نمی‌خورید؟

01:56:29.733 --> 01:56:31.610
‫نه، ممنون

01:56:31.694 --> 01:56:33.487
‫کمی هم چای روی اجاقه، لولو

01:56:33.570 --> 01:56:35.698
‫- اجاق رو گرم می‌کنم
‫- دو ساعت پیش گرم کردم

01:56:35.781 --> 01:56:37.324
‫ممنون

01:56:43.122 --> 01:56:44.331
‫گازم گرفت

01:56:44.957 --> 01:56:47.084
‫به خودت رفته!

01:56:52.589 --> 01:56:55.300
‫پول، پول، پول,
‫باز شروع نکن

01:56:55.384 --> 01:56:59.346
‫تازگی‌ها تعداد دانشجویان من
‫در ینا از 400 به 30 رسیده!

01:56:59.430 --> 01:57:01.682
‫برای هر خطابه هم پنج
‫تالر کم‌تر از پیش می‌گیرم

01:57:01.765 --> 01:57:04.018
‫دیر نیست که جمیع شنوندگان تو خونه‌‍هامون
‫جا بشن!

01:57:04.101 --> 01:57:06.311
‫فریتز، بچه خوابیده!

01:57:09.356 --> 01:57:11.942
‫بفرمایید، چه سریع

01:57:12.443 --> 01:57:14.528
‫بفرما بنشین، غذا هم هست

01:57:14.611 --> 01:57:17.448
‫- چه مهربان
‫- بگذار در باز باشه

01:57:20.451 --> 01:57:24.038
‫به وُلزُگن و کرنر قول دادم،
‫که اگر برام یک حامی ثروت‌مند پیدا کنند

01:57:24.121 --> 01:57:26.874
‫ظرف پنج سال دو تراژدی کلاسیک,,,

01:57:26.957 --> 01:57:28.751
‫ و ‫نیم دو جینن شعر بلند بنویسم

01:57:28.834 --> 01:57:30.252
‫دیگه از درویشی خسته شدم

01:57:31.420 --> 01:57:35.424
‫سال‌ها بعد کارلین به یاد خواهد آورد
‫که آن روز نوامبر، وقتی شیلر,,,

01:57:35.507 --> 01:57:38.552
‫نخستین چرک‌نویس از رمان
‫او را خواند، چقدر گرم بود

01:57:38.635 --> 01:57:41.221
‫ اتاق زیر شیروانی رو به گرمایش می‌رفت

01:57:41.305 --> 01:57:42.890
‫او تمام صبح سردرد داشت

01:57:42.973 --> 01:57:46.393
‫و نمی‌دانست علت این گُرگرفتگی
‫اعصاب خودش است یا دمای هوا

01:57:46.477 --> 01:57:48.937
‫دست‌خط نثر نوشتنت با نامه‌هات فرق می‌کنه

01:57:51.523 --> 01:57:53.400
‫چرا "اَگنسِ سوسن‌ها"؟

01:58:27.518 --> 01:58:29.269
‫جمله‌ها رو کوتاه‌تر کن

01:58:29.353 --> 01:58:31.105
‫نگاه

01:58:31.188 --> 01:58:33.565
‫این بند موصولی حشوه

01:58:36.360 --> 01:58:40.155
‫چرا قصه‌ی پدرخوانده
‫رو مستقیم نقل نمی‌کنی؟

01:58:40.239 --> 01:58:41.740
‫از این‌جا

01:58:44.243 --> 01:58:46.620
‫چون باید همه رو مستقیم نقل می‌کردم

01:58:46.703 --> 01:58:49.665
‫نه، از امکانات یکسان استفاده نکن,
‫هربار به یک شکل متفاوت

01:58:49.748 --> 01:58:52.709
‫ادبیات با
‫ناسازگاری‌ها کنار می‌آد

01:58:53.377 --> 01:58:57.506
‫و هربار که می‌خواهی کشش ایجاد
‫کنی این لحن مهلک زنانه رو به کار نگیر

01:58:59.591 --> 01:59:03.971
‫و در صحنه کنار آتشگاه، خواننده
‫تمام اون پیش‌آگاهی تیره‌ای رو ,,,

01:59:04.054 --> 01:59:06.348
‫باعث می‌شه مشتاقانه انتظار
‫بخش بعدی رو بکشه، به دست می‌آره

01:59:06.431 --> 01:59:10.811
‫- به استعدادت اعتماد کن
‫- تو که اعتماد کنی، من هم می‌کنم

01:59:14.064 --> 01:59:17.151
‫اَگنسِ سوسن‌ها
‫ناشناس

01:59:17.234 --> 01:59:19.903
‫- می‌شه ببرمش؟
‫- البته

01:59:21.113 --> 01:59:25.826
‫"در تاریکی، خانه‌ای نورانی راه را نشانم داد

01:59:25.909 --> 01:59:29.621
‫که تک افتاده بود و در محاصره‌ی
‫چند بنای فرعی قرار داشت

01:59:29.705 --> 01:59:33.584
‫چارلز گفت که مادرت را در این‌جا خواهی دید»

01:59:34.585 --> 01:59:36.587
‫گوش می‌دی؟

01:59:38.714 --> 01:59:39.840
‫مادر

01:59:40.716 --> 01:59:43.677
‫«تقریبا به مقصد خود رسیده بودیم,

01:59:43.760 --> 01:59:48.974
‫دری کوچک به راهرویی طولانی باز می‌شد
‫که با کورسوی نور تک‌چراغی روشن می‌گشت

01:59:49.057 --> 01:59:52.895
‫چارلز درِ کناری را گشود و از من خواست
‫داخل شوم»

01:59:52.978 --> 01:59:55.689
‫«به اتاقی تاریک پا گذاشتم

01:59:55.772 --> 01:59:59.359
‫چارلز پشت من در را قفل کرد و دستور داد
‫منتظر باشم

01:59:59.443 --> 02:00:03.363
‫چند لحظه بعد، دری از سوی دیگر باز شد

02:00:03.447 --> 02:00:06.867
‫کورنوری تابید و صدایی مرا صدا زد

02:00:06.950 --> 02:00:09.661
‫«بیا داخل، اَگنس عزیزم

02:00:09.745 --> 02:00:12.831
‫مادرت بی‌تابانه چشم‌به‌راه توست»

02:00:15.125 --> 02:00:17.502
‫این ماه تا همین‌جاست، دوستان

02:00:18.378 --> 02:00:20.172
‫ادامه دارد

02:00:20.255 --> 02:00:23.217
‫- نه، نه،
‫- بله، بله

02:00:23.300 --> 02:00:25.928
‫خدایا، برای بخش بعدی صبر و قرار ندارم

02:00:26.011 --> 02:00:27.387
‫خیلی تکان خوردم

02:00:27.471 --> 02:00:30.557
پایان دادن در این
‫نقطه گستاخی دلفریبی بود

02:00:30.641 --> 02:00:33.936
‫انگار که موسیقی شما رو روی بال‌هاش بنشونه
‫و ببره

02:00:34.019 --> 02:00:35.979
‫حالا برای ادامه‌ش باید یک هفته صبر کنم؟

02:00:36.063 --> 02:00:39.149
‫نه، یک ماه، پسرم

02:00:39.233 --> 02:00:40.567
‫بله، پدر

02:00:40.651 --> 02:00:42.527
‫لامصب چقدر

02:00:42.611 --> 02:00:46.990
‫مطمئنم که نویسنده اسم-و-رسم‌داریه,
‫باید حسابی معروف باشه

02:00:47.074 --> 02:00:52.746
‫این بازی با سرنوشته و قلب
‫خوانندگان با تو همراه می‌شه، نه؟

02:00:52.829 --> 02:00:57.334
‫مادام، ای کاش که من این رو نوشته بودم
‫اما از بخت بد,,,

02:01:00.629 --> 02:01:02.589
‫کُرنر، ‫شاید کار کسیه
که جفت‌مون می‌شناسیمش

02:01:02.673 --> 02:01:05.050
‫و الان هم داره یواشکی می‌خنده

02:01:05.133 --> 02:01:06.093
‫شاید

02:01:06.176 --> 02:01:09.721
‫یعنی استادی که این رمان رو نوشته کیه؟

02:01:09.805 --> 02:01:12.641
‫کارلین، یادته که به‌ت گفتم

02:01:12.724 --> 02:01:16.937
‫نثر محشری داری، کارلین,
‫همکاران مردت رو شگفت‌زده خواهی کرد

02:01:17.020 --> 02:01:18.647
‫پس چرا با اسم "ناشناس"؟

02:01:18.730 --> 02:01:22.442
‫ممکنه در این فضای
‫پُرتنش دلواپسی و اضطراب

02:01:22.526 --> 02:01:25.320
‫پنجره رو برای احیای دستگاه
‫تنفسی به-هم-پیوسته‌مون باز کنم؟

02:01:31.410 --> 02:01:34.121
‫می‌دونستم! تیراژمون شش برابر شده

02:01:34.204 --> 02:01:38.709
‫لین، این‌جا خیلی سرده,
‫در پله‌ها رو ببند

02:01:41.211 --> 02:01:44.131
‫هنوز داره می‌سوزه، اما باید چوب بریزی روش

02:01:44.214 --> 02:01:46.550
‫خیلی خوشحال ام که این‌جا ام

02:01:46.633 --> 02:01:49.344
‫می‌تونم بنویسم، او هم کمکم می‌کنه

02:01:49.428 --> 02:01:50.929
‫بگذار یک‌کم دیگه هم بمونم

02:01:51.013 --> 02:01:53.390
‫تا هروقت که دوست داری بمون

02:01:56.059 --> 02:01:58.645
‫بله، لین,
‫کم و کسری که نداری؟

02:01:58.729 --> 02:02:00.689
‫لولو، بگذار این بخش رو تموم کنه

02:02:00.772 --> 02:02:03.150
‫باید برگه‌ها رو تا امشب به توبینگن برسونه

02:02:03.233 --> 02:02:05.068
‫تو این یخبندون؟

02:02:05.152 --> 02:02:07.195
‫طوری نیست, من راه رو بلدم

02:02:09.573 --> 02:02:12.075
‫بگذارش روی زمین، مادر,
‫مهم نیست

02:02:14.411 --> 02:02:17.873
‫لین، در رو ببند,
‫خیلی سرد می‌شه

02:02:24.087 --> 02:02:25.964
‫مادام!

02:02:29.468 --> 02:02:31.845
‫- آمدم!
‫- بسیار خوب، مادام!

02:02:32.637 --> 02:02:34.514
‫- تا پایین می‌آم
‫- ممنون

02:02:40.103 --> 02:02:43.774
‫چرا همین‌جا نمی‌مونید، مادام؟
‫خودم هم می‌تونم دست‌نوشته رو ببرم توبینگن

02:02:44.941 --> 02:02:48.195
‫نه, کالسکه خودمه، اسب خودمه،
‫خودم می‌رونم

02:02:48.278 --> 02:02:50.947
‫و تازه دست‌نوشته خودم هم هست,
‫شما فقط محض تامین امنیت این‌جایی

02:03:08.548 --> 02:03:13.220
‫دالبرگ هم داره از ماینز به توبینگن می‌آد؟
‫منتظرته؟

02:03:13.303 --> 02:03:17.099
‫امشب تو همون هُتلی که گل سوسن داره
‫دیدار می‌کنید؟

02:03:17.182 --> 02:03:18.892
‫برای قرارتون اتاق رزرو کرد

02:03:18.975 --> 02:03:20.685
‫پُرس و جو کردم

02:03:22.020 --> 02:03:26.400
‫تمام اُدبای آلمان در عجب اند
‫که "اَگنس" رو کی نوشته

02:03:26.483 --> 02:03:29.945
‫و مطلقا شک نمی‌کنند که این "ناشناس"
‫با دالبرگ، کارگردان تئاتر، در بستره

02:03:30.028 --> 02:03:34.032
‫تصور هم نمی‌کنی مثل من تحت تاهل زندگی کردن
‫چه مکافاتیه

02:03:34.116 --> 02:03:36.535
‫شما دو نفر از دل و جان باهم یگانه اید

02:03:37.035 --> 02:03:40.247
‫اما نمی‌خوام تا پیش از اینکه طلاق بگیرم
‫برگردم رودل‌اشتات

02:03:40.330 --> 02:03:42.707
‫به شوهرت نامه می‌نویسم،
‫باید درک کنه که این‌جوری نمی‌‍شه ادامه داد

02:03:42.791 --> 02:03:47.796
‫فریتز، ما سه نفر از فواصل دور
‫پیش هم برمی‌گردیم

02:03:47.879 --> 02:03:50.090
‫بینهایت دلتنگ هردوتون ام

02:03:50.173 --> 02:03:54.845
‫وقتی که در ینا از پیش جفت‌تون رفتم،
‫قلبم و زندگیم از هم گسسته شد

02:03:59.141 --> 02:04:03.270
‫رُمانم که تمام بشه،
‫یک زن آزاد و مجرد ام

02:04:03.353 --> 02:04:06.773
‫یک ضیافت برپا می‌کنیم،
‫سه نفری باهم، در وایمار، خب؟

02:04:06.857 --> 02:04:10.026
‫و تو به همه خواهی گفت
‫که نویسنده "اَگنس" کیه

02:04:15.574 --> 02:04:18.535
‫کنار تو می‌تونم ساعت‌ها این‌جا بایستم

02:04:20.370 --> 02:04:22.998
‫یعنی ممکنه همون‌جوری بشه
‫که در توبینگن بود؟

02:04:23.081 --> 02:04:26.126
‫نه، نکن, این‌جا نه

02:04:27.377 --> 02:04:32.090
‫صبر کن تا برگردیم وایمار و سرانجام
‫همگی باهم زندگی کنیم

02:04:33.258 --> 02:04:39.055
‫دوست دارم سه نفری در خانه‌مون پذیرای
‫بزرگ‌ترین و بهترین شعرا باشیم، هان؟

02:04:40.432 --> 02:04:45.228
‫برو داخل، نگرانت ام,
‫یادته که پارسال چجوری بیمار شدی,

02:05:08.460 --> 02:05:09.920
‫بیا داخل

02:05:32.943 --> 02:05:35.445
‫اَگنسِ سوسن‌ها، پخش پنجم
‫ناشناس

02:05:40.492 --> 02:05:43.703
‫«لطفا همسرت، کاُرلین لنگلفد، رو رها کن»

02:05:46.456 --> 02:05:47.874
‫بله

02:05:48.625 --> 02:05:49.459
‫چی؟

02:05:54.965 --> 02:05:57.425
‫«لطفا همسرت را,,,

02:06:02.847 --> 02:06:05.058
‫در ازای منفعتی همگانی آزاد کن

02:06:05.141 --> 02:06:10.063
‫مونسِ شهره به گُریز از
‫بستر و میز را با مونسی وفادار

02:06:10.146 --> 02:06:13.358
‫که همانگونه که خود می‌پسندی، فرزندی
‫برایت به بار می‌آورد، معاوضه کن»

02:06:13.441 --> 02:06:16.236
‫زیاده از حد رک و پوست‌کنده
‫نیست، مامانِ عزیز؟

02:06:16.319 --> 02:06:18.154
‫نظر شما چیه؟

02:06:18.822 --> 02:06:22.492
‫نکنه این نویسنده دیوانه شده؟
‫یعنی با زن من در بستره؟

02:06:23.285 --> 02:06:26.371
‫می‌تونم با قطعیت,,,

02:06:26.454 --> 02:06:27.414
‫اطمینان بدم

02:06:27.497 --> 02:06:31.251
‫که هیچکس شیلر رو به نوشتن این نامه
‫تشویق نکرده

02:06:31.334 --> 02:06:34.421
‫از طرف خودش حرف می‌زنه,
‫نیتش خیر بوده

02:06:34.504 --> 02:06:38.925
‫اما طبق معمول مقصود رو بالکل از دست داده

02:06:39.009 --> 02:06:42.262
‫البته که او روی من تاثیر عکس داره،
‫معلومه

02:06:42.345 --> 02:06:47.100
‫«فرزند عزیزم، لین
‫چرا نمی‌توانی شوهر-خواهرت را مهار کنی,,,

02:06:47.183 --> 02:06:52.230
‫تا تو را در پیشبرد روابط مخفیانه‌ات
‫بدین شکل احمقانه یاری نکند؟

02:06:53.398 --> 02:06:57.110
‫پیوند تو و بلویتز ازدواجی محض آسایش است

02:06:57.193 --> 02:07:00.572
‫نه یک ازدواج مضحک و ناچیز
‫عاشقانه

02:07:00.655 --> 02:07:03.533
‫که به محض زایل شدن عشق
‫پایان بگیرد

02:07:04.326 --> 02:07:06.828
‫نامه‌ی شیلر جز از خدمتکاران برنمی‌آید

02:07:07.329 --> 02:07:10.290
‫و ازدواج شما اینک سخت به خطر افتاده است»

02:07:10.373 --> 02:07:11.791
‫مادام، من,,,

02:07:12.667 --> 02:07:15.420
‫- «لیاقت همسر تو این نیست»
‫- لیاقت,,,

02:07:15.503 --> 02:07:19.924
‫«و من از رابطه سه نفره شما
‫در لودویگزبرگ راضی نیستم,

02:07:34.064 --> 02:07:36.191
‫دلواپس تو، با عشق، مادر»

02:07:44.240 --> 02:07:46.576
‫چرا این‌قدر رسمی، خانم؟

02:07:46.660 --> 02:07:49.412
‫جسارت داشته باش، حتی در تمام کردن چیزها

02:07:50.372 --> 02:07:51.831
‫مگه همیشه نمی‌گفتیم

02:07:51.915 --> 02:07:57.212
‫برای تسلیم توافق کوچک
‫مشترک‌مون به تاریخ یک اشاره کافیه؟

02:08:06.888 --> 02:08:09.182
‫اما من یک درخواست آخر هم دارم

02:08:23.279 --> 02:08:26.491
‫احساس شَرم کارلین روح او را
‫درمی‌شکافد

02:08:26.574 --> 02:08:33.331
‫اما اون این را به مثابه مکافات خیانتی که
‫در همین اتاق به خواهرش کرده می‌انگارد

02:08:34.791 --> 02:08:36.418
‫دالبرگ مرد باهوشی‌ست

02:08:36.501 --> 02:08:39.629
‫او آسیبی را که از جدایی
‫متحمل شده دفع کرد

02:08:40.338 --> 02:08:44.092
‫به طوری که این بار بیش از همیشه
‫کارلین را بابت برهنگی تنش دستمزد داد

02:08:44.175 --> 02:08:47.387
‫چرا که می‌دانست این کار، احساس وجدان‌درد
‫و تنهایی او را بیشتر خواهد کرد

02:09:37.854 --> 02:09:39.773
‫شاهزاده گفت «چقدر دست-و-دل‌-باز اید

02:09:39.856 --> 02:09:43.151
‫که استقلال و آزادی عمل
‫او را چنان ارج می‌نهید

02:09:43.234 --> 02:09:45.361
‫که به او اجازه رفتن دادید»

02:09:46.321 --> 02:09:49.324
‫می‌تونه محکم‌تر هم باشه,
‫درباره اَگنسه دیگه، هان؟

02:09:50.492 --> 02:09:52.869
‫تو صفحه بعد حواست فقط به همین باشه

02:09:53.495 --> 02:09:56.956
‫به هنگام وداع، روحمان
‫باید سرزنده‌تر از طبیعت باشد

02:09:57.916 --> 02:09:59.626
‫فوق العاده‌ست

02:10:00.418 --> 02:10:02.629
‫باید برای این مشکل راه حل ساده‌تری
‫پیدا کنی

02:10:02.712 --> 02:10:06.132
‫نمی‌دونم منظورت چیه!
‫من همین‌جوری دوستش دارم

02:10:06.216 --> 02:10:10.386
‫«استقلال و آزادی عمل»، ایرادش چیه؟

02:10:11.971 --> 02:10:13.681
‫من دوست دارم این‌جوری بگم

02:10:13.765 --> 02:10:16.267
‫نه، از این بهتر هم می‌تونی

02:10:16.351 --> 02:10:17.769
‫<i>حوزه‌ی آزادی عمل</i>

02:10:17.852 --> 02:10:21.314
‫یا حتی بهتر: دایره آزادی عمل

02:10:21.397 --> 02:10:23.983
‫دایره به‌مون می‌گه که
‫[مَرده] پیش زنه برمی‌گرده

02:10:24.067 --> 02:10:25.819
‫باید این‌جوری باشه

02:10:25.902 --> 02:10:28.488
‫احساس دون‌پایگی می‌کنم
‫و ازش بیزارم

02:10:29.739 --> 02:10:31.825
‫می‌گی چه کنم؟

02:10:35.203 --> 02:10:37.247
‫می‌خواهی من بنویسم؟

02:10:53.638 --> 02:10:55.098
‫ببین کی آمده!

02:10:55.640 --> 02:10:58.351
‫ببین کی آمده!

02:10:58.434 --> 02:11:01.354
‫آهای، پدرِ جوان، نگهبان گَله، بیا بغلم

02:11:01.437 --> 02:11:03.606
‫- حضرت آقا از کجا تشریف آوردند؟
‫- پاریس

02:11:03.690 --> 02:11:07.861
‫پنج روز تق و توق و لرزش،
‫اما کالسکه‌های بزرگ‌تری طراحی می‌کنم

02:11:07.944 --> 02:11:09.863
‫همین حالا هم دارن برات
‫اسب‌های درشت‌تری بار می‌آرن

02:11:09.946 --> 02:11:11.531
‫کی خبر داشت قراره بیاد؟

02:11:11.614 --> 02:11:14.951
‫- قرار بود غافلگیرانه باشه
‫- به این می‌گن غافلگیری!

02:11:17.245 --> 02:11:20.623
‫ببین کی آمده!
‫ببین کی اینجاست

02:11:21.165 --> 02:11:23.376
‫خب، این‌جا چی داریم؟

02:11:24.294 --> 02:11:26.129
‫تازه بیدار شده

02:11:27.714 --> 02:11:30.633
‫جریانات اون‌جا (فرانسه)
‫در کلام نمی‌گنجه

02:11:31.301 --> 02:11:33.219
‫قتل عام، کشتار

02:11:33.303 --> 02:11:36.890
‫این کلمات در مقابل اتفاقات در حال وقوع
‫ناچیز اند

02:11:36.973 --> 02:11:39.893
‫گناهکار یا بی‌گناه،
‫همه سر از زیر گیوتین درمی‌آرن

02:11:40.810 --> 02:11:43.438
‫و وسط خیابون، زنده زنده، تکه‌پاره می‌شن

02:11:43.521 --> 02:11:47.191
‫تا سرحد مرگ کتک می‌خورن، زیر سم
‫اسب‌ها لگدکوب می‌شن، عین قرون وسطی

02:11:48.318 --> 02:11:50.486
‫تبه‌کارانی حاکم شدند که ‫اهریمن
در ژرفای وجودشون لانه کرده

02:11:50.987 --> 02:11:54.866
‫و عطشی که برای خون دارند،
‫مخوف‌ترین چیزیه که بنی بشر به چشم دیده

02:11:55.783 --> 02:11:57.660
‫ما نباید خبردار می‌شدیم، ویلهلم؟

02:11:58.202 --> 02:11:59.370
‫چرا

02:12:00.538 --> 02:12:02.081
‫همه

02:12:02.165 --> 02:12:06.878
‫هرکسی که سودای پوست‌اندازی
‫[و تجدد] در سرداره باید خبردار بشه

02:12:09.005 --> 02:12:11.424
‫من، که خودم اون‌جا
‫بودم، به چنین باوری رسیدم

02:12:12.675 --> 02:12:15.094
‫سر تا ته چیزی نیست جز پستی
‫و امیدواری برای یک جنونِ خون‌بار دیگر

02:12:15.178 --> 02:12:16.679
‫بفرما

02:12:17.680 --> 02:12:19.182
‫همه‌جای شهر می‌شه خرید

02:12:19.849 --> 02:12:24.187
‫برگرفته از زندگی واقعی، بدون
‫ذوق، اما به اصطلاح در تماس با واقعیت

02:12:24.687 --> 02:12:28.775
‫برای بازدیدکنندگان انقلابه,
‫تیراژهاشون به چند هزار می‌رسه

02:12:46.084 --> 02:12:48.795
‫و عوایدش به جیب آدم‌کش‌ها سرازیر می‌شه

02:12:50.880 --> 02:12:52.799
‫صورتِ مَرده دریده شده بود

02:12:52.882 --> 02:12:55.885
‫به خاطر مقابله به مثل، پشت و رو
‫گذاشته بودنش زیر گیوتین

02:12:57.178 --> 02:12:59.389
‫وحشتناکه, نمی‌خوام

02:13:02.600 --> 02:13:06.229
‫تو یک بار چیزی از تفتیش
‫عقاید برامون نخوندی؟

02:13:07.397 --> 02:13:09.607
‫شده حکایتِ همون

02:13:09.691 --> 02:13:12.485
‫بعضی شب‌ها دیگه دلم نمی‌خواست زنده باشم

02:13:12.568 --> 02:13:17.615
‫در سرداب هتل قایم شدم, حتی از ترس
‫اسم اشرافی خودم رو هم پنهان کردم

02:13:22.578 --> 02:13:25.957
‫این روزها اغلب باهم سر ستیز دارند,
‫برای خودم هم اتفاق جدیدیه

02:13:48.938 --> 02:13:52.400
‫می‌آم پیش شما,
‫کوچولو باید بخواب,

02:13:52.483 --> 02:13:54.944
‫می‌دونم، تخته‌های آشپزخونه غژغژ می‌کنند

02:13:58.781 --> 02:14:00.616
‫می‌شه روی تخت بنشینم؟

02:14:04.454 --> 02:14:07.081
‫من باردار ام، فریتز

02:14:07.165 --> 02:14:12.128
‫باید 4 5 ماهه باشم, مطمئن نیستم
‫درد [شکم] دارم اما دشتان نه

02:14:13.296 --> 02:14:15.548
‫نباید صدای وضعیت او رو دربیاریم

02:14:16.257 --> 02:14:19.552
‫وگرنه بلویتز طلاق رو فسخ می‌کنه

02:14:21.137 --> 02:14:23.139
‫یعنی الان راضی شده؟

02:14:24.682 --> 02:14:28.895
‫نوشته که دیگه نمی‌خواد حرف بزنه,
‫می‌خواد فورا طلاق بگیره

02:14:28.978 --> 02:14:32.523
‫اگر بو ببره که لین بارداره، و تازه از کسی
‫غیر از او

02:14:32.607 --> 02:14:34.734
‫ممکنه از تصمیمش برگرده

02:14:34.817 --> 02:14:37.570
‫آره، درسته، ممکنه

02:14:37.653 --> 02:14:39.989
‫فرزند مسئله‌ی همیشگی او بوده

02:14:40.782 --> 02:14:43.659
‫مادرت چی؟
‫از خانه بلویتز بلند می‌شه؟

02:14:43.743 --> 02:14:45.411
‫داره بلند می‌شه

02:14:45.495 --> 02:14:49.248
‫زیر یک سقف زندگی می‌کنیم
‫و اون‌قدری همدیگر رو نمی‌شناسیم

02:14:49.332 --> 02:14:52.001
‫این‌جا آمدن تو هم به همین قضیه مربوط می‌شه؟

02:15:19.028 --> 02:15:20.988
‫می‌خواهی بچه رو نگه داری؟

02:15:21.072 --> 02:15:22.281
‫آره

02:15:23.324 --> 02:15:24.283
‫چرا؟

02:15:24.367 --> 02:15:26.452
‫چرا که نه؟ چون,,,

02:15:26.536 --> 02:15:29.372
‫چون مطمئن نیستم که
‫دوباره باردار می‌شم یا نه

02:15:29.455 --> 02:15:33.000
‫دکترمون می‌گه مستعد ذات الریه ام

02:15:33.584 --> 02:15:36.462
‫پوستم به نازکیِ پوست موقرمزهاست

02:15:36.546 --> 02:15:40.383
‫نمی‌خوام بدونِ چشیدن طعم اون شادمانیی
‫که تو چشیدی از دنیا برم

02:15:44.762 --> 02:15:47.640
‫‌آن‌وقت بچه رو کجا نگه می‌داری؟ این‌جا؟

02:15:47.723 --> 02:15:49.183
‫تو مخالفی؟

02:15:49.767 --> 02:15:51.477
‫نه

02:15:51.561 --> 02:15:55.439
‫نزدیک شافهاوزن یک معلم
‫روستایی می‌شناسم, آقای رُل

02:15:55.523 --> 02:16:00.486
‫شاید تا وقتی که کار طلاق صورت بگیره
‫از بچه نگه داری کنه

02:16:01.737 --> 02:16:04.073
‫اما تو تازه 5 ماهته

02:16:04.740 --> 02:16:08.536
‫وکیلم می‌گه کار طلاق ممکنه یک سال طول بکشه

02:16:08.619 --> 02:16:11.289
‫تا اون‌وقت کارلین نباید بی‌گدار به آب بزنه

02:16:11.372 --> 02:16:14.834
‫خیلی چیزها در خطره, از
‫بخت بد، پای کلی پول در میونه

02:16:15.668 --> 02:16:17.587
‫تو تنها سفر نخواهی کرد

02:16:18.212 --> 02:16:19.839
‫من همراهش سفر می‌کنم

02:16:19.922 --> 02:16:24.468
‫من این‌جا هیچ قید و بندی ندارم و می‌خوام
‫آنچه رو که در پاریس دیدم فراموش کنم

02:16:24.552 --> 02:16:28.681
‫شاید یاری رساندن به یک زن باردار
‫دوباره ایمانم رو به انسانیت تقویت کنه

02:16:32.226 --> 02:16:34.687
‫- دالبرگ چقدر پول می‌ده؟
‫- دالبرگ؟ هیچی

02:16:34.770 --> 02:16:37.106
‫او خبر نداره, باهاش به هم زدم

02:16:45.114 --> 02:16:46.782
‫ما قراری داشتیم، لین

02:16:47.325 --> 02:16:50.453
‫قرار گذاشتیم همیشه همه‌چیز رو به هم بگیم

02:16:51.120 --> 02:16:55.208
‫اینکه من و تو به همدیگه نزدیک‌تر باشیم
‫تا به مردهامون

02:16:55.291 --> 02:16:57.460
‫این سوگند دیگه اعتباری نداره

02:17:23.819 --> 02:17:27.240
‫یعنی آب خیلی از سر گذشته؟

02:17:27.323 --> 02:17:31.285
‫من تو زندگی عملی تعریفی ندارم,
‫حتی موقع دنیا آمدن پسرم خواب بودم

02:17:31.369 --> 02:17:34.580
‫ولی ویلهلم از قماش دیگریه,
‫عملگراست، پاش روی زمینه

02:17:34.664 --> 02:17:36.457
‫خوشحال می‌شه به یک دوست کمک کنه

02:17:36.540 --> 02:17:38.042
‫آره

02:17:38.125 --> 02:17:40.127
‫تکلیف "اگنس" چی می‌شه؟

02:17:40.211 --> 02:17:44.465
‫در سوئیس یک بخش دیگه رو شروع می‌کنم
‫و برات می‌فرستم

02:17:44.548 --> 02:17:46.717
‫داری می‌گریزی؟

02:17:46.801 --> 02:17:49.053
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم,
‫احساس می‌کنم [خواهرم] ازم بیزاره

02:17:49.136 --> 02:17:50.763
‫نه، برای چی؟

02:17:50.846 --> 02:17:53.099
‫به‌ش نگفتم که در توبینگن
‫دیدار کردیم

02:17:53.182 --> 02:17:55.142
‫من هم نگفتم

02:17:55.226 --> 02:17:57.395
‫احساس می‌کنه به‌ش خیانت شده

02:17:59.021 --> 02:18:02.024
‫یک سوالی هست که محققا ازت نخواهم پرسید

02:18:03.192 --> 02:18:05.194
‫پس نپرس

02:18:06.654 --> 02:18:09.699
‫اگر می‌شد جواب می‌دادم
‫و فریاد می‌کشیدم

02:18:11.367 --> 02:18:13.035
‫بیا

02:18:13.536 --> 02:18:17.123
‫اگر دنبال ملایمتی،
‫در اون اتاق دنبالش بگرد

02:18:28.217 --> 02:18:31.387
‫- تنها خواسته‌ی من تو هستی, زندگی من تو ای
‫- من تمامِ خواسته‌ی تو نیستم

02:18:32.555 --> 02:18:34.724
‫من به قدر کافی خوب نیستم

02:18:36.559 --> 02:18:39.061
‫در توبینگن، متلک می‌شنیدم!

02:18:39.145 --> 02:18:42.773
‫حالا از خودم بوی فاحشگی استشمام می‌کنم

02:18:42.857 --> 02:18:46.319
‫اصلا یادم نمی‌آدم که دالبرگ
‫من رو فریفت یا من او رو

02:18:46.402 --> 02:18:50.072
‫یادم نمی‌آدم طی این چند ماه
‫با چه مردهایی بودم

02:18:51.198 --> 02:18:55.369
‫- به خودت آسیب نزن
‫- مجبورم، وگرنه نمیتونم برم

02:18:55.453 --> 02:18:59.999
‫احساس گناه، پلیدی و ناکامی کردن
‫هیچ جای افتخاری نداره

02:19:00.082 --> 02:19:03.085
‫شادکامیه که به تلاش کردن می‌ارزه

02:19:05.087 --> 02:19:07.173
‫برای اون معلم نامه می‌نویسم

02:19:07.256 --> 02:19:10.009
‫صبح روی میز آشپزخانه می‌یابی‌ش

02:19:11.552 --> 02:19:13.346
‫هروقت که رفتی بیدارم کن

02:19:13.429 --> 02:19:16.932
‫- شش ماه دیگه برمی‌گردی، مگه نه؟
‫- برمی‌گردم وایمار, هروقت که آزاد شدم

02:19:17.016 --> 02:19:20.478
‫هرروز نامه‌نگاری می‌کنیم,
‫باید از احوالت باخبر باشم

02:19:21.562 --> 02:19:23.564
‫بگذار رویای سه‌نفره‌مون رو زندگی کنیم،
‫خواهش می‌کنم

02:19:24.231 --> 02:19:27.693
‫در وایمار, هروقت که
‫همگی کنار هم بودیم

02:19:46.712 --> 02:19:48.339
‫برات نامه می‌نویسیم

02:20:31.507 --> 02:20:33.926
‫«همچنان، دوست دارم بدانم که خوبی هستی,,,

02:20:34.009 --> 02:20:36.762
‫و ویلهلم نیز عصای دستت بوده است،
‫که البته از این بابت مطمئن هستم

02:20:47.690 --> 02:20:49.108
‫این‌جا همه‌چیز خوب است، لین

02:20:49.191 --> 02:20:51.569
‫پسر نیش زنبوری خورد و تب کرد

02:20:51.652 --> 02:20:53.988
‫شارلت اسمی درخورد برای شما یافت:

02:20:54.071 --> 02:20:57.116
‫"مریم و یوسف در جستجوی اصطبل"

02:21:06.876 --> 02:21:09.295
‫ویلهلم، اکنون مستقیم به تو می‌نویسم

02:21:09.378 --> 02:21:14.008
‫حسی به من و شارلت می‌گوید
‫که نام شما را در عالم صدا می‌زنیم

02:21:14.091 --> 02:21:18.137
‫به شارلت بگو که نوشتن آخرین
‫بخش‌های "اگنس" را شخصا به پایان رساندم

02:21:21.265 --> 02:21:26.395
‫آقای رُل نوشته از پیش او رفتی
‫تا در ماه اکتبر بازگردی، صحت دارد؟

02:21:29.440 --> 02:21:30.608
‫صحت دارد؟

02:21:48.584 --> 02:21:49.585
‫بایست

02:21:50.961 --> 02:21:52.087
‫بایست

02:22:06.310 --> 02:22:08.020
‫شنیدی؟

02:22:13.817 --> 02:22:16.028
‫نیرو؟ طبیعت؟

02:22:53.315 --> 02:22:56.735
‫دوستش دارم, خیلی دوستش دارم

02:22:56.819 --> 02:22:58.821
‫به من تعلق داره

02:23:03.492 --> 02:23:06.579
‫مراقبم باش، ویلهلم، نجاتم بده

02:23:06.662 --> 02:23:12.001
‫- از چی؟
‫- از خودم، هوسم, نجاتم بده

02:23:23.971 --> 02:23:25.639
‫- «حالت خوب است؟»
‫- فریاد بزن

02:23:25.723 --> 02:23:27.975
‫«آیا ناخوشی؟ تا الان باید زایمان کرده باشی»

02:23:28.058 --> 02:23:29.852
‫«پاسخم را بفرست»

02:23:30.644 --> 02:23:34.106
‫«شارلت رو نیز بسیار نگران
‫است, آیا اتفاقی برایت افتاده؟»

02:23:44.700 --> 02:23:46.118
‫زایش

02:23:47.411 --> 02:23:50.122
‫16م آگست

02:23:52.207 --> 02:23:55.419
‫1794

02:23:57.046 --> 02:23:58.005
‫یک پسر

02:23:58.088 --> 02:24:00.966
‫رُل نامه نوشت که کار زایمان
‫به خوبی پیش رفته

02:24:02.009 --> 02:24:05.304
‫چرا خبری از خود نمی‌دهی؟
‫نوشتن را فراموش کرده این؟

02:24:08.974 --> 02:24:11.143
‫وُلزگن را گم کرده ای؟

02:24:16.398 --> 02:24:19.151
‫حتی در روستاهای کوهستانی سوییس نیز
‫هستند کاتبانی

02:24:19.234 --> 02:24:21.862
‫که برای آنان که نمی‌توانند، نامه می‌نویسند

02:24:21.945 --> 02:24:23.864
‫چنان کسی را پیدا کن»

02:24:23.947 --> 02:24:26.241
‫فعلا کفایت می‌کنه

02:24:33.582 --> 02:24:38.212
‫«کارلین، ای داد بیداد، کجا هستی؟
‫کارلین، چرا برنمی‌گردی؟»

02:24:38.295 --> 02:24:40.839
‫وقتی اون‌قدری بزرگ شد که عقلش برسه،
‫به‌ش بگو برمی‌گردم

02:24:40.923 --> 02:24:43.676
‫بگو که مادرش به زودی به سراغش می‌آد

02:25:09.576 --> 02:25:13.288
‫کارلین فن بلویتز،
‫به زودی در ژنو، سوییس

02:25:44.987 --> 02:25:47.197
‫دست‌کم اتفاقی براش نیفتاده

02:25:51.493 --> 02:25:53.704
‫اما چه ملودرامی!

02:25:56.832 --> 02:26:00.043
‫در همین اثنا، بلویتز با طلاق
‫موافقت نموده بود

02:26:00.127 --> 02:26:03.922
‫سوابق رسمی در رودل‌اشتات به عنوان گواه
‫قید شدند:

02:26:04.006 --> 02:26:06.800
‫ناسازگاری زناشویی ده ساله

02:26:06.884 --> 02:26:10.929
‫کارلین فن لنگفلد از شوهر اول خود
‫غرامتی دریافت نمی‌کند

02:26:11.013 --> 02:26:14.266
‫اما افزون بر آگاه‌سازی خانواده شیلر
‫از طلاق خود

02:26:14.349 --> 02:26:17.770
‫خبر ازدواج قریب الوقوع خود با
‫وُلزُگن، در سوئیس، را نیز به آنان اطلاع داد

02:26:17.853 --> 02:26:22.107
‫او نوشت «ویلهلم خود را به عنوان همراهی
‫وفادار و دوست‌داشتنی اثبات کرده است»

02:26:22.191 --> 02:26:26.945
‫او همان مرد و حافظی است که
‫همیشه می‌جستمش, برای من خوشحال باشید»

02:26:27.029 --> 02:26:29.823
‫عجیب بود که او هیچ اسمی از فرزند خود
‫به میان نیاورده بود

02:26:29.907 --> 02:26:35.120
‫کودکی که شیلر از زاده شدن و پناه گرفتنش
‫نزد آقای رُل آگاه بود

02:26:35.204 --> 02:26:37.456
‫از آن روز به بعد
‫شیلر کارلین را,,,

02:26:37.539 --> 02:26:39.583
‫"زنی که بله گفتن بلد نیست" صدا می‌کرد

02:26:41.710 --> 02:26:43.295
‫یک سال بعد

02:26:43.378 --> 02:26:47.925
‫تاریخ تولد آدلف در دفتر ثبت
‫شافهاوزن به 1795 تغییر کرد

02:26:48.008 --> 02:26:54.056
‫یحتمل، برای پنهان کردن این حقیقت
‫که فرزند کارلین نامشروع بود

02:26:57.893 --> 02:27:00.646
‫این لباس هم باید بسته‌بندی بشه

02:27:00.729 --> 02:27:05.692
‫اگر قرار باشه در وایمار بمیرم،
‫دوست دارم با این لباس ببینندم

02:27:05.776 --> 02:27:07.319
‫بسیار خوب، مادام

02:27:07.402 --> 02:27:09.863
‫باید همه‌چیز رو مکتوب کنم، شونکه

02:27:09.947 --> 02:27:14.326
‫تا اگر کار به جای بیخ کشید،
‫مجبور نشی سر تک تک جزئیات,,,

02:27:14.409 --> 02:27:17.162
‫با دخترهام چک و چونه بزنی

02:27:17.246 --> 02:27:18.580
‫بسیار خوب

02:27:19.206 --> 02:27:24.419
‫دوست دارم در محاصره‌ی ده کتاب دلخواهم باشم

02:27:25.754 --> 02:27:28.173
‫- ولتر
‫- ولتر

02:27:29.091 --> 02:27:32.261
‫و مجموعه نوشته‌های شوهرم

02:27:32.344 --> 02:27:33.345
‫بله

02:27:33.428 --> 02:27:36.139
‫و عهد جدید و,,,

02:27:36.223 --> 02:27:37.599
‫مادام؟

02:27:39.393 --> 02:27:43.814
‫دوست دارم این مجموعه رو به شارلت ببخشم

02:27:44.898 --> 02:27:47.651
‫تمیز پارچه‌پیچش کن

02:27:47.734 --> 02:27:51.029
‫و اون دو پارچ همراهش رو هم
‫تمیز کن

02:27:51.113 --> 02:27:53.699
‫و همه رو بگذار در بالکن

02:27:53.782 --> 02:27:54.741
‫بسیار خوب

02:27:54.825 --> 02:27:58.203
‫پس تا قبل از اینکه برسیم وایمار
‫بوی گند پُلیش رفته

02:27:58.287 --> 02:27:59.371
‫بله

02:28:20.517 --> 02:28:22.227
‫شونکه، نامه

02:28:25.188 --> 02:28:29.026
‫گریه نکن شونکه، وگرنه مجبوری
‫از نو بنویسی

02:28:31.862 --> 02:28:34.156
‫«فرزندان عزیزم

02:28:36.158 --> 02:28:40.746
‫برای جلوگیری از سوءتفاهمات

02:28:40.829 --> 02:28:43.582
‫برای هردوی شما نامه‌ای یکسان می‌نویسم»

02:28:43.665 --> 02:28:45.125
‫اواخر بهار 1802

02:28:45.208 --> 02:28:49.504
‫پزشک من، با توجه به درد لاعلاج کلیه که
‫تشخیص آن اما و اگری برنمی‌داشت

02:28:50.297 --> 02:28:57.012
‫مرا از کوتاهی عمر پیش روی خود
‫آگاه ساخته است

02:28:59.890 --> 02:29:04.686
‫و بر آنم داشت تا زمانی که هنوز
‫توانی دارم

02:29:06.063 --> 02:29:09.024
‫به تمام امور دنیوی خود سر و سامانی بدهم

02:29:10.025 --> 02:29:13.403
‫در کنار تمام امور مالی و مادی

02:29:13.487 --> 02:29:16.531
‫می‌خواهم تکلیف روابطمان روشن شود

02:29:17.199 --> 02:29:19.701
‫به خصوص روابط شما

02:29:25.540 --> 02:29:28.335
‫ظرف دو روز به وایمار سفر خواهم کرد,,,»

02:29:28.418 --> 02:29:30.295
‫-  سرویس غذاخوری
‫- آرام باش، پسر

02:29:30.379 --> 02:29:31.838
‫شونکه، سرویس غذاخوری

02:29:31.922 --> 02:29:37.052
‫«,,,و مایل ام هردوی شما را ببینم،
‫شارلت و کارلین، آن‌جا، در کنار هم»

02:29:39.721 --> 02:29:41.556
‫کارلین می‌تونه لباس خوابش رو تنش کنه

02:29:42.933 --> 02:29:44.726
‫یالا، کارلین کوچولو

02:29:51.108 --> 02:29:52.234
‫شب خوش

02:29:52.317 --> 02:29:56.321
‫عجیبه که در وایمار با وجود 500 قدم فاصله

02:29:56.405 --> 02:29:58.240
‫آدم‌ به ندرت دیگری رو می‌بینه

02:30:00.409 --> 02:30:02.744
‫بله، وایمار مثل یک هزارتوئه

02:30:03.662 --> 02:30:06.415
‫فریتز می‌تونه تعریف کنه

02:30:12.421 --> 02:30:13.755
‫ارنست، بیا این‌جا

02:30:17.467 --> 02:30:21.680
‫نظرت درباره ریشم چیه؟
‫فقط به خاطر تو بلندش کردم

02:30:21.763 --> 02:30:23.849
‫به قدر کافی نرم هست؟

02:30:23.932 --> 02:30:25.267
‫خب

02:30:57.632 --> 02:31:02.721
‫رایزن سلطنتی، گُته می‌پرسند که
‫مادر-خانمت به سلامت رسید؟

02:31:02.804 --> 02:31:06.224
‫- چی به‌شون بگم؟
‫- حقیقت رو, ماهم چشم‌به‌راه ایم و نگران

02:31:06.308 --> 02:31:08.560
‫- براش می‌نویسم, قلمم کجاست؟
‫- می‌آرمش

02:31:08.643 --> 02:31:10.854
‫نه، صبر کن,
‫می‌آم اون‌جا می‌نویسم

02:31:17.444 --> 02:31:22.324
‫با این وضع چطور به خوندن ادامه بدم؟
‫کارل، این داستان درباره شماست

02:31:23.867 --> 02:31:29.122
‫پدرت یک داستان درباره کارل و ارنست نوشته

02:31:29.206 --> 02:31:32.084
‫دو تا پسر از بیخ و بن شرور!

02:31:32.167 --> 02:31:34.294
‫دو تا گردن‌کلفت,,,

02:31:34.377 --> 02:31:41.009
‫به نظر من که یک نابغه تمام کارهای
‫نبوغ‌آمیزش رو نادانسته انجام می‌ده

02:31:43.011 --> 02:31:44.721
‫- شب خوش
‫- شب خوش

02:31:44.805 --> 02:31:47.349
‫یک پیغام برای رایزن
‫سلطنتی شیلر، و خانواده دارم

02:31:51.186 --> 02:31:53.063
‫خب، کجا بودیم؟

02:31:54.523 --> 02:31:58.693
‫کالسکه‌ی مادام لنگفلد در میانه راه
‫اسیر گل شده

02:31:58.777 --> 02:32:01.947
‫حال همه خوبه و نوشیدنی‌ گرم هم
‫فراهم آمده

02:32:02.030 --> 02:32:03.949
‫اما تا پیش از فردا امکان حرکت نیست

02:32:04.032 --> 02:32:06.326
‫- یعنی در کالسکه می‌مونند؟
‫- آره

02:32:06.409 --> 02:32:08.245
‫بخت با مامان یار بود

02:32:08.328 --> 02:32:11.456
‫- من می‌رم طرف‌شون
‫- نه، همین‌جا بمون

02:32:11.540 --> 02:32:13.792
‫بیایید اول نامه به رایزن سلطنتی رو بنویسیم

02:32:13.875 --> 02:32:15.502
‫آنا، کمکم کن بچه‌ها رو بخوابونم

02:32:15.585 --> 02:32:17.963
‫هروقت مامان رسید برمی‌گردیم

02:32:18.046 --> 02:32:19.756
‫می‌ریم خونه

02:32:22.092 --> 02:32:23.885
‫به زودی خونه ایم

02:32:27.556 --> 02:32:30.725
‫- خب پس,,,
‫- همون‌جا، به همون شیوه

02:32:31.893 --> 02:32:32.894
‫تا فردا

02:32:34.896 --> 02:32:37.149
‫برای چی بوفه رو گذاشته جلوی ورودی سالن؟

02:32:37.232 --> 02:32:38.650
‫مسخره‌ست

02:32:42.946 --> 02:32:47.492
‫کار خرده-برژوامآبانه‌ایه,
‫انگار که وسایلش رو تو بخت‌آزمایی برده

02:33:19.941 --> 02:33:22.861
‫مامان، از اینکه پیش‌مون هستی
‫خیلی خوشحال ایم

02:33:42.631 --> 02:33:47.260
‫می‌بینم که همچنان جز مادرت
‫شبیه هیچکس نیستی

02:33:48.261 --> 02:33:50.555
‫پدرت پشیمان نیس [که قید تو را زده]؟

02:33:50.639 --> 02:33:52.390
‫ همین‌جوری هم خوشحاله

02:33:52.974 --> 02:33:56.895
‫- چند سالته، آدلف؟
‫- شش سال‌مه، مادر عزیز

02:33:56.978 --> 02:33:58.188
‫واقعا که

02:33:58.939 --> 02:34:01.358
‫نسبت به سن‌ت قدبلندی

02:34:01.441 --> 02:34:05.028
‫اون چهار سال اول رو که سوییس بودی،
‫پیش از اینکه مادرت بیاردت این‌جا

02:34:05.111 --> 02:34:07.280
‫یادت می‌آد؟

02:34:07.364 --> 02:34:08.657
‫نه

02:34:10.492 --> 02:34:13.954
‫آبشار راین چطور؟
‫اصلا اون‌جا نرفتی؟

02:34:14.037 --> 02:34:15.580
‫چرا, اون‌جا رو یادمه مادر عزیز

02:34:15.664 --> 02:34:16.998
‫آره

02:34:17.082 --> 02:34:19.918
‫من هم از آبشار راین خاطراتی دارم

02:34:20.001 --> 02:34:23.672
‫مال وقتیه که مادرت و خاله‌ت
‫هنوز خیلی جوان بودند

02:34:23.755 --> 02:34:26.341
‫و همدیگر رو خیلی دوست داشتند

02:34:26.424 --> 02:34:27.968
‫همیشه رازی رو در گوش هم
‫می‌گفتند

02:34:28.051 --> 02:34:33.265
‫مادرت همیشه پچپچه‌ای می‌کرد
‫و خاله‌ت همیشه سر تکون می‌داد

02:34:33.348 --> 02:34:34.766
‫این‌جوری

02:34:37.185 --> 02:34:39.271
‫پدربزگت,,,

02:34:40.021 --> 02:34:42.649
‫نگاهش کن، روی دیوار اون‌طرفه

02:34:43.692 --> 02:34:48.530
‫زود از دنیا رفت، و دخترها
‫خیلی به هم نیاز داشتند

02:34:49.072 --> 02:34:51.783
‫خاله‌ت دائم سوال می‌کرد
‫«الان دیگه فقیر شدیم؟»

02:34:51.866 --> 02:34:56.162
‫من می‌گفتم «نه، هنوز نه,,,

02:34:56.246 --> 02:35:03.044
‫هروقت که فقط یکی از دوازده دست سرویس
‫نهارخوری 26-تکه‌مون باقی مونده بود

02:35:03.670 --> 02:35:07.048
‫یعنی فقیر شدیم»

02:35:07.674 --> 02:35:09.551
‫یادت می‌آد، عزیزم؟

02:35:10.552 --> 02:35:15.515
‫می‌بینی؟ حالا آخرین دست باقی‌مونده رو
‫آوردم برات

02:35:15.598 --> 02:35:18.059
‫شونکه، نشونش بده

02:35:22.689 --> 02:35:24.357
‫و حالا من فقیر شدم

02:35:24.441 --> 02:35:27.068
‫اما دیگه نیازی به‌ش ندارم

02:35:28.194 --> 02:35:31.114
‫و خداوندگار عزیز، به زودی
‫دوباره من رو غنی می‌کنه

02:35:31.197 --> 02:35:32.782
‫مامان، عزیزم

02:35:34.451 --> 02:35:35.744
‫بله

02:35:36.286 --> 02:35:42.625
‫اما دوست دارم با خواهرت، باهم، ازش بنوشید

02:35:43.126 --> 02:35:45.086
‫و اینکه باز دوباره همه‌ش باهم حرف بزنید

02:35:45.170 --> 02:35:48.298
‫و مثل سابق همدیگر رو دوست بدارید

02:35:49.591 --> 02:35:52.844
‫و اینکه داماد عزیزم، آقای شیلر

02:35:52.927 --> 02:35:59.726
‫که در عین اینکه شهرت روزافزونش
‫دل این پیرزن رو بسیار بسیار شاد می‌کنه

02:36:00.435 --> 02:36:06.441
‫همزمان از بابت اینکه وقتی
‫اولین بار، 13 سال پیش،

02:36:07.275 --> 02:36:11.780
‫تابستانی در رودل‌اشتات، به دیدن ما آمد،
‫نام و آوازه‌ای رو برای او پیش‌بینی نمی‌کرده

02:36:12.572 --> 02:36:14.449
‫سحن خجالت‌زده‌ست

02:36:14.532 --> 02:36:17.452
‫می‌خوام دست از ستیز بردارید

02:36:18.119 --> 02:36:19.788
‫ما ستیزی نداریم

02:36:20.288 --> 02:36:22.582
‫شما باهم حرف نمی‌زنید

02:36:22.665 --> 02:36:27.754
‫برای هم کارت پستال و دعوت‌نامه‌های ‫مودبانه
می‌فرستید، و بعد هم مودبانه جواب رد می‌دید

02:36:27.837 --> 02:36:30.048
‫و سعی می‌کنید به هیچ روی باهم روبرو نشید

02:36:30.131 --> 02:36:32.008
‫دیگه کافیه

02:36:32.092 --> 02:36:38.139
‫دوست ندارم این دنیا رو به نحوی بگذارم و برم
‫که انگار یک میدان جنگ پشت سرم باقی گذاشتم

02:36:42.477 --> 02:36:43.895
‫برای همین آمدم این‌جا

02:36:48.650 --> 02:36:50.610
‫شما به خودتون آسیب زدید

02:36:53.321 --> 02:36:55.323
‫بله، آسیب دیده

02:37:40.285 --> 02:37:42.036
‫من رو بخشیده ای؟

02:38:01.931 --> 02:38:04.642
‫- چرا هیچوقت نپرسیدی؟
‫- چه بپرسم؟

02:38:04.726 --> 02:38:05.810
‫این آخرین سرویس غذاخوری‌مه

02:38:05.894 --> 02:38:08.021
‫- چه باید می‌پرسیدم؟
‫- یک سوال,,,

02:38:08.104 --> 02:38:10.815
‫- کدوم؟
‫- "پدر آدلف کیه؟"

02:38:10.899 --> 02:38:11.858
‫چرا بپرسم؟

02:38:11.941 --> 02:38:14.986
‫با اونهمه مردی که اون دوران تو
‫زندگیت داشتی، خودت هم نمی‌دونستی

02:38:15.069 --> 02:38:16.070
‫دالبرگ

02:38:16.154 --> 02:38:17.822
‫- اما من خبر دارم
‫- نه، نداری

02:38:17.906 --> 02:38:20.116
‫- چرا، می‌دونم
‫- نه، نمی‌دونی

02:38:20.200 --> 02:38:21.159
‫چرا، می‌دونم

02:38:21.242 --> 02:38:22.994
‫- دوست نداری تو هم بدونی؟
‫- نه

02:38:23.077 --> 02:38:25.163
‫- چرا نه؟
‫- به من مربوط نیست

02:38:25.246 --> 02:38:26.998
‫اگه بود چی؟

02:38:27.624 --> 02:38:29.334
‫نمی‌خوام بدونم

02:38:29.417 --> 02:38:32.045
‫- به من مربوط نیست
‫- چرا هیچکس هیچ کاری نمی‌کنه؟

02:38:34.380 --> 02:38:39.010
‫بله، شارت خوب و باهوش
‫حالا باید گوش‌هاش رو بپوشونه

02:38:39.093 --> 02:38:40.595
‫تو به خاطر این بچه به من
‫حسادت می‌کردی

02:38:41.471 --> 02:38:43.723
‫وقتی در لودویگسبرگ درباره‌ش حرف می‌زدیم,,,
‫چهره‌ت رو,,,

02:38:43.806 --> 02:38:45.850
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم، هیچوقت

02:38:46.434 --> 02:38:50.146
‫حالا چی؟ حالا تو بردی,
‫تمام او رو مال خودت کردی

02:38:51.189 --> 02:38:54.901
‫چطور این مرد رو با ذهنیت کوچک و عوامانه‌ت
‫از عشق مدفون کردی؟

02:38:54.984 --> 02:38:58.446
‫چطور این‌قدر احمقی و
‫واقعیت رو نادیده می‌گیری؟

02:38:58.947 --> 02:39:03.535
‫هروقت که مسئله‌ای پیش آمد
‫پشت شوهرم رو خالی کردی

02:39:03.618 --> 02:39:06.120
‫خودت رو انداختی تو دامنش و بعد هم
‫فرار کردی

02:39:08.289 --> 02:39:12.043
‫ما قسم خورده بودیم همه‌چیز رو
‫در میون بگذاریم

02:39:12.126 --> 02:39:13.461
‫چی رو باید باهات در میون می‌گذاشتم؟

02:39:13.545 --> 02:39:16.214
‫شبی رو که در توبینگن گذروندید؟

02:39:16.297 --> 02:39:19.551
‫مردهایی رو که مثل سگ
‫قلاده‌شون رو دست گرفته بودی؟

02:39:19.634 --> 02:39:22.720
‫تو زندگی عاطفی یک بانوی فئودال ورشکسته
‫رو پی گرفتی

02:39:22.804 --> 02:39:24.556
‫تو فرانسه، سر امثال تو رو
‫زیر گیوتین می‌گذارن

02:39:24.639 --> 02:39:26.933
‫درسته، چون اون‌جا قرار بود
‫که آزادی رو حکم‌فرما کنند

02:39:27.016 --> 02:39:29.894
‫اما در عوض مدفونش کردند

02:39:29.978 --> 02:39:32.146
‫اون‌ها برای آزادی واقعی
‫زیاده کوچک بودند

02:39:32.230 --> 02:39:36.317
‫منظور اون‌ها آزادی در تخت خواب نبود,
‫شوهرت رو نگاه کن

02:39:36.401 --> 02:39:40.488
‫چقدر غم‌بار, وقتی که تو مشغول عیش و
‫عشرتی این مرد تودار و قوی ساکت می‌مونه

02:39:40.572 --> 02:39:44.492
‫خانم‌ها، خانم‌ها،
‫همه ما دوست داریم شاهد طغیان شما باشیم

02:39:44.576 --> 02:39:48.496
‫شنیدن توهین‌هایی که شما به هم می‌کنید بسیار
‫هیجان‌انگیزه، اما پای مردهاتون رو وسط نکشید

02:39:53.668 --> 02:39:54.877
‫لولو!

02:39:59.340 --> 02:40:02.343
‫پزشک! یکی پزشک خبر کنه!

02:40:04.178 --> 02:40:05.513
‫لولو!

02:40:07.390 --> 02:40:10.935
‫- این حمله از همیشه بدتر به نظر می‌رسه
‫- همیشه همین‌جوری بود

02:40:11.019 --> 02:40:13.021
‫این‌جوری نبود

02:40:14.564 --> 02:40:19.444
‫- برف‌ها که آب می‌شن من می‌ترسم
‫- اما خیلی وقت پیش آب شدن، عزیزم

02:40:22.822 --> 02:40:24.407
‫بگذار کمک کنم

02:40:25.033 --> 02:40:26.701
‫ببریمش به بستر

02:40:34.500 --> 02:40:37.420
‫شونکه، لگن رو ببر بیرون لطفا

02:40:37.503 --> 02:40:39.547
‫امروز همین‌جا می‌مونم

02:40:41.257 --> 02:40:43.384
‫باید تا شب صبر کنیم

02:40:45.762 --> 02:40:47.972
‫یالا، تخت‌هاتون رو نشون‌تون می‌دم

02:40:52.060 --> 02:40:54.771
‫طوریم نیست,
‫تو اون‌یکی اتاق می‌خوابم

02:40:56.856 --> 02:41:01.027
‫بگذار باز هم حرف بزنند و قشقرق
‫به پا کنند

02:41:01.110 --> 02:41:03.154
‫از این صدا خوشم می‌آد

02:41:03.946 --> 02:41:06.032
‫شاید کمی آواز هم خوب باشه

02:41:16.584 --> 02:41:18.002
‫ممنونم، هانس

02:41:30.932 --> 02:41:34.602
‫تمام زنان خاندان فن لنگفلد استعداد
‫شگرفی دارند در برگزیدن مردانی که,,,

02:41:37.271 --> 02:41:41.025
‫در شتافتن به دیار باقی پیشگام اند

02:41:42.985 --> 02:41:46.114
‫و سرانجام، هر سه‌ی آن بیوه‌ها
‫کنار هم خواهند ماند

02:41:46.989 --> 02:41:51.577
‫و در کنار هم با دلسوزی
‫از شوهران مرحوم خود یاد می‌کنند

02:41:53.579 --> 02:41:57.125
‫شاید همینه که اون‌ها رو کنار هم
‫نگه می‌داره

02:41:59.293 --> 02:42:01.087
‫چیزی که خودشون درست
‫درکش نمی‌کنند

02:42:02.296 --> 02:42:05.633
‫چون که، صرف نظر از همه‌چیز،
‫به چشم‌شون طبیعی جلوه می‌کنه

02:42:06.300 --> 02:42:09.804
‫و شیلر هم همیشه به دنبال همین تثلیث بود

02:42:09.887 --> 02:42:12.515
‫جامعه‌ی زنانه‌ای که

02:42:13.307 --> 02:42:16.477
‫در تابستان 1788

02:42:17.478 --> 02:42:20.314
‫او رو در خود راه داده بود

02:42:27.155 --> 02:42:31.993
‫سپس او رو نه به بهشت، که به
‫زندان انفرادی ازدواج فرستادند

02:42:34.704 --> 02:42:38.750
‫حالا، درست در همین لحظه

02:42:39.500 --> 02:42:43.171
‫در پیشگاه بیماری مرگ‌بار او،
‫یک بار دیگر به این نکته پی می‌برند

02:42:44.797 --> 02:42:48.551
‫که او پناهنده‌ای‌ست در سیاره‌‌ای سرد و بایر

02:42:49.218 --> 02:42:52.555
‫غریب، و بیگانه در این دنیا

02:42:53.681 --> 02:42:55.850
‫او که هیچوقت در جستجوی خانه‌ای نبود

02:42:56.726 --> 02:42:59.228
‫اما در میان آن‌ها خانه‌ای یافت

02:43:28.716 --> 02:43:30.384
‫لین

02:43:43.439 --> 02:43:44.774
‫لُته

02:43:51.614 --> 02:43:57.787
‫فردریش فن شیلر دگربار، چون سابق، پیروز
‫زورآزمایی با بیماری خود شد و بهبود یافت

02:43:57.870 --> 02:44:02.041
‫و سه سال بعد بود که تن رنجورش
‫را تسلیم کرد

02:44:02.124 --> 02:44:06.295
‫و در ماه می 1805، در 45 سالی
‫مُرد

02:44:07.588 --> 02:44:13.010
‫کارلین فن ولزُگن در سنین بالا
‫زندگی‌نامه کامل دوستش را نوشت

02:44:13.094 --> 02:44:17.890
‫فنون نوین چاپ از مدت‌‌ها پیش
‫روی کار آمده بودند

02:44:17.974 --> 02:44:22.311
‫و این اثر با تیراژی چاپ می‌شد که
‫شیلر به خواب هم نمی‌دید

02:44:26.649 --> 02:44:31.904
‫شاید شمارِ بی‌شمار خوانندگان بود
‫که کارلین را از بی‌ملاحظگی ترساند

02:44:31.988 --> 02:44:36.868
‫و او را از ذکر هرگونه جزئیات صمیمانه
‫از زندگی خود، در زندگی‌نامه [شیلر] بازداشت

02:44:36.951 --> 02:44:41.455
‫و اندکی پیش از مرگ، تمامی مدارک
‫مکتوبِ مربوط به گذشه را نابود کرد

02:44:43.332 --> 02:44:46.711
‫و اطلاع از اینکه آیندگان هیچگاه
‫نخواهند دانست

02:44:46.794 --> 02:44:49.589
‫که میان این سه تن چه گذشته است

02:44:49.672 --> 02:44:52.049
‫برای او مایه آرامش بود

02:44:53.759 --> 02:44:57.555
‫گرچه، بر خلاف میل او،
‫تک‌ یادداشتی باقی ماند

02:44:57.638 --> 02:45:02.685
‫همانی که در تابستان 1788 به
‫دست او رسیده، و متن آن چنین بود:

02:45:02.768 --> 02:45:05.855
‫«دیشب، و یا امروز صبح،
‫رشته امور بیرون از دستان من بود

02:45:05.938 --> 02:45:10.192
‫و شاید عصر امروز به یک ضیافت نهار
‫دیرهنگام دعوت شوم، از طرف رنگمان

02:45:10.276 --> 02:45:12.111
‫پزشکی که در این جا به مداوای من می‌پردازد

02:45:12.194 --> 02:45:15.573
‫اما بعد، دزدانه به سوی تو می‌آیم»

02:45:19.194 --> 02:47:15.573
<font>رسانه اینترنتی </c> <font color="Green">برتر موویز</c>   <font color="Orange">bartarMoviz</c>  جامعترین سایت فیلم و سریال

02:50:45.527 --> 02:50:49.031
‫خواهران دلدار